با سلام . حدود 5 سال پیش خانمم به سرطان سینه مبتلا شد و طی دوره درمان یکی از سینه هایش را برداشتند و بنده هر کاری در توانم هست انجام داده ام.چون واقعا دوستش دارم. اما در موضوع زناشویی با ایشان ارضا نمیشدم . رابطه ما بدون اینکه ایشان متوجه شود یک طرفه بود و من تظاهر به ارضا شدن میکردم. بنابر این مجبور شدم به خاطر اینکه به گناه نیفتم به سمت ازدواج موقت بروم . و این کار را کردم . در حال حاضر مشکل خاصی ندارم ولی همیشه استرس دارم که نکند همسر اولم متوجه شود و بیماریش تشدید شود . ضمن اینکه چند بار خواسته ام به زندگی مخفیانه دوم خاتمه دهم تا از این استرس راحت شوم ولی نمیتوانم و همسر دومم نیز تنهاست و نمیتوانم نسبت به او هم بی تفاوت باشم . حال بر سر چند راهی هستم . نمیدانم چکار کنم ؟لطف راهنمایی کنید که :
1- آیا من خطایی کرده ام ؟
2- اگر همسر اولم متوجه شود چه باید بکنم ؟
3 – آیا قوانین حق را به من میدهد یا خیر ؟
ممنون از پاسخ شما