سلام من ۲۸سالمه و باهمسرم دوست بودم دوسال عقد بودیم دوسال هم هست ک ازدواج کردیم مشکلاتی داشتیم دعوا بحث ولی الان خیلی شدت پیدا کرده الان من جراعت حرف زدن ندارم چون هر حرفی بزنم ی دعوا درست میشه خیلی سختمه خسته شدم واقعا میترسم از حرف زدن باید چیکار کنم ،واینکه خیلی مادرش روش تاثیر میزاره هر حرفی بزنه همسرم تکرار میکنه مامانش قبلا گفته بود طوطی دوسداره ،ما قرار بود سگ بخریم ینی خود همسرم پیشنهاد داد این موضوع خونه مادر شوهرم مطرح شد مادرشوهرم گفت سگ نجسه و فلانو اینا بعد امروز ک میشه یه هفته بعد از خونه مادرشوهرم گفتم عزیزم بنظرم سگو بخریم من دیگ صددرصد راضی شدم گفت نه سگ نمیخریم سگ خوب نیس اگه خواستیم بخریم یه طوطی میخریم منم گفتم خودت گفتی سگ بخریم چون مامانت میگه نجسه میگی نخریم چون مامانت گفته طوطی میگی طوطی بخریم ،باورتون نمیشه چیکار کرد چقد داد زد چ حرفایی زد ک اگ فک میکنی من دهن بینم چرا شوهر کردی بمن و از این حرفا من هنوز تو شوکم خیلی حالم بده بعضی وقتا میگم فقط خودمو بکشم از دستش راحت شم و بدترین چیزی هم اینه ک تحمل قهرشو ندارم حالم بد میشه