با سلام

بنده به مدت چهار سال هست که مهاجرت کردم، در تمامی این مدت مشکلات مهاجرت و پیدا کردن کار و شروع زندگی مشترک همه و همه دست هم دادند تا من در شرایط جدید و زندگی جدیدی قرار بگیرم. خوشبختانه من و همسرم با هم رابطه خیلی صمیمانه و عاشقانه ای داریم، خیلی به هم علاقمند هستیم و در کنار هم رمان خوبی را سپری میکنیم. متأسفانه هر دوی ما دچار استرس شدید شده ایم که تا حدی بر سلامت فیزیک مان هم تأثیر گذاشته بعنوان مثال همسرم هنگامی که دچار استرس میشود قلب درد می‌گیرد و آرام و قرار ندارد شبها از خواب میپرد و منظور من از پریدن این است که بدنش جهش شدیدی دارد و من او را هشیار میکنم ولی همان موقع قلب ایشان به شدت تند میزند و من خیلی میترسم. از طرف دیگر هم خوددمن دچار اضطراب و ترس شدید هستم، یک سری اتفاق های تلخ گذشته و تجربیات ناگوار در روابط با افراد داشته ام که هر وقت اسم آن افراد آورد میشود یا آگاه میشوم که ممکن است در آینده من حضور داشته باشند و دوباره ممکن است حرف های ناخوشایند از آنها بشنوم و یا شاهد رفتار های نا به هنجار آنها باشم ترس تمام وجودم را میکرد بدنم به لرزه میفتد، نبضم به شدت تند میشود و به چیزی حدود ۱۴۴ در دقیقه می‌رسد، درد عجیبی درون قفسه سینه ام احساس میکنم و گاهی اوقات کابوس آن افراد را میبینم. من و همسرم خوشبختانه از لحاظ شغلی جایگاه مناسبی داریم و در زندگی مشکل مادی احساس نمیکنیم نه اینکه پولدار باشیم ولی میتوانیم به آینده خوبمان امیدوار باشیم. روی پای خودمان ایستاده ایم، و کمک خاصی از اطرافیان نگرفته ایم. فشار کار گاهی اوقات زیاد است ولی نه همیشه، اینکه هر دوی ما استرس داریم باعث شده نتوانیم به یکدیگر از بابت آرام کردن به دیگری کمک کنیم هر چند من تمام تلاشم را میکنم، برای همین موضوع من تصمیم گرفتم مشاوره داشته باشم تا از نظر تخصصی بهره بگیریم.

از بابت صرف وقت و انرژی از شما تشکر میکنم.

ماری