من از بچگيم كه يادم مياد مامانم كه از من ميخواست نماز خون بشم يادمه من حسي ك داشتم اين بود ك دوست نداشتم مامان بابام يا بقيه ببينن و ذوق كنن و حتي الان يه وقتايي همين حس و تجربه رو دارم با اينكه ديگه خيلي بزرگ شدم ٢٣ سالم هست، ولي هنوز اگه كاري رو بدونم نظر مامان بابام به‍ش جلب ميشه رو ديگه اصلا دلم نميخواد انجامش بدم يا حتي يه حس لجبازي شديدي كه به خودم هم فشار مياره برام ايجاد ميشه ميخواستم بدونم علت و ريشه اين چي ميتونه باشه چطوري ميتونم حلش كنم