سلام، من از دوم دبیرستان با آقا پسری آشنا شدم و الان چهار سال از رابطه ما میگذره، در طول این چهار سال دوبار رابطه ما اتمام پیدا کرد و از هم جدا شدیم، بار اول یک ماه دور بودیم و برگشتیم و بار دوم هفت ماه جدا بودیم و الان دو ماه هست که برگشتیم، اوایل رابطه ما همه چیز خیلی خوب بود و شاید به دلیل این بود که دید بازی به زندگی نداشتیم، به مرور که گذشت مخالفت خانواده ها و فشار های عصبی روی ما شروع شد و بعد ازچند ماه که این اتفاقات افتاد، به دلیل بی اعتمادی طرف مقابلم رابطه ما تموم شد و بعد از یک ماه برگشتیم، من و اون کاملا سعی کردیم طبق علایق طرف مقابل هم، شکل بگیریم و هر کدوم به شدت از زندگی که بت اون علاقه داریم فاصله گرفتیم ولی بازهم بد بینی نسبت به من هنوز وجود داشت و این حس بی اعتمادی به خاطر بعضی از پنهان کاری هایش توی من هم شکل گرفته بود، من به حجاب اعتقادی نداشتم و به خاطر نزدیک شدن به علایق که نمیشه گفت به خاطر دور از چشم بقیه نگه داشتن حجاب کامل داشتم و لباس های خیلی پوشیده، اما بازهم سختگیری شدید تر میشد، و بحث و بی احترامی ها بیشتر. تا جایی که بخ شدت بحث پیش اومد و من خواستار اتمام رابطه شدم و منو تحدید کرد، پدرم دعوای فیزیکی با این آدم کرد و رابطه تمام شد. من در طی اون سه سال به شخصی تبدیل شده بودم که خودم نبودم و طبق نظرات شخص دیگه ای داشتم شکل میگرفتم، توی هفت ماهی که بدون اون بودم خیلی مسیر ندگیمو خوب پیدا کردم و جلو رفتم و اصلا به برگشتن فکر نمیکردم، وضیعت روحی من توی اون هفت ماه به شکلی بود که مثلا دوهفته کاملا حالم خوب بود و دو سه روز کلاف بودم و دلتنگ میشدم. به این فکر میکردم که ایا رابطه ما به خاطر این خراب شد که باهم تفاهم نداشتیم و از لحاظ اخلاقی فاصله داشتیم و یا اینکه راهیی که برای رابطه انتخاب کردیم اشتباه بوده، این موضوع باعث شد که من ترقیب شوم که دوباره با شکل دیگه ای به رابطه برگردم، طی اون هفت ماه چند بار اون شخص تقاضای برگشت کرد و رد کردم تا آخرین باری که فکر محک زدن رابطه مون را بکنم که اگر راه رابطه بد بود، پس می توانیم کناره هم باشیم در غیر اینصورت اتمام رابطه کار درستی هست، رابطه را با پذیرش اینکه هرکدام اونجوری که هستیم همدیگرو قبول داشته باشیم شروع کردیم. بعد از گذشت دوماه، اون سعی میکنه که به روش میاره ولی از لحاظ حجاب و ارتباطات من مشکل داره و من هم تقریبا همینطور.
نکاتی که باید بگم:
هر دو حس دوست داشتن رو بهم داریم
تفاوت های اخلاقی توی رابطه ما باعث ناراحتی میشود
هاردو برای رسیدن رابطه به ازدواج تلاش میکنم(از لحاظ جنبه های مادی)
خانواده های ما در طیف مذهبی کاملا متفاوتی هستند، و اینکه خانواده های ما طرف مقابل هرکداممان را برای همسر شدن قبول ندارن
ممنون میشم که کمکم کنید