سلام وقت بخیر،دختری ۳۰ساله هستم،مجرد،شاغل،از ۱۷،۱۸سالگی چون از بینیم خوشم نمیومد همیشه میگفتم بینیمو عمل میکنم،یعنی ۱۱،۱۲ساله ی دغدغه بوده برا من،تو ی شهر خیلی کوچیک زندگی میکنم و خونواده خیلی ساده و سنتی دارم خیلی سنتی،و خونواده همیشه مخالف بودن و اصلا عمل رو ی چیزی برای درمان میدونن ن زیبای بخصوص پدرم ،الان خودم شاغل هستم و چون هنوز تو همون دغدغه ۱۸سالگی موندم تصمیم دارم بینیمو عمل کنم ولی کلا خونواده باز مخالفن میگن پولتو جمع کن ماشین بگیر و بیکاری و غیر و در نهایت حمایتم نمیکنن با بابامم ک اصلا نمیتونم در موردش صحبت کنم،دوماه پیشم زیر چشممو تزریق کرده بودم ک چون داداش منو برده بود کلی گیر داد بهش ک این چ وضعیه و چرا صورتشو اینطوری کرده،(البته اینم بگم خونواده من یطوریه ک کلا ب حین عمل گیر میدن و ار نتیجه راضین اکثرا،یعنی باید تو عمل انجام شده قرارشون بدی وگرنه با ۹۰درصد کارا مخالفن)خلاصه من تو سنیم ک باید خودم برا زندگیم تصمیم بگیرم و تصمیمم اینکه عمل کنم تموم شه بره رو اعصابمه خیلی ولی از ی طرفم میترسم بابام ناراحت شه،عصبانی شدنش زیاد مهم نیست فقط میترسم ناراحت شه و خدای نکرده اتفاقی براش بیفته چون ناراحتی قلبی داره،حالا تصمیم خودم اینه اخر این هفته ک تعطیلاته برم عمل و پیش خواهرم بمونم و بعد چند روز ک کبودیا کمتر شد برگردم تا زیاد گیر نده،البته بخاطر کارم باید شنبه برگردمم و احتمال داره کبودیا بمونه و ببینه و …بخاطر همین دو دلم و بعضی وقتا هم میگم بیخیال شم و پیگیر ماشیتن باشم و بعد ماشین ک دیگه بهانه ای ندارن برم عمل کنم،نیاز دارم یکی جدا از خونواده راهنماییم کنه ک کدوم به صلاحه