سلام. من و یه دختر از طریق اینترنت 5 سال پیش آشنا شدیم. من از ایشون تقریبا 7 سال بزرگترم و الان 28 سالمه. اول از همه این رو بگم که من ارومیه هستم و اون زابل . یعنی فاصله خیلی دوره
اوله این رابطه من خودم چون بزرگتر از دختره بودم وخودم رو منطقی تر از اون میدونستم بهش گفتم که فاصله خیلی دوره و نمیشه و اینکه مثل 2 تا رفیق خوب فقط میتونیم برا هم باشیم. مدت ها که گذشت من که هرچی بیشتر خوبی های ایشون رو میدیدم بیشتر بهش مطمئن تر میشدم و علاقه پیدا میکردم بهش. خلاصه این رابطه نزدیک 5 سال ادامه داره و من ماه پیش همراه مادرم رفتیم مشهد (اونا هم اونجا بودن اونموقع، مادربزرگش اونجا خونه داره)
رفتیم مشهد و همراه مادرم رفتیم با خودش و مادرش حرف بزنیم (تقریبا حالت خواستگاری) مادرش اصلا نه پرسید کی هستی نه از خانواده م پرسید … هیچی ! از همون اول پاش کرد تو یه کفش که من از این نحو آشنایی شما اصلا خوشم نمیاد فاصله هم که دوره پس نمیشه ! هرچقدر من و مادرم حرف زدیم گفت نمیشه که نمیشه …
الان یک ماهه که دارم سعی میکنم منطقی برخورد کنم و با تحمیل و زور و فشار نرم جلو که بعدا پشیمون شم ولی واقعا برام قابل درک نیست که فردا قراره یه نفر پیدا شه که اندازه همین دختر اخلاقاش و رفتارش با من یکی و مچ باشه. باور کنین خیلی خیلی سازگاری داره اخلاقامون باهم بهتون بگم تو این 5 سال حتی 1 بار هم باهم قهر نکردیم شاید باورتون نشه. اصلا رابطه ما مثل دو تا رفیق خیلی خیلی خیلی صمیمی بود و مثل دو تا دوست و رفیق که عاشقانه همدیگه رو میپرستن. مطمئنم که حسم بهش الکی نیست چون هم اون هم من نه تنها تو این 5 سال محبتمون به هم کمتر و سردتر نشده بلکه خیلی خیلی خیلی بیشتر از روز اولم شده
حالا موندم چیکار کنم … نه میتونم ولش کنم نه راه امیدی میبینم برای این رابطه