سلام.من یه زن 36 ساله م.شاغلم.یه پسر هفت ساله دارم.همسرم کارمنده.راستش نمیتونم بگم با همسرم زندگی عاشقانه و بدون مشکل دارم.بعد از ازدواج با همسرم چند سالی با هم اختلاف داشتیم.همسرم بارها منو کتک زد و این باعث شد هیچ وقت دلم باهاش صاف نشه.ولی خانواده م هم اجازه ندادن ازش جدا شم.پس بچه دار شدم.ولی خوب هیچ وقت احسای رضایت کامل از زندگیم نداشتم.یک سال پیش سر کار با یکی از همکارام وارد اس ام اس بازی تو تلگرام شدم.اولش همه چیز شوخی بود ولی اون همش اصرار داشت بیرون برم و تو دفترش بببنمش.دروغ چرا همیشه دوست داشتم یه مرد کنارم باشه یه مرد قوی که باهاش در حد دوست باشم.اما اون اصرار داشت منو ببینه .تا اینکه اینقدر دم گوشم خوند تا پاشدم و رفتم دفترش.گفت فقط میخواد بدنم رو بببنه همین و بهم دست نمیزنه.حرفهایی که تو ابن مدت میزد منو به اون وابسته کرد.همکارم بود تو یه اتاق دیگه که باهاش چسم تو چشم میشدم.چند باری رفتم دفترش ولی هیچ وقت رابطه نداشتیم اون فقط میخواست بدنم رو ببینه همین.وقتی دید بهش وابسته شدم ناراحت شد گفت منو و تو هردومون متاهلیم .اشتباه کردبم بیخیال شو و فراموش کن.اون وارد دوستی با یکی دیگه از همکارای زن شد .من موندم و یه دنبا حماقت که چرا به حرفاش گوش کردم.چرا شرافت چندین ساله م رو لکه دار کردم.الان یکسال میگذره.باهاش قهرم حتی جواب سلامش هم نمیدم.چند بار تو تلگرام باهم دعوامون شد گفت من خواستم تو نمیومدی.آش تازه بذاری جلوی هر کی نه نمیگه.من نمیدونم چیکار کنم.به پول این کار احتیاج دارم ولی از طرفی حرفاش و کاراش فراموشم نمیشه.کمکم کنید