سلام دختر ۲۸ ساله هستم که از ازدواج میترسم و اعتماد بنفس ندارم و حس میکنم خیلی کمبود دارم و با این شرایط امادگی ش رو ندارم
حس میکنم ازدواج مانع پیشرفت و آرامش من میشه
خانواده خیلی به این موضوع اصرار دارن و با من بسیار مخالفت میکنن و بعد از رد هر خواستگار بحث های طاقت فرسایی در خانه است.
دو سال پیش با اصرار قبول کردم یه نفر بیاد خواستگاری ولی جواب منفی دادم بخاطر شرایط پسر و از اول دلم میخواست جواب نه بدم و به اصرار خانواده دو سه هفته باهاش صحبت میکردم بعد از جواب نه و شرایطی که در خانه ایجاد شد خیلی حس بدتری به من دست داد
چجور به خانواده بگم ازدواج برام اولویت نیست و اینقدر به من اصرار نکنند
تازگی یک نفر اصرار داره بیاد برای پسرش باب اشنایی باز شه و من ندیده جوابم نه ست ولی از طرف خانواده تحت فشارم.
ممنون میشم راهنماییم کنید