سلام وقتتون بخیر. من کنکوری هستم و ۱۸ سالمه از جهت طرز فکر با پدرم اختلاف دارم. پدرم فردی دارای ارزش های مذهبی و دارای نظم زیاد هستن و از نظر سیاسی هم تفاوت داریم. متاسفانه چندین سال قبل ورشکست شدیم و پدرم از همون موقع سخت مشغوله که دوباره بتونیم به وضعیت مالی خوب برسیم. از طرفی قرض هایی که باید پرداخت بشن اجاره خونه و خرجهای دیگه از طرف دیگه هم انتظارات ۳تا بچه. الان وضعیت خوبی داریم نسبت به قبل. اگر از اول نداشتیم یا منتظر اومدن پول نبودم شاید انتظاراتم پایینتر بود ولی الان بالاست چون چندتا جا هستن که هرروز امروز و فردا میکنن تو دادن پول. مشکل من اینه که با پدرم تند رفتار میکنم با اینکه کل روز برای ما تلاش میکنن با کوچکترین شوخی که باهام میکنه بهم میریزم و گریه میکنم تحمل ندارم نصیحتی بهم بکنه البته اینم بگم که زبون پدر یکم تنده و شوخیهاش حالت تخریب داره ولی خب تو دلش اونطور نیست. حس میکنم وقتی میبینه با مامانم اوکیم ناراحت میشه. تو این یکسالو خورده ای بخاطر کنکورم هردو خیلی تحملم کردن ولی من نمیخوام دیگه دل پدرمو بشکونم هممون تحملمون کم شده تو این مدت نمیخوام بابام فکر کنه منم که از خون خودشم مثل بقیه وقتی پول هست هستم وقتی نیست منم پشت میکنم بهش . رفتار تندم از رو ناخودآگاهه لطفا کمک کنید درستش کنم