سلام من ۲۹ سن دارم خارج از کشور هستم و یکی رو دوست دارم که دو ماه قبل طلاق گرفت ۲۰ سالشه که هفته چند بار میبینمش و میاد خونه دوستم که فامیل دور هستش تو این مدت که دو ماه بیشتره بهش محبت میکردم آرومش میکردم وقتی مشکل داشت با شوهرش. و بعد از مدتی بهش گفتم که دوستش دارم و بهش حس دارم زد تو ذوقم گفت نمیخوام با کسی باشم میخوام همین جوری دوست صمیمی بمونیم حتی از بهترین دوستم و زنش کمک کردم که خیلی باهاشون صمیمی هستن که باهاش بحرفن و حرف زدن ولی میگه نمیخواد و نمیخواد مثل دوست پسر و دختر باشه در حالی که قبل حسی بود و حتی بغلم هم بود …. میگه خیلی برام با ارزشی از اونی که فکرشو بکنی ولی شدنی نیست لطفا کمکم کنین که دلشو به دست بیارم چون من بهش گفتم الان تو این شرایط بهترین گزینه برای من تو هستی و برای تو من.
نمایش نظرها (4)
سلام به شما دوست عزیز
احساسات شما قابل احترام می باشد اما دقت داشته باشید که ایشان ممکن است مدت زمان زیادی نباشد که از شرایط یک زندگی مشترک خارج شده اند و با توجه به تجربه ای که در آن زندگی داشته اند ممکن است دیدگاهای ایشان برای ازدواج با بدبینی همراه باشد و با توجه به سن کمی که دارند ممکن است تصمیم داشته باشند مدتی را به تنهایی زندگی کنند و بهتر است در این مسیر شما نیز از اجبار ایشان و یا توجه افراطی برای جلب توجه ایشان خوداری کنید و سعی کنید یک شناخت واقعی از خودتان به ایشان بدهید تا این فرد بتواند در زمانی که نسبت به اتمام زندگی مشترک خود به مرحله پذیرش رسید نسبت به شناختی که نسبت به شما بدست اورده است در این مورد تصمیم گیری کند .
در زمان فعلی بهتر است صبر کنید تا ایشان به مرحله پذیرش برسند چون ممکن است تصمیم گیری ایشان چه برای رد ازدواج و چه قبول ان بیشتر از جنبه هیجانی باشد و با دادن یک شناخت از خودتان می توانید به ایشان فرصت انتخاب بدهید .
دقت کنید که بهتر است از روابط جنسی و عاطفی شدید خوداری کنید چون می تواند برای شما و یا حتی ایشان ایجاد وابستگی کند و بر روند تصمیم گیریتان تاثیر زیادی داشته باشد .
ممنون از پاسخ تون در حالی که قبلا یه چیزایی بهم گفت که دوستی بمونه این حرفا مثلا آخرین که بهم اس داد اینا رو گفت بهم:
من واقعا با همه چی کنار می یام حتی بگو بمیر می میرم ولی از حس داشتن بو تو و یا حرف زدن که مثل دوست دختر دوست پسر که حسی دارن به هم نمی تونم نه با تو نه با هرکسی دیگه و واقعا نمی خوام نه به خودم نه به تو فرصت بدم چون می دونم شدنی نیسس.
ولی واقعااا تنها ترسم از یه چیزه اونم اینه که تورو از دست بدم می خوام مثل دوست صمیمی مثل قبل باشیم نمی خوام از دستت بدم چون واقعا دوست دارم مثل یک دوست خیلییی خیلی صمیمی و همیشه این منو نگران می کنه تا روزی که زنده باشم بهت اعتماد دارم دوست دارم همون جوریییی که گفتم واسم مهمی خیلی و تا الان ازت هدیه گرفتم ممنون ولی واقعا بدونه نظری یا چیزی ازت گرفتم.
خوشحال می شم می بینمت تو شرایط بد و سخت زندگیم باهام بودین ولی خواهشا ازم انتظار اون نداشته باش که بهت فک کنم چون واقعا واسه من نیس.
نمی دونم چجور فک کنی یا نه فقط ناراحت نشو دل خور نشو چیزیه که نمی خوام نه الان نه سال دیگه منتظر من باشی و یا شاید بکی باهام بحرفیم شاید خوب شدیم نه.
این حرفایی که بود بهم زد ولی بعد از این هم حرف زدیم میخندیدیم من کم نمیاوردم حالا فردا میخواد باهام حرف بزنه گفت فردا باید باهات حرف بزنم حتما احتمالا همینا رو بگه لطفا کمکم کنین که باهاش حرفیدم چی بهش بگم که سفره دلش برای من باز کنه هر اتفاقی افتاده بهم بگهکه من یه تصمیم کامل بگیرم ممنون خیلی تشکر
دوست عزیز دقت کنید شما در زمانی که ایشان بوده اید که فشار روحی زیادی را تحمل می کرده اند و اینگونه شکل گیری روابط می تواند با وابستگی زیاد و ترس از دست دادن همراه شود که به نظر می رسد این خانم نیز آنها را تجربه می کنند .
بهتر است به یاشان کمک کنید تا برای مشکلات و شرایط روحی که تجربه می کنند به روانشناس به صورت حضوری مراجعه کنند و دقت داشته باشید که با توجه به شرایط فعلی امکان وابستگی شما و ایشان افزایش می یابد و بهتر است شما سعی کنید تنها یک شنونده خوب باشید بدون قضاوت و سرزنش اما از روابط عطافی و جنسی خوداری کنید تا هردویتان بتوانید تصمیم گیری بهتری در زمان بهبود شرایط روحی این خانم داشته باشید .
با سلام خدمت شما
دوست عزیز احساسات شما در این زمینه کاملا قابل درک است.
اما نکته ای که مهم است به آن دقت داشته باشید این است که ایشان هنوز درگیر رابطه قبلی شان بوده و شرایط هیجانی و عاطفی نرمالی ممکن است نداشته باشند.
اصولا هر رابطه احساسی- عاطفی که به اتمام می رسد فرد مدتی زمان می خواهد تا به حالت اولیه و طبیعی و خلق با ثبات بازگردد.
به خصوص در این مورد که فرد جدا شده و حتی اگر ایشان هم بپذیرند از آنجا که هنوز تحت تاثیر نوسانات خلقی و عاطفی ازدواج و طلاق خود هستند، هرگز توصیه نمی شود.
چرا که در شرایط طبیعی شکل نگرفته است.
طلاق در رتبه بندی میزان اضطرابی که توسط فرد تجربه می شود در سطح نسبتا بالایی قرار دارد و کاملا طبیعی است که ایشان هم در این شرایط آمادگی شروع رابطه جدید را نداشته باشند.
به این معنا که پشت سر گذاشتن آن ممکن است زمانبر بوده و فرد باید این چالش را در ابتدا پشت سر بگذارد، تاحدی به شرایط طبیعی و پایدار بازگردد.
بنابراین بهترن کار این است که کمی (حداقل شش ماه) به ایشان فرصت دهید تا خودشان را بازیافته و از این بحران فاصله بگیرند و از نظر عاطفی- هیجانی خودشان را پیدا کنند و در شرایط بهتری برای انتخاب و تصمیم گیری قرار بگیرند.