سلام خانوم بنده از لحاظ وضعیت مالی از بنده خیلی ضعیف هست خواهرم با خانومم بر سر موضوعی بحث شان شد و چون همسر بنده عقد قبلی متارکه کرده بود خواهرم بهش گفت دست دوم و به خاطر این موضوع هم خودم و هم همسرم سه سال با خواهرم قهر کردم و وقتی پسرم به دنیا آمد با خواهر آشتی کردم و همسرم چون با خواهرم آشتی کردم روز به روز رفتار سرد شد و لج لج باری شروع شد با خانواده من قطع رابطه کرد من هم با خانواده او قطع رابطه کردم ،تا اینکه یک روز با بنده تماس گرفتن بخاطر زیباترین جمله برای امام حسین همراه خانواده مشهد برنده شدید و من باخوشحالی به مادرم گفتم مادرم گفت من هم میبری گفتم چرا که نه رو تخم چشم من جای داری وقتی به همسرم گفتم مادرم میخوام ببرم منو سرزنش کرد و دعوای مان شروع شد روز حرکت قطار همسرم ساک را گذاشت جلویم گفت با مامان جونت برو به سلامت چون بلیط برای خانومم صادر شده بود از شدت ناراحتی یک لگد به همسرم زدم و او قهر کرد رفت خانه مادر نیم ساعت بعد برادر او با فوش تهدید جلوی منزل آمد گفت طلاق خواهرم را میگیرم ۱۰ روز بعد احضاریه از ثبت اسناد برای مهریه و از دادگاه درخواست نفقه خودش و پسرم توسط وکیل که برادرزنم گرفته بود آمد یک ماه بعد برادرزنم با نامردی تمام با مامور جهیزیه جمع کرد و خانه ای برای همسرم اجاره کرده بود برد ۶ماه التماس کردم حتی نصف خانه را هم گفتم به نامت میزنم خانومم قبول نمیکنه میگه کل خونه رو باید به نامم بزنی به بهانه کورنا ۴۰ روزه فرزندم ندیدم ناراحتم از امام رضا که چرا اینجوری منو دعوت کرد زندگیم نابود شد خانواده همسرم خیلی طمع کار هستند حاظر هستن به خاطر مهر یه زندگی دخترشان نابود بشه و یک خ آره زن مطلقه در خانه شان داره زندگی میکنه الان در شرایط روحی بسیار بدی هستم چون پدرم فوت کرده و بنده حق سهم دارم و یک خانه ۶۰ متری دارم میخوان خانه بنده را تصاحب کنن آیا ادامه با چنین زن طمع کار برادر زن نامرد که فقط چشم شون به تاراج بردن مالی که ۱۸ سال زحمت کشیدم لطفا راهنمایی کنید چه خاکی به سرم بریزم
نمایش نظرها (3)
سلام به شما دوست عزیز
قابل درک هست که این شرایط برای شما با فشار روحی زیادی همراه می باشد اما دقت داشته باشید که نیاز است شما و هسمرتان دلایل رفتاری خودتان را که تاثیر زیادی بر مشکلات ایجاد شده دارد را شناسایی کنید .
دقت کنید که زندگی مشترک از زندگی خانوادگی جدا می باشد و نیاز است که هردوی شما در این مورد به نتیجه برسید و بدانید که زندگی مشترک از زندگی خانوادگی جدا می باشد و بهتر است بخاطر رفتارهای اعضای خانواده یکدیگر را سرزنش نکنید در کنار اینکه نیاز است که با مدیریت لازم از بی احترامی توسط خانواده ها جلوگیری شود .
رفتارها و تصمیمات هیجانی هردوی شما می تواند آسیب زا باشد و بهتر است هردوی شما از توهین و تصمیمات هیجانی خوداری کنید .
در این مسیر بهتر است در احترام با همسرتان تماس بگیرید و بدون توهین و یا سرزنش ایشان و یا صحبتی در مورد خانواده ها بیان کنید که می خواهید زندگی مشترکتان را در صورت تمایل بازسازی کنید و در این مسیر بهتر است هردوی شما به صورت حضوری به زوج درمانگر مراجعه داشته باشید تا بتوانیم با بررسی دیدگاه و شرایط روحی و آسیب های رفتاری و... در این مسیر به تصمیم گیری هردوی شما کمک کنیم.
بهتر است از به نام زدن خانه خوداری کنید چون مشکل شما و همسرتان مسائل مالی نمی باشد که با زدن منزل به نام همسرتان این مشکلات برطرف شود بلکه مدیریت نداشتن و آسیب های رفتاری می باشد که با مسائل مالی برطرف نمی شود و در زمان و مکان های دیگر اگر این مشکلات برطرف نشود و شما ها مجدد به زندگی مشترک بپرذارید بازهم امکان ایجاد مشکل وجود دارد.
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-22354282
با سلام خدمت شما
دوست عزیز احساس خشم، ناراحتی و درماندگی شما کاملا قابل درک است.
اما به نظر می رسد مسائل پیچیده تر از اینهاست و ایشان ناراحتی عمیقی دارند.
چرا که توهین و تحقیر و سرزنش و از همه بدتر برخورد فیزیکی جزو مخربترین رفتارها هستند که به شدت روابط را تخریب می کنند.
همچنین دریافت احساس ارزشمندی بزرگترین ومهمترین عنصر در روابط است که اگر رعایت نشود معمولا افراد از دامه آن مایوس خواهند شد.
مدیریت روابط زمانی که اختلاف و یا کدورتی بین همسر و خانواده خودمان پیش می آید بسیار پیچیده می شود و نیازمند مهارت است.
همدلی در این مواقع و درک کردن احساسات فرد جریحه دار شده بسیار مهم است.
اکنون هم ظاهرا خانواده ایشان ظاهرا قصد حمایت از ایشان و تصمیمشان را دارند.
که البته شما فکر می کنید که ایشان طمع کار بوده و به دنبال مال شما هستند و تا زمانیکه این دیدگاه وجود داشته باشد که ایشان به خاطر شرایط مالی بد در گذشته پس الان این مهمتری مساله شان است، مشکلات حل نمی شود.
در روابط بین فردی اگر ما رفتار اشتباهی کردیم و پرخاشگری انجام دادیم رسم آن دلجویی و عذرخواهی و تعهد برای عدم تکرار آن است.
چرا که احساس خشم کاملا طبیعی است اما ما هرگز مجاز به پرخاشگری نیستیم.
در غیر این صورت ناراحتی ها بزرگ و بزرگتر خواهند شد.
رابطه شما و همسرتان هم به نظر می رسد که نیاز به ترمیم اساسی داشته باشد البته اگر بتوانید ایشان را قانع کرده و با خودتان همراه کنید.
پیام ایشان این است که دیگر حاضر به زندگی با شما نیستند و باید ببینید از چه چیزی یا چه مواردی تا این حد رنجیده خاطر هستند که چنین تصمیمی گرفته اند و خواسته واقعی شان چیست و آیا می شود به تواقی رسید؟
در رابطه همسران وقتی کار به اینجا می رسد حتما هر یک از طرفین سهمی در ایجاد چنین شرایطی داشته اند که باید پس از بررسی و دریافت سهم از سوی هر یک از طرفین اگر میل به ادامه زندگی مشترک هنوز کامل از بین نرفته باشد، برای بازسازی رابطه تلاش کرد.
به نظر می رسد در حال حاضر بهترین راه صحبت کردن با خود ایشان و دریافت یک فرصت و اقدام سریع برای دریافت زوج درمانی هست و اگر هم برای طلاق قرار است تصمیم گیری شود، همین جلسات می تواند بسیار کمک کننده باشند برای اتخاذ تصمیم مناسب در این زمینه و دریافت این که آیا هنوز راهی مانده یا خیر.
شما می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تخصصی تلفنی داشته باشید:
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
سلام
ممنون سپاس از راهنمایی شما بزرگوار متاسفانه همسر بنده حتی حاضر نیست با من چه ملاقات حضوری وجه تلفنی داشته باشه آخرین باری که فرزندم را دیدم ۴۰ روز پیش آن هم به مدت ۵ دقیقه که بهش یاد دادن میگفت بابا بد بابا بی شعور جیگرم کباب شد بخدا به خاطر خانه ای که سالها زحمت کشیدم با کارگری خریدم که همسرم در آسایش باشه وکیل همسرم وعده داده که ازش میگیرم ۶ ماه التماس کردم فایده ای نداشت با این که با دوم هست ازدواج کرده خیلی امیدوار هست که دسترنج ۲۰ ساله منو ازم بگیره و بعد از طلاق از من دوباره شوهر کنه خیلی اسرار کردم که برویم پیش مشاور ولی قبول نمیکنه به پای مادر زنم افتادم گفت آنقدر از تو پول میگیره که به شوهرش نیاز نداره با اینکه اون یکی دخترش هم طلاق گرفته و پیش پدر مادرش زندگی میکنه برای این خانواده طلاق بد نمی دانند دلشون برای فرزندم نمیسوزه متاسفانه یک ریش سفید درست حسابی ندارند که میانجیگری کنه فقط میگن مهریه حق شه باید بدی به این دارم میسوزم اگه مشکل اعتیاد بیکار عیاش خیانتکار و غیره بودم میگرفتم حق داره اینها به خاطر طمع پول تصمیم شان را گرفتن و هیچ گونه گذشتی ندارن و از راه قانون تا جایی که نتوانستند منو له کردن دیگه انگیزه نفس کشیدن هم ندارم گیر بد نامرد های افتادم رحم یک ذره انسانیت در وجود اینها نیست از شما بزرگوار سوالم اینکه من دیگه شکست قبول کردم هم مالی هم زندگی هم عاطفی دیگه مطمئن هستم همسرم برنمیگرده و اصرار بر جدایی داره دروغین میگه میخوام تنها باسم آیا میتونم با این شکست بزرگ به زندگی ادامه بدم بخدا کمرم شکسته چنان به زمین خوردم که دیگه نای بلند شدن ندارم گیر خانواده بدی افتادم دیگه با این شکست بزرگ مالی و عاطفی دیگه حس کار تلاش هم ندارم فقط دوست دارم بخوابم و در این دنیای لعنتی نباشم