باسلام خدمت شما دوستان عزیز.. دو سال پیش بایه اقاپسری اشنا شدیم اون دوسال ازمن کوچیکتره وبرای همین سنمون من اصلا یه لحظه هم فکر نکرده بودم که شاید اون به من علاقه مند بشه یه رابطه خیلی ساده داشتیم مثلا من تو درساش کمکش میکردم و ازاتفاقاتی که روزانه براش میوفتاد بامن صحبت میکردو…تااینکه اون یروز اومد و درمورد علاقش صحبت کرد و من واقعا باورم نمیشد حرفایی که داره میزنه.من مخالفت کردم وهرجوری که میشد براش توضیح دادم که من دوسال ازش بزرگترم و چه مشکلاتی به وجود میاد و اصلا غیر ممکنه این رابطه ولی اون قبول نکرد منم برای همین دیگه باهاش قطع رابطه کردم.ولی اون طاقت نیاورد و بازهم اومد سمت من وبا التماس و خواهش منو راضی کردخلاصه که بعد از کلی حروفو شرط گذاشتن قبول کردم.الان دو سال هست ازاون ماجرا میگذره و ما یه رابطه خیلی سالم داریم ومادرانمون تا حدودی خبر دارن و اون اقاپسر هم الان قاری قران شده.اینم بگم که با بزرگ شدن سنمون هنوزم پشیمون نیستیم از رابطمون.ومن الان تو سن ازدواج هستم امااون الان موقع ازدواجش نیست من میدونم که اگه ازدواج کنم اون شکست بزرگی میخوره.من خودمم برام سخته این موضوع.ولی اون گفته منتظرش بشینم.ولی من نمیدونم که اگه منتظرش باشم اون به قولش عمل میکنه یانه.خواهش میکنم راهنماییم کنید.(اینا حرفای یه دختر بچه ی13یا14ساله نیست)از حرفام برداشت نکنید که ازین عشقای بی هدف خیابونی یا بچگونه اس.همونطورکه گفتم من الان توسن ازدواجم و تصمیم هردوتامون کاملا جدی هست.ممنون میشم از نظراتتون.
نمایش نظرها (1)
اگ میخوای پاش وایسی باید خودتو واسه هرچیزی اماده کنی چون ممکنه اون یه اتفاقی واسش بیفته ک نتونه ازدواج کنه باهات...