سوالتو بپرس
X

احساس میکنم توزندان زندگی میکنم حتی یک درصداحساس خوشحالی نمیکنم

سلام من احساس میکنم خیلی تحت فشارم بچه و نوجوان که بودیم هرکاری میکردیم هرچی میشدمامانم شبش میزاشت کف دست بابام یکاری بدیم میکردیم زودسیلی میخوردیم مامانم هیچوقت مثل یه دوست باهام رفتارنکردمیترسیدم خرفموبهش بگم همیشه هم میگف باپسری نخرف پسرشیره میکشه میزاره میره یا مرد حرف زور قبول نمیکنه هاو… سوم دبیرستان بودم مامان بابام طلاق گرفتن گفتم مامان پایین موهام رنگ بزارم گف نه میگن مامانش رفته فلان وبهمان خلاصه الان ۲۳سالمه مامان رنگ بزارم؟شوهر کن بعد برم لیزر؟شوهرکن بعد بینیموعمل کنم؟شوهرکن بعد لباموژل بزنم؟توخونه من ازین غلط ملطا نکن شوهر کن هر غلطی میخوای بکن گذشت الان دارم واسه آرزوهام تلاش میکنم واسه ارشد میخونم بعدش میخوام مهاجرت کنم میگه توروچه به مهاجرت مثل دوستات ازدواج کن یکی اومد بجه بزا بروبشین زندگیتوبکن یه لقمه نون اوندسرسفرت هم میخوری ولی این زندگی واسم کسل کنندس آرزوهای من نیس سراین موضوع بیشترازیه ساله دعوامیکنیم واقعا یمدته دیگه احساس میکنم سنگینی روسینمه نمیتونم نفس بکشم خفه میشم یه لحظه مغزم دردمیکنه اصلاراضی نیستم اصلا خوشحال نیستم نمیدونم چیکارکنم بعضی وقتافک میکنم ازدواج کنم طلاق بگیرم راحت باشم حتی آزادی پوشش هم ندارم تواین خونه

shoo:

نمایش نظرها (2)

  • هیچ پدر و مادری کامل نیست . شما م الان یه فرد بالغ هستید. به هیچ عنوان به خاطر خلاصی از دست مادرتون ازدواج نکنید و خودتون رو از چاه به چاله نندارید. شما بهتر اس روی خود و توانمندی های خود کار کنید و میتوانید دانشگاه خود را شهر دور تری انتهاب کنید. یا میتوانید به شهر دیگری مهاجرت کنید و کار پیدا کنید.

  • سلام به شما دوست عزیز
    اینکه این شرایط برایت باعث ناراحتی و حتی عصبانیت از پدر و مادر شده باشد یک امر قابل پیش بینی می باشد در هرصورت با ورد به دوران نوجوانی تمایل به استقلال بیشتر می شود و هر فردی می خواهد آزادی های خودش را داشته باشد اما در این مسیر چند نکته وجود دارد در اول اینکه پدر و مادر براساس اگاهی و بینشی که دارند و بخاطر حس دوست داشتنی که نسبت به فرزندانشان دارند سعی می کنند با درست و غلط های ذهنیشان به آنها کمک کنند تا مسیر رشدی بهتری داشته باشند.
    در مورد دوم اینکه بهتر است در کنار توجه به مسیر رشدی فردی به هنجارهای خانوادگی نیز توجه داشت در این حالت می توان امیدوار بود که در مسیر تعامل بجای بحث و دعوا و حتی قهر نتیجه گیری بهتری کسب کنید.
    اما در زمان فعلی شما یک خانم جوان هستید اینکه از نظر قانونی می توانید برای خودتان تصمیم گیری کنید شکی در ان وجود ندارد اما خب داشتن خانواده و مسیر ارتباطی با آنها می تواند نقش مهمی در مسیر رشدی شما داشته باشند پس بهتر است در احترام و با بیان درک نگرانی و هنجارها و احساسات آنها در مورد احساسات خودتان با آنها صحبت کنید.
    در کنار اینکه خب مادر شما براساس باورها و بینش های خودشان در مورد زندگی و مسیر موفقیت و حتی ازدواج صحبت می کنند اما این به این معنا نیست که شما مجبور به قبول آن می باشید بلکه در کنار احترام به ایشان و دیدگاهایی که دارند می توانید برای زندگیتان برنامه ریزی کنید و مسیر رشدی خودتان را سپری کنید ایشان نیز با مشاهده موفقیت و مسیر رشدی که طی می کنید می توانند بازهم دیدگاه خودشان را بیان کنند و شما نیز براساس شرایط همان زمان و باروهای خودتان و شنیدن صحبت های ایشان برای زندگیتان تصمیم گیری کنید.