با سلام و وقت به خیر
بنده یک پسر با 31 سال سن میباشم. من و همسرم علارقم مخالفتهای شدید خانوادگی عقد کردیم. حدود سه ماهی از عقد ما میگذره. اینم بگم ازدواج یک ازدواج فامیلی به حساب میاد. یعنی همسرم دختر دختر عموی منه. خب مشکلات زیادی به دلیل اختلاف بین خانواده ها به وجود اومده. البته من با همسر به هم قول دادیم درگیر مشکلات بین خانواده ها نشیم. ولی همسرم دقیقا خودش را وا داده و درگیر مشکلات شده. الان هم میگه خونه شما نمیام. با خانواده ات هیچ حرفی نمیزنم دیگه. البته یکسری کارهایی دیگه ام میکنه که دقیقا مغایر عهدهایی هست که باهم بستیم. مثلا بدون اطلاع من با مادرش مسافرت یا خرید میره. یا اینکه وقتایی که با خانواده اش هست من رو کامل فراموش میکنه. خیلی از تصمیماتش رو بدون من و با مشورت مادرش میگیره و خیلی موارد این چنینی این ازدواح بخش بزرگیش به خاطر اصرار ایشون بود. ولی بعد عقد کلا تغییر کرده.
مهریه ایشونم مهریه خیلی سنگینی هست که من اصلا از عهده اون بر نمیام.
سوال من اینه من باید چیکار کنم
نمایش نظرها (1)
سلام به شما آقا علی
قابل درک هست که این شرایط برای شما با فشار روحی و نگرانی برای آینده همراه شده است اما در این مسیر در کنار احترام به خانواده ها نیاز است که اگر می خواهید زندگی مشترکتان را ادامه بدهید هردوی شما باهم مسیر ارتباطی زندگی مشترک خودتان را داشته باشید و از وارد شدن به بحث های خانوادگی خوداری کنید اما هردوی شما نیاز است که به خانواده ها به عنوان خانواده همسرتان در احترام برخورد کنید بدون اینکه در نظر بگیرید که خانواده ها باهم مشکل دارند .
در هرصورت این اتفاقات رخ داده شده از اهمیت برخودار می باشد و اگر مدیریت لازم را هردوی شما نداشته باشید می تواند زندگی مشترک شما را نیز با آسیب روبرو کند پس بهتر است در همین دوران عقد بدون به دنبال مقصر بودن و یا سرزنش باهم به زوج درمانگر مراجعه کنید چون نیاز است با هردوی شما صحبت شود و شرایط هردویتان باهم بررسی شود تا بتوانید برای ادامه مسیر نتیجه گیری بهتری داشته باشید .
بهتر است تصمیم گیری برای جدایی را به بعد از دوران زوج درمانی معکول کنید چون اگر هردوی شما بتوانید این شرایط را بهتر ارزیابی کنید و مدیریت لازم را داشته باشید می توانید نتیجه گیری بهتری در مسیر زندگی مشترکتان داشته باشید.