سوالتو بپرس
X

اختلاف با شوهر

سلام
خسته نباشین خانوم دکتر
خانومی هستم بیست و هفت ساله.حدود چهار سال و نیمه ازدواج کردم.یه دختر دو سال و نه ماهه و یه دختر چهار ماهه دارم.با مردی ازدواج کردم که ظاهرا مومنه اهل خیانت نیس مذهبیه لیسانس داره باسواده کارمنده نظامیه. ولی تو یه خونواده روستایی بزرگ شده به شدت وابسته به برادراش و پدر و مادرشه. کل وقت آزاد و روزای تعطیلش رو من و دو تا بچه هام رو تنها میذاره و میره روستاشون.روستاشون پرت و دورافتاده هس مسیر صعب العبوری داره و من واقعا هرچی تلاش کردم نتونستم هر بار شوهرمو همراهی کنم. اونا با چرب زبونی شوهرم رو روز به روز بیشتر به خودشون وابسته کردن و به همین دلیل شوهرم مدام براشون خرج میکنه.و تو خونه واقعا ما رو روز به روز بیشتر تو مضیقه مالی قرار میده.خرجی هم نمیده بهمون.وقتی میره روستاشون حتی یه زنگ هم نمیزنه بهم.به سبک روستاییا هیچ ارزشی برا زن قائل نیست.سر همین کاراش زمستون پارسال شدیدا درگیر شدیم و حتی کارمون به دادگاه هم کشید.از اون موقع با خونوادم هم قهره.شدیدا کینه ایه.مدام درگیری داریم باهم.از دیروز هم شدیدا دعوا کردیم.شروع کرد فحش به خودم و خونوادم دادن.منم جوابشو دادم.دیگه هیچ حرمتی بینمون نمونده.میگه برو بیرون از خونه من.میگه ایشالا زمینگیر بشی…خونوادش مدام کوکش میکنن و میاد سر حرفای اونا باهام جنگ راه میندازه.نمیدونم چیکار کنم. به خاطر بچه هام دارم تحملش میکنم. نمیدونم اوضاع رو چجوری مدیریت کنم.طلاق بگیرم یا نگیرم. اصلا راهی هس که این مرد بفهمه اولویت زندگی آدم زنش هس نه پدر و مادرش؟لطفا راهنمایی بفرمایین

naomid:

نمایش نظرها (3)

  • با سلام خدمت شما دوست عزیز
    دقت کنید که خانواده همسرتان در کنار شما حضور ندارند و اینکه شما بخواهید خودتان و زندگی مشترکتان را درگیرد دیدگاها و حدس در مورد دیدگاها و صحبت آنها کنید می تواند به زندگی مشترکتان آسیب وارد کند .
    بهتر است سعی کنید بدون توجه و حدس در مورد صحبت های انها مسیر اصلی زندگی خودتان را در پیش بگیرید و در احترام و بدون توهین با یکدیگر در مورد زندگی مشترکتان تصمیم کنید اگر تمرکز زیادی بر این موارد کنید زندگی خودتان را دچار مشکل می کنید.
    سعی کنید در آرامش و بدون توهین در زمان مناسبی با هسمرتان به گفت و گو بپردزاید و برنامه زندگی مشترکتان را با یکدیگر بررسی کنید و سعی کنید مسیر مشترکی را بدون وارد کردن افراد دیگر به رابطستان بررسی کنید.
    در این مسیر اگر بتوانید یک دوره مشاوره را با همسرتان دریافت کنید هردویتان می توانید تصمیم گیری بهتری داشته باشید.
    1. معیارهای شما برای انتخاب همسرتان چه ویژگی هایی بوده است؟
    2. چه میزان علایق همسرتان را می شناسید و به آن علایق توجه دارید؟
    3. روابط جنسی و عاطفی شما رضایت بخش می باشد؟

  • سلام من زنی بیست یک ساله ام و دوماهه ازدواج کردم شوهرم هم آشپز بیست دو روز کار میکنه ۸روز مرخصی من با خانواده شوهرم یه جا زندگی میکنیم اونا بیست روز نشد عروسی کردیم طلاهام گرفتن و منو کتک زدن و فوش دادن و شوهرم هم وقتی اومد گوشیمو شکست و سیم کارتا رو هم شکست و منو دعوا کرد دست بزن نداره خیلی هم منو دوست داره ولی بد بینه نمیزاره سرکار که در داروخانه مشغول بودم برم و شماره دوستام و دختر خاله هامو حذف کرد و گفت حق نداری باهاشون ارتباط داشته باشی من احساس افسردگی شدید دارم مثل قبل نیستم دیوونه شدم همه رو بریده ازم برا خانواده ش خیلی ارزش قاعله حرفشونو گوش میده منم مجبور میکنه هیچی منم و باهاشون خوب باشم ولی نمیتونم فقط ناهار درست میکنم و میخورن پیام تو اتاق خودم و در و می بندم انگار تو زندونم

    • با سلام خدمت شما دوست عزیز
      در این مورد اگر همسرتان بدون دلیل گوشی شما شکسته اند رفتارهای شما را چک می کنند نیاز است از نظر بعد شخصیتی ایشان مورد بررسی دقیق تر قرار گیرند تا بتوانیم در این زمینه به شما کمک کنیم.
      1. شما چند سال دارید؟
      2. دلیلی همسرتان و خانوادیشان برای این رفتارها چیست؟
      3. این رفتارها برای شما مورد پذیرش می باشد؟
      4. معیارهای شما برای انتخاب همسرتان چه ویژگی هایی می باشد؟
      5. شما در مورد مشکلات با خانواده همسرتان با ایشان صحبت کرده اید دیدگاه ایشان چگونه می باشد؟
      6. روابط عاطفی و جنسی شما رضایت بخش می باشد؟