سوالتو بپرس
X

اختلاف با همسرم

با سلام من زنی 25 ساله هستم که سه سال از ازدواجم می گذره و کودکی یک سال دارم.من در اوایل عقد اصلا متوجه فحاشی ودست به زن همسرم نشدم حتی در مدت این 6 ماه که عقد بودیم شوهرم کمتر از کلمه شما و خانومم به من چیزی نمی گفت البته بعضی از اخلاق های ازار دهنده اش تازه دستم اومده بود مثلا خیلی روی مشغول بودن همراهم حساس و همیشه احساس می کرد که من به اون خیانت می کنم تا جایی که اگر خطم مشغول می بود با من دعوای شدید را ه می انداخت .درمدت عقد متوجه شدم ایشون خیلی خسیس تا جایی که در این سه سال یکبار برای من شارژنخریده و همیشه من برای ایشون شارژمی خریدم حتی والدینم برای من وکودکم لباس و…می خرند. ودرنهایت به من می گفت تو منت می زاری.البته با اینکه درامد داشت و این کار رو نمی کرد حتی برای تولدم هدیه ای نخرید و بهانه اش این بود که من هدیه ات رو بعدا می یارم و بعدا متوجه شدم که دروغ گفته.ولی بعد از دوماه از عروسیمون اولین توگوشی رو بابت اینکه چرا ساعت 12 شب اومده خونه خوردم .همیشه باید باکلمه شما صداش کنم ودر جمع به اون “اقا”بگم ولی اون به بهانه ی شوخی هر لفظی رو استفاده می کنه .وای به حال وقتی که بخوای باهاش شوخی کنی همیشه تبدیل به بی جنبه ترین ادم دنیا می شه.کاش کتک من به همین توگوشی می بود بعد از اون سر بهانه های مختلف کتک های بیشتر تا اینکه صورتم پرخون می شه یا لبا م پاره می شه و همیشه سرو صورتم ورم داره .وحتی یک بار دستام رو بست وتا تونست توی سرم مشت می زد وقتی سرو صدای من رو شنید توی دهنم پارچه گذاشت.من تا دو سال از این کتک ها به پدر ومادر م هیچی نگفتم تا اینکه با خود پدر ومادرم درگیر شد ومادر به همسرم سیلی زد و من که هشت ماهه باردار بودم راهی بیمارستان شدم باز هم بابت اینکه همسرم من رو هل داد و بعد از اون خودش ونه خانوادش به بیمارستان نیومدند.وبعد از اون که به خونه برگشتم پدرش ازمن خواست تا از پسرش جدابشم وکاش اون روز جدامی شدم.اما تازه اول کتک و شکنجه های من بود تا جایی که شوهرم عقده هایی که ازمادرم سر سیلی خوردنش داشت رو سر من خالی می کرد رو ی شکمم که بخیه داره می شینه ومن رو می زنه تا جایی که الان کودک من وقتی پدرش رو می بینه که به من نزدیک می شه گریه می کنه و دستاش می لرزه.و همه این فشار ها باعث شد تا من به دادگاه خانوده مراجعه ودادخواست طلاق بدم اما باز هم خودم پشیمون شدم و پاپیش گذاشتم بدون اینگه خانوادم متوجه بشن.تنها دلیلش هم اینه که نمی تونم کودکم رو دست این ادم دیونه بسپارم.اخه یکی دوبار توی دعوا دوتا مشت توی سربچم زد و بعدشم گفت که من از قصد این کار رو نکردم وجالب تر از اون که بعد از هر دعوا و کتک کاری دلش می خواد من همه این قضایا رو فراموش کنم و بهش ابراز علاقه کنم و راز دار باشم ولی دارم می پکم در ظاهر خیلی خوبم اما افسردگی دارم چون همیشه بعد از کتکاش به خودکشی فکر می کنم وتنها دلیل که مانع من می شم وجود کودکم هست.
اما بعضی از اخلاقیات شوهرم و خودم رو می گم تا شاید به شما کمک کنه تا بهتر مشاوره بدید:شوهرم سر کارش با مراجعینش می خنده و شوخی و خنده اما در خونه همیشه ساکته و جوابه هر حرفی رو بعد از دو سه بار با حرکت سر می ده.شوهرم خیلی راحت دروغ می گه و من رو می پیچونه معمولا در جواب سوال های واضح جواب های نامفهوم وگنگ می ده .من نمی تونم به حرفاش اعتماد کنم همیشه می گه این کار رو می کنه ولی کار دیگه رو انجام می ده.خیلی عقده خود بزرگ بینی داره تا جایی که همیشه می خواد ازش تعریف و تمجید کنم اگر این کاررو بکنم سریع بر علیه من موضع می گیره و بیان می کنه که تو هنر نداری اگر نه یکی از تو تعریف می کرد.خیلی چاپلوس وچاخانه. همیشه بیشتر بحثامون رو مادرش خبر داره و من هم جدیدا به مادرش می گم تا جلوی دروغای اون رو بگیرم.همیشه در دعواهاش پدر ومادرم رو فحش می ده و من اگر در جواب بگم”خودتی”سریع ادعا می کنه که من بد دهنم.بااینگه پدر ش در فحاشی نمره اول رو داره.من در 22سالگی همسرش شدم و لیسلنس داشتم و حالا به من می گه انتخاب تو مرگ ارزوهاست چون من دنبال زنی 18ساله و دانشگاه نرفته بودم با اینکه من ایشون رو در خواستگاری رد کردم اما با چاپلوسی روی مادرم تاثیر گذاشت .خیلی نسبت به من شکاکه.جدیدا من سرکار می رم واین اقا به من می گه باید کل حقوقت رو به من بدی لبا اینکه تنها دلیل من برای کار کردنم ندادن خرجی ونفقه است ولی من چه کارکنم؟در ضمن همیشه به من می گه من مردم وهرکاری می خوام می کنم تا جایی که در حین دادگاهی بودنمون من فهمیدم ایشون با دختر عموش در ارتباط بوده و اون روبه خونه می اورده.اخه این دختر عشق قبلی همسرم بوده و بعد از طلاقش به این نیت که من دلتنگ و افسرده ام با شوهرم به شب گردی و بیرون رفتن مشغول بود وشوهرم به من می گه باید شبیه اون باشی این اقا هر جا که می ره به همه می گه من اذیتش می کنم و حتی پیش دو سه تا از اقوامم گفتاه منم ای نرو اذیت می کنم تا انتقامم رو از مادر ش بگیرم.اما اخلاقیات خودم:من در دوران عقدم برای شوئهرم جون می دادم اما حالا نمی تونم کلمه محبت امیز خرجش کنم ازش متنفرم تا جایی که این حس در نگاهم موج می زنه.بابت اینکه نمی تونه یا نمی خواد به من خرجی بده و من خرجییم رو از والدینم می گیره همیشه بهش منت می زارم.بابت خسیسیش بهش منت می زارم .سعی می کنم بهش رو ندم وحتی از احساساتم بهش نگم چون اگر بگم من رو تخریب می کنه یا بر علیه من می گه .من اصلا به عنوان یک نمرد اون رو قبول ندارم ونمی تونم در برابر حرفهای دیگران از اون دفاع کنم چون خودمم حرفهای دیگران رو باور دارم.همیشه می گه تو باید به من ابراز محبت کنی و سریع از دخترایی کعه رفته بوده خواستگاریشون و نتونسته باهاشون ازدواج کنه می گه و حتی بیشر اوقات اظهار ندامت می کنه و می گه برای آبروم تورو دارم و حتی می گه کاش من می مردم .منم جدیدا کم اوردم وارزوی مرگش رو می کنم و همیشه بعد از دعواهامون ازش می خوام که من رو طلاق بده ولی اون من رو تهدید میکنه که بلایی سرت بیارم که تا اخر عمرت زجر بکشی ونتونی این خونه رو ترک کنی.من از زندگی با ابن ادم وحرفاش می ترسم .الانم که این رو براتون می نویسم ازش کتک خوردم گوشم پرخونه و یک طرف صورتم کبود و سردرد شدید دارم .کمکم کنید

درنا:

نمایش نظرها (8)

  • با عرض سلام و خسته نباشید من 2 ساله ازدواج کردم و یک فرزند دارم.همسرم در منزل ب هیچ عنوان صحبت نمیکنه مثل غریبه ها برخورد میکنه هیچوقت از خودش هیچی نمیگه .زمانی که من اصرار ب صحبت کردن کنم تنها جمله ای ازش میشنوم اینه که میگه چه خبر؟ یعنی هیچ حرفی با من نداره اگه از صبح تا شب من ی جمله بهش نگم اونم هیچ حرفی برای گفتن نداره همیشه مادر شوهرم میگه پسرمو میشناسم همیشه اینجور کم حرفه .ولی متاسفانه نمیتونم دیگه برخورداشو تحمل کنم .گاهی باهاش که میحرفم تو دنیای خودشه اصلا نمیشنوه صدامو.بیشتر وقتا هیچ جوابی نمیده .گاهی هم بهم پوزخند میزنه.چند روز پیش کار کامپیوتری یکی از دوستاشو انجام میداد ازش سوال پرسیدم در مورد چیه ؟با دعوا جوابمو میداد.وقتی ازش میخوام ی روز تعطیل بریم بیرون گردش ، میگه من روز جمعه میخوام استراحت کنم از صبح تا شب هم فقط میخوابه . ولی جاش برسه با دوستاش میره بیرون یا حتی گردش کوه خونه دوستش .اخیرا باهاش دعوام شد.طی جرو بحث هامون گفت به زن نباید رو داد که مثل خر سوارت بشه هر دلم بخواد میرم تو هم ربطی نداره.من از روز اول که اومد خواستگاریم بهش گفتم دوست دارم یار هم باشیم دوست ورفیق هم باشیم چرا این حرفارو اونوقت نمیزدی......نمیدونم با این آدم خشک البته فقط با من اینقدر خشک و سرده که هیچ وقت دوست نداره با من بیرون بیاد حتی سفر نمیدونم باید چیکار کنم؟لطفا راهنماییم کنید

    • هنر گفت‏ گو با همسرازدواج، یك مكالمه طولانی است كه گاهی اوقات با جرّ و بحث‏های بیهوده قطع می‏گردد. همان گونه كه ارتباط، مهم‏ترین اساس زندگی است، مشاجره هم مخرب‏ترین عامل آن است.
      زن و شوهر با مشاجره، هم عواطف خود را جریحه‏دار می‏سازند و هم رابطه زناشویی‏شان را مختل می‏سازند. همان گونه كه ارتباط، باعث نزدیكی ما انسان‏ها به هم می‏شود، دعوا و مشاجره، این ارتباط را خراب كرده، انسان‏ها را از هم دور و دورتر می‏سازد. بسیاری از زنان و مردان، از برقراری یك ارتباط سالم، عاجز هستند و به محض مطرح ساختن مسئله و یا مشكلی با همسر خود، وارد گرداب جرّ و بحث‏ها و سوءتفاهم‏های پی‏درپی می‏شوند.

      هنگامی كه دو نفر ارتباط عاطفی با هم ندارند، به هنگام پیش آمدن اختلاف، نمی‏توانند از دعوا، اجتناب كنند. زن و شوهرها، هنگام دعوا و مشاجره، خیلی ساده، مسائل را به موارد شخصی و خصوصی، ربط می‏دهند.
      به جای مشاجره و بزرگ كردن نكات منفی، باید با یكدیگر گفت‏وگو كرد. بهتر است خواسته‏های خود را صریح و البته با رعایت ادب و احترام، مطرح كرد. بعضی زن و شوهرها، به قدری با هم مشاجره می‏كنند كه كم كم محبتشان از بین می‏رود.

      گاهی اوقات همسران، احساسات صادقانه، اما منفی خود را برای جلوگیری از مشاجره، انكار می‏كنند؛ اما در نتیجه این عمل، عشق را در خود نابود می‏كنند. بهتر است بین گفت‏وگو و سكوت، تعادلی برقرار كرد و در نتیجه، برای ایجاد یك ارتباط سالم، باید به مهارت‏های ویژه‏ای مجهز باشیم و بی‏آن كه احساسات صادقانه، اما منفی خود را انكار كنیم، از جرّ و بحث اجتناب كنیم.

      بهترین روش برای حرف زدن با همسر

      اگر تفاوت‏های روحی و روانی زن و مرد، نادیده گرفته شوند، ناخواسته، دعوا پیش می‏آید. بهترین راه برای جلوگیری از دعوا، این است كه در ایجاد و نیز حفظ رابطه‏ای صمیمی و صادقانه، تلاش كنیم. هر چه انسان با كسی صمیمی‏تر باشد، گوش دادن به حرف‏های او - آن هم بدون عكس العمل به احساسات منفی - مشكل‏تر است.

      در دعوای بین زن و شوهرها، معمولاً موضوع مورد اختلاف، باعث دعوا نمی‏شود؛ بلكه نحوه بیان نظرات است كه طرفین را می‏رنجاند و به موضع‏گیری وادار می‏كند. هنگامی كه مردی از لحن همسرش این چنین برداشت می‏كند كه زن، قصد مبارزه با او را دارد، همه تلاش خود را به كار می‏برد تا ثابت كند كه خودش درست می‏گوید و حق با اوست و بنابراین، به احساسات زن، توجهی نمی‏كند و هنگامی كه مرد به احساسات زن توجه نمی‏كند، او را با بی‏مهری می‏رنجاند؛ و حتی حق ناراحت شدن را نیز به او نمی‏دهد، بدیهی است كه زن را از خود رنجانده و او را آزار داده است.

      در این گونه موارد، زن هم از خود واكنش نشان داده، مرد را ناراحت می‏كند. مرد كه علت واكنش زن را نمی‏داند، به جای تغییر لحن، به تفسیر و توجیه منظور خود می‏پردازد و نمی‏داند كه در حال تدارك مقدمات یك مشاجره و دعوای تمام عیار است. او تصور می‏كند كه این زن است كه قصد دعوا دارد؛ در حالی كه زن، در واقع، قصد دارد در مقابل لحن تهاجمی شوهر، از خود دفاع كند و توضیحات شوهر را یك توجیه بی‏مورد دانسته، عصبانیتش بیشتر و بیشتر می‏شود.
      نكته مهم این است كه برخلاف مردها كه یا سكوت می‏كنند و یا راه‏حل نشان می‏دهند، زن‏ها با گله كردن و شكایت، كار را به دعوا و مشاجره می‏كشانند.

      زن و شوهرها برای اجتناب از دعوا، باید بدانند كه موضوع اختلاف آنها، آن قدر طرف مقابل را نمی‏رنجاند كه لحن آنها می‏رنجاند. در یك دعوا، یكی از طرفین باید كوتاه بیاید وگرنه، دعوا دامنه پیدا كرده، هرگز تمام نمی‏شود.

      بهترین روش برای حرف زدن با همسر

      چند نكته برای جلوگیری از پدیدار شدن دعوا و جرّ و بحث بین همسران‏

      ۱) همسران باید دقت داشته باشند كه چه وقت یك گفت‏وگوی سالم به بحث تبدیل می‏شود و درست در همان موقع، سكوت كنند.

      ۲) آنها علاوه بر این كه باید لحن صحبت كردن خود را درست كنند، باید به لحن طرف مقابل نیز توجه داشته باشند و ببینند نیاز عاطفی او را برآورده می‏سازند یا نه.

      ۳) سكوت كردن، به فرد فرصت می‏دهد تا خونسردی خود را باز یابد و آرام گیرد؛ پس از هر سكوتی، می‏توان با ملایمت و آرامش بیشتری گفت‏وگو را ادامه داد؛ پس شخص باید تمرین كند و در بین صحبت، اندكی سكوت كرده، درباره آن چه گفته، صادقانه فكر كند.

      گفت‏وگویی كه پایان خوشی دارد، نشانه صمیمیت است. طرفین می‏دانند كه دیگری چه می‏گوید و از این كه می‏توانند آزادانه حرف بزنند و منظور یكدیگر را بفهمند، لذت می‏برند. گفت‏وگو در این شرایط، آهنگی نرم و ملایم دارد؛ اما در ازدواج‏های ناموفق، لذت گفت‏وگو در فضایی آلوده به شكایت، گله كردن خشمگینانه و سوءتفاهم، گم می‏شود و جای اشارات دل‏نشین ابروها و ایماهای شیرین را نگاه‏های خیره و اشارات انتقادی، بهانه‏گیری‏ها و تهدیدها پر می‏كند.

      بهترین روش برای حرف زدن با همسر

      چه حادثه‏ای رخ می‏دهد؟

      چرا صحبت‏های دل‏نشین، از دست می‏روند؟ مسئله این جاست كه به مرور، شیوه‏های متفاوت صحبت، منافع و چشم‏اندازهای متضاد و سوءتفاهم‏ها، روی هم انباشته می‏شوند و آهنگ دل‏پذیر صحبت را تغییر می‏دهند.

      بعضی از مسائل ارتباطی، ناشی از تفاوت‏های طرز تكلم زن و مرد است. اختلافِ زمانی در حاضرجوابی زن و مرد، ممكن است باعث ناراحتی طرف مقابل شود. خانم‏ها از روی عادت و در مقایسه با آقایان، به زمان بیشتری برای پاسخ‏گویی نیاز دارند و در نتیجه، زمانی را برای پیدا كردن جواب صرف می‏كنند و این موضوع، كاسه صبر آقایان را لبریز می‏كند و یا ممكن است مردی با تأنی و با جملات فاصله‏دار، حرف بزند و زنش كه حاضرجواب و بی‏قرار است، مرتب به میان صحبت او پریده، رشته كلام او را قطع كند. در این شرایط، ممكن است مرد، عصبانی شده، زن را مورد انتقاد قرار دهد و او را متهم سازد كه تو همیشه حرف مرا قطع می‏كنی و هیچ وقت نمی‏خواهی حرف‏های مرا بشنوی.

      بعضی‏ها اصولاً در صحبت كردن، مهارت دارند؛ زیاد حرف می‏زنند و صحبت را كش می‏دهند. بسیاری از پرحرف‏ها، همسر خود را به بی‏توجهی متهم می‏سازند؛ مثلاً بارها از زنان شنیده‏ایم كه می‏گویند: شوهرم هرگز به حرف‏های من توجه نمی‏كند و حال آن كه شوهر، كم حرف است؛ ولی كلمه به كلمه صحبت‏های زنش را می‏تواند تكرار كند.

      دلیل این گلایه، آن است كه شوهر كم حرف است؛ سكوت می‏كند و به صحبت‏های زنش گوش می‏دهد؛ ولی حالت چهره و نوع برخوردش، به گونه‏ای است كه زنش او را به بی‏توجهی به حرف‏هایش متهم می‏كند. این مشكل، ناشی از شیوه‏های متفاوت گوش دادن در زن و مرد است. مردها هنگام گوش دادن، سكوت بیشتری دارند و منظورشان موافقت با نظر طرف مقابل است؛ اما زن‏ها در مقایسه با مردها، با تغییر حالت چهره و اشارات مختلف، گوش دادن خود را بیشتر نمایان می‏سازند؛ اما مردها هم انتظار دارند رفتار مشابهی از خود نشان دهند.

      بهترین روش برای حرف زدن با همسر

      در نظر بسیاری از افراد، اشارات مستمع بدین معناست كه «به صحبت‏های تو گوش می‏دهم و از آن لذت می‏برم» و یا این كه «به خود تو توجه می‏كنم و برایم مهم هستی» و برعكس، فقدان اشارات چهره، معانی منفی‏ای را تداعی می‏كند كه «برای تو احترام قائل نیستیم و حرف‏هایت برایم مهم نیست».

      زوج‏ها اغلب از نقش و اهمیت این جنبه مهم ارتباطی، بی‏اطلاع هستند؛ حال آن كه طرز صحبت و گوش دادن، احترام، محبت و توجه را تداعی می‏كند و یا بی‏ توجهی، بی‏ احترامی و بی‏ مهری را می‏رساند.
      زن و شوهر، با وجود شیوه‏های ارتباطی متفاوت، می‏توانند برای اجتناب از بروز كدورت‏های احتمالی، با هم به توافق برسند. در این صورت، زن یا شوهری كه با تأنی حرف می‏زند، از قطع صحبت از سوی همسرش، ناراحت نمی‏شود. افرادی كه صحبت دیگران را قطع می‏كنند، می‏توانند درباره رفتارشان، قضاوت بهتری داشته باشند كه آیا بی‏جهت و بدون عمد و قصد، صحبت را قطع كرده‏اند یا نه؟

      پرحرف‏ها، می‏توانند كمتر صحبت كردن و خلاصه‏گویی را تمرین كنند و كم‏حرف‏ها هم می‏توانند مشاركت بیشتر در گفت‏وگو را یاد بگیرند. مستمع بی‏توجه، می‏تواند اشاراتی دال بر توجه داشتن به طرف مقابل را نشان دهد و گوینده می‏تواند درك كند كه سكوت، لزوماً به مفهوم بی‏توجهی نیست.

      ● مقررات گفت‏گو
      شما می‏توانید با به كارگیری روش‏های زیر، گفت‏وگوهای خود را شیرین و لذت‏بخش سازید.
      ۱) با همسر خود هماهنگ شوید.
      ۲) با علاقه گوش كنید.
      ۳) از قطع صحبت او خودداری ورزید.
      ۴) سؤالات خود را از طرف مقابل، ماهرانه مطرح كنید.
      ۵) سیاست و نزاكت به خرج دهید.

      ▪ قانون شماره ۱:
      شرط لازم صحبت ثمربخش، هماهنگی زن و شوهر است؛ به عبارت دیگر، زن و شوهر برای این كه بتوانند با یكدیگر، ارتباط سازنده‏ای برقرار كنند، باید در مسیر صحبت یكدیگر قرار گیرند؛ زیرا در بسیاری از مواقع، زن و شوهر با آن كه درباره موضوع واحدی صحبت می‏كنند، اما روش صحبت آنها به قدری متفاوت است كه نمی‏توانند ارتباطی خوب با هم داشته باشند. ممكن است زن یا شوهر، قصد تسكین ناراحتی همسر خود را داشته باشند؛ ولی برعكس، بر ناراحتی او بیفزایند.

      ▪ قانون شماره ۲:
      گاهی اوقات، زن شكایت می‏كند كه شوهرش به حرف‏های او گوش نمی‏دهد؛ در حالی كه شوهر می‏تواند تمام حرف‏های او را تكرار كند. این مشكل، از تفاوت و اختلاف جنسی ناشی می‏شود؛ به این معنی كه زن، هنگام گوش كردن، با ابراز كلماتی مانند راستی، آره، عجب و تكان دادن اجزای صورت یا دست، توجه خود را به طرف مقابل نشان می‏دهد و از همسر خود می‏خواهد رفتاری مشابه داشته باشد و در غیر این صورت، از همسرش عصبانی می‏شود.

      ▪ قانون شماره ۳:
      قطع صحبت، برای كسی كه این كار را انجام می‏دهد، شاید خیلی طبیعی باشد؛ ولی در طرف مقابل، حس نارضایتی و افكار منفی ایجاد می‏كند. قطع صحبت هم مانند سایر عادات مربوط به تكلم، ممكن است بخشی از طرز مكالمه اشخاص باشد و برخلاف برداشت كسی كه صحبتش قطع شده، ارتباطی با خودمحوری و مخالفت نداشته باشد. در این جا نیز زن و مرد، رفتار متفاوتی از خود نشان می‏دهند. مردها بیش از زن‏ها صحبت دیگران را قطع می‏كنند و این رفتار آنها، تنها درباره زن‏ها نیست. قطع صحبت از سوی مردان، الزاماً نشانه بی‏احترامی آنها به شخص مخاطب نیست.

      ▪ قانون شماره ۴:
      سؤال می‏تواند آغازگر صحبت و ادامه آن و سرانجام اسباب توقف و ناتمام ماندن آن گردد. بعضی‏ها به طور طبیعی، كم‏حرف هستند؛ در برخورد با این اشخاص، باید زمینه صحبت با آنان را فراهم ساخت. گاهی یك سؤال دقیق و حساب شده، می‏تواند به گونه‏ای اعجاب‏انگیز، آنها را به صحبت كردن تشویق كند؛ اما پرسشی نابهنگام، طعنه‏آمیز و بی‏تناسب، می‏تواند از ادامه صحبت، جلوگیری كند.

      گاهی اوقات، طرز سؤال و لحن پرسش‏گر، ممكن است مكالمه را متوقف كند. در بسیاری از مواقع، لحن عتاب‏آمیز سؤالات، مسئله‏ساز است. «چرا دیشب دیر آمدی؟»، از سؤالاتی است كه در ادامه مكالمه، مشكل ایجاد می‏كند. به نظر می‏رسد كه سؤال كردن در یك گفت‏وگو، امری طبیعی است؛ اما گاهی ممكن است فردی كه مورد سؤال قرار می‏گیرد، پرسش را به حساب تردید در صلاحیت، دانش و یا صداقت خود تلقی كند.

      از سوی دیگر، چون شخص در حال صحبت، معمولاً به صحبت خود و ادامه آن علاقه‏مند است، سؤال بیش از حد یا بی‏جا، ممكن است مسئله‏ساز شود. گاهی نیز سؤالاتی كه با چرا شروع می‏شوند، تولید اشكال می‏كنند؛ به این صورت كه این قبیل سؤالات، اغلب، مخاطب را در موضع دفاع قرار می‏دهد. استفاده از كلمه چرا، احتمالاً شماتت‏ها و خطاب‏های آمرانه و پدرانه را تداعی كند؛ چرا دیر كردی؟ چرا تلویزیون هنوز روشن است؟ این گونه سؤالات، حالت سوءظن و بی‏اعتمادی را تداعی می‏كند.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

  • سلام عزیزم .منم باشوهرم قهرم ودراستانه جدایی اوهم عصبی ورفیق باز ولی بازم راضی به جدایی نیستم .ولی شرایط شماکمی سخت تراست اوراتحدیدکنیداگردفعه دیگرشمارابزندمیری پزشک قانونی وشکایت میکنی ودیه میگیری واگرخرجی ندهدمهریه ونفقه رااجرامیگذاری چون خسیس است ازترس ازدست دادن پول شایداصلاح شود.درسته ازش متنفری ولی ظاهرابهش محبت کن علکی بگودوستت دارم و...نه ازمحبتت کم کن نه بهش روبده بهت زوربگه منم این کارراروکردم اگرم الان مشکل داریم به خاطردخالت وفتنه های خانوادشه هرچی میشه به اونامیگه.خدااین مردهای نامردو اهل کنه .

  • با سلام زنی 32 ساله هستم و چهار ساله ازدواج کردیم یک دختر دو ساله دارم دو روز هست که با همسرم دعوا کردیم و دست رو من بلند کرد و فحاشی کرد الانم داره سعی میکنه کاری کنه ک من خانه را ترک کنم منم لج کردم و فردا میخوام برم ولی تنها مشکلم دخترمه که اونو برام نقطه ضعف کرده و میگه اونو بذار و هر جا میخوای برو با اینکه خیلی دوستم داره میدونم ولی میخواد یکاری کنه من کوتاه بیام منم رو دنده لج افتادم نمیتونم بنظرتون چیکار کنم

    • تا وقتی در زندگی ضعیف و وابسته رفتار کنید ایشون ازش بعنوان اهرم استفاده خواهد کرد ... پس وقتی خریدار این رفتارش نباشید ایشون هم متوجه خواهد شد نمیشه از این طریق وارد شد
      پس کمی شجاع باشید و نقطه ضعف نشون ندید

  • سلام من 18سالمه 2ساله ازوداج کردم تقریبا از اوایل ازدواج شروع به زدن من کرد منو خیلی دوس داره اما موقه ی دعوا دست روم بلندمیکنه همین الان هم پام درد میکنه به خاطر آخرین دعوامون هرموقه کاری براش نکردم تحدیدم میکنه که میزنمت یا اگر اینکارو نکردی کتک میخوری اون بهم میگه هیچ کاری نمیتونی بکنی معتادنیس تازه جلوی مردم خیلی خوبه بهام و بامردم شوخه و مهربان ولی درخانه به یک وحشی تبدل میشوداون من رو آزاد گذاشته درسمو میخونم هرجا هم میخوام برم اجازه میده اما یک اختلاف کوچک بینمون ایجادشود کتک میزند چکار کنم راه حل چیست آیا طلاق راه حل واقعی است

    • طلاق به نظر و خواسته شما بستگی داره ولی در مورد چنین شخصی باید حساسیت و اخلاقش رو بدونید و وارد حریمش نشید ... اگر به این طریق صبوری پیشه کنید میتونید زندگی کنید ولی ازش انتظار معجزه نداشته باشید
      رفتار با شوهر بداخلاق، کار ساده‌ای نیست. مردان بیشتر کلامی هستند و به همین خاطر باید اجازه دهید عصبانیت خود را بیرون بریزند. درحالی که زنان تمام خشم خود را درون خود نگه می‌دارند و با گریستن آن را نشان می‌دهند. درمورد یک زوج متأهل، تمام خشم مرد متوجه زن خواهد بود چون او نزدیک‌ترین فرد به شوهرش می‌باشد.

      خشمی که از طرف شوهرتان سر می‌زند، مستقیماً شما را هدف قرار نمی‌دهد. در این شرایط شما به اندازه کافی به احساساتی شدن گرایش دارید. اندیشیدن به شوهرتان که همیشه با خشم برخورد می‌کند، باعث می‌گردد احساس فرومایگی کنید و این امری کاملاً طبیعی است. شما باید یک قدم به عقب بردارید و عملاً به آنچه رخ داده است بیندیشید و دلیلی که در پس این رفتار وجود دارد را بیابید.

      استرس، ناامیدی و ترس، مردان را عصبانی می‌کند. می‌توانید به همسرتان بگویید که با اینکه می‌دانید او این روز‌ها چه استرس فراوانی دارد و این مسئله او را عصبی کرده است، اما این موضوع باعث شده که رابطه زناشوییتان نیز تحت تأثیر قرار گیرد. با همسرتان شفاف و روشن گفت‌و‌گو کنید و او را بدون قید و شرط حمایت کنید.

      ۶ نکته برای آرام کردن شوهران خشمگین

      ۱ - نگذارید همسرتان درگیر خشم خود گردد. اگر دیدید عصبانی است، او را تنها بگذارید. اگر فکر می‌کنید که مسئله خاصی باعث عصبانیت همسرتان می‌شود، از طرح آن موضوعات اجتناب کنید.

      ۲ - عصبانیت به آسیب‌های فیزیکی و عاطفی می‌انجامد. با شوهرتان لجبازی نکنید. در عوض سعی کنید راه‌هایی برای درک و حمایت او بیابید.

      ۳ - شما باید درون خودتان را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید. باید به این فکر کنید که چرا همسرتان عصبانیت خود را برسر شما خالی کرد. غر نزنید، زیرا نتیجه‌ای جز انفجار عصبانیت و بد‌تر شدن شرایط ندارد.

      ۴ - طوری رفتار کنید که همسرتان با شما احساس راحتی کند. شما می‌توانید انفجار خشم همسرتان را با برقراری ارتباطی درست با وی، خنثی کنید. گفت‌و‌گو با همسرتان به هیچ وجه او را ناراحت نخواهد کرد. پس از اینکه با او گفت‌و‌گو کردید، درخواهید یافت که همه چیز به حالت عادی بازگشته است. این زمان مناسبی است تا با شریک زندگی خود روبه رو شوید.

      ۵ - شوهرتان را درک کنید. درک شما از او طغیان خشمش را کمتر می‌کند. در ضمن شنونده خوبی باشید.

      ۶ - اگر متوجه شده‌اید که شوهرتان بیش از اندازه عصبانی می‌شود، می‌توانید از یک متخصص کمک بگیرید. از او بخواهید که خود را متعهد به انجام برنامه‌های مدیریت خشم نماید.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

  • در پاسخ به درنای عزیز باید بگم باید برای خودت ارزش و شخصیت قایل باشی و هرگز کتک زدنش رو تحمل نکنی. این چیزی نیست که بخوای ببخشی یا ندیده بگیری. اول سعی کن با زبان نرم و با سیاست زنانه قانعش کنی برید پیش روانپزشک یا روانشناس تا درمان بشه چون قطعا مریضه. اگه نشد با مراجعه به دادگاه و تقاضای طلاق شاید شورای حل اختلاف مجبورش کنه با روانپزشک همکاری کنه ولی اگر با هیچ روشی اصلاح نشد قطعا طلاق بگیر. اگر بتونی اثبات کنی که دست بزن داره و بچه پیشش امنیت نداره حضانتش رو میدن به تو. قبلش یکبار وقتی تو یا بچه رو زد شکایت کن تا مدرک داشته باشی