سلام وعرض ادب …
اینجانب از با همسر مشکل اخلاقی شدیدی دارم…
من به خاطر ظاهر پوشیده وبا حجاب ایشان راغب به ازدواج شدم…وفکرمیکردم خانم با اخلاق ومومن وبا فرهنگی هستن…
اما با گذشت چندسال فهمیدم پشت این ظاهر خوب وموجه چه زن بی ادب وبی اخلاقی دارم وخانواده ای بی فرهنگ و ظاهربین هستن به اصل زندگی اهمیت نمی هند…..خیلی سعی کردم این شرایط رو به شکل درست مدیریت کنم …اما نشد..
الان ازهمسرم بیزارم و هیچ محبتی به ایشون ندارم…
قبلا خواستم طلاق بگیرم اما وقتی دیدم همسرم چقدر ناامید و بدبخت میشه ..
دلم نیامد….نتونستم ناراحتی وشکستش رو تحمل کنم…
الان دیگه خسته شدم..اگر یک فرزند شیرخواره نداشتم…حتما طلاق می گرفتم..
لطفا بگید چی کار کنم؟؟؟؟
خودمم موندم …ممنون وتشکر
نمایش نظرها (1)
جدایی از همسر
دوست عزیز شما جواب خودتون رو دادید .
قرار بر این بوده که جدا بشید .
ولی چون ناامیدی همسرتون رو دیدید پشیمون شدید .
دومین بار هم قصد جدایی داشتید ولی به خاطر فرزند شیرخوارتون پشیمون شدید.
پس نظر سوم این هست که شما واقعا قصد جدایی ندارید .
و با تمام سختی هایی که هست ادامه خواهید داد .
به همین خاطر در این مورد با همسرتون صحبت کنید .
البته انتظار تغییر نداشته باشید مگر اینکه همسرتون متوجه بشه .
رفتارهاش چه تاثیری روی شما داشته که حتی حاضر به جدایی شدید .
در این مورد میتونید امیدوار باشید بخاطر فرزندتون هم که شده تغییری در رفتارش حاصل شود.
ولی بحث جدایی از طرف شما بخاطر تردید هایی که دارید منتفی به نظر میاد.
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-22354282