با سلام.
بعد از پنج سال زندگی مشترک همسرم به من میگه دیگه دوستم نداره. این ازدواج از اول اشتباه بوده. میگه با من بهش خوش نمیگذره. همسرم یکم وسواس فکری داره. اصلا به مشاوره و روانپزشک اعتقادی نداره. با خانواده من خیلی مشکل داره. هر رفت و آمدی یه دعوای بزرگ بعدش بوده. اونم به خاطر برداشت های اون از حرفای بقیه که شاید اصلا واقعیت هم نداشته باشه. تا دعوامون میشه از روز عقد همه چیزو میگه. توهین و تحقیر میکنه.
دوستش دارم. نمیدونم چطور میتونم زندگیم رو نجات بدم.
چیکار کنم؟
نمایش نظرها (6)
با سلام خدمت شما دوست عزیز
برای بهبود زندگی مشترک نیاز است که هردو طرف گام هایی بردارند تا این زندگی مسیر بهتری را طی کند .
با توجه به صحبت های همسرتان نیاز است که شما در آرامش و بدون توهین در زمان مناسبی که ایشان از نظر روحی در شرایط بهتری قرار دارند در مورد زندگی مشترکتان و هدف و برنامه هایتان برای بهبود و ادامه زندگی مشترک با یکدیگر صحبت کنید .
دقت کنید که زندگی مشترک شما شامل شما و همسرتان می شود و بهتر است خانواده ها در این بحث شرکت ندهید و سعی کنید که در هر حالتی احترام خانواده ها را حفظ کنید ولی اولویت اول شما زندگی مشترکتان باشد.
در مورد وسواس ایشان نیز اگر این تشخیص صحیح باشد نیاز است که ایشان برای درمان به صورت حضوری مراجعه داشته باشند.
سلام
همسرتون نگفتن چرا دیگه شما رو دوس نداره و بهش خوش نمیگذره؟؟؟
سلام ۸ماهه ک ازدواج کردم از همون روز عقد با همسرم مشکل دارم همش سر چیزای الکی عصبی میشه دادو بیداد میکنه توهین میکنه هر چی از دهنش میاد بهم میگه انگار ن انگار ک من همسرش هستم.ب همه چی گیر میده.میخواد بگه فقط خودش میدونه و بلده ن من.با من مثل بچه ها رفتار میکنه میخواد بهم یاد بده.هروروز بحث داریم از این وضع خسته شدم دیگه نمیدونم چی کار کنم هیچ کس رو هم قبول نداره حز خودش فقط خودش درست میگه.بعدشم سرکوفت میزنه میگه دیدی من همیشه درست میگم.گاهی وقتا ازش بدم میاد ازش متنفر میشم.
با سلام خدمت شما دوست عزیز
زندگی مشترک شامل ارتباط دو فرد می باشد که با وجود تمام تفاوت ها بتوانند به یکدیگر احترام بگذارند و مسیر مشترکی را برای پیشرفت فردی و زندگی مشترک داشته باشند .
در این مسیر ارتباط دو طرفه می باشد و نیاز است که در احترام احساسات و دیدگاها بیان شود تا نتیجه گیری بهتری داشته باشید.
با توجه به توضیحات شما سبک شخصیتی ایشان نیاز به بررسی دقیق تر دارد تا بتوانیم در این زمینه نظر دقیق تری بیان کنیم.
1. هریک از شما چند سال دارید؟
2. معیارهای شما برای انتخاب ایشان چه ویژگی هایی می باشد؟
3.یک سری ویژگی های در زیر برای شما باین می شود سعی کنید بیان کنید که چه میزان از این ویژگی ها را در همسرتان مشاهده کرده اید و با چه شدتی ؟
الف)احساس خود بزرگ بینانهای به صورت مهم پنداشتن خود داشته باشد (مثلاً در موفقیتها و استعدادهای خود اغراق کند یا بدون آنکه به موفقیت شایستهای دست یافته باشد، انتظار داشته باشد که او را آدم بزرگ و مهمی بدانند و این مسیر بارها تکرار شود ).
ب) مشغولیت ذهنیش خیالاتی از قبیل موفقیت، قدرت، استادی و ذکاوت، زیبایی یا محبوب و دوست داشتنی بودن در حد نامحدود باشد.
ج) معتقد باشد که «استثنایی» است و تنها سایر افراد (یا موسسات) استثنایی یا رده بالا میتوانند او را درک کنند یا او باید تنها با این افراد رابطه داشته باشد و روابط شما و خودش را محدود به افراد خاصی کند
د)احتیاج داشته باشد که به شکلی افراطی تحسین شود.
ذ) به شکل نامعقولی انتظار داشته باشد برخوردی رضایت بخش و اختصاصی با او صورت گیرد یا افراد خود به خود تسلیم خواستههایش شوند.
ن)در روابط بین فردی استثمارگر باشد، یعنی از امتیازات دیگران برای رسیدن به مقاصد خود استفاده کند.
و)فاقد حس همدلی باشد، یعنی تمایلی به درک یا شناخت احساسات و نیازهای دیگران نداشته باشد.
ه)اغلب به دیگران حسودی کند یا معتقد باشد که دیگران به او حسادت میکنند.
ی)رفتارها و نگرشهایش پرافاده و تکبرآمیز باشند
4. روابط عاطفی و جنسی شما رضایت بخش می باشد؟
بنده ۳۱ سال و شوهرم ۴۱سال داره..معیارمم این بود ک ادم مهربون و با صداقت و بامحبت و خانواده دوست باشد.ولی خشونتش و گیر دادنش بیشتر از معیارامه.روابط جنسی رضایت بخش هست.
دوست عزیز بر این مبنا نمی توانیم در این زمینه نظر دقیقی بیان کنیم اما تفاوت سنی شما و موضوعاتی که بیان کردید از اهمیت برخوردار می باشد و نیاز است در همین پروسه دوران عقد این مشکلات بررسی کامل شود و هردوی شما در این مسیر بتوانید نتیجه گیری بهتری داشته باشید .
سن رشدی ایشان و سبک شخصیتی ایشان از اهمیت برخوردار می باشد.
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-22354790