با سلام.
من و همسرم حدود دو سالی است که با هم ازدواج کردیم و تا به امروز مشکلات فراوانی داشتیم.قبل از ازدواج با تمامی تفاوتهایی که از نظر تحصیل و از نظر اقتصدی و خیلی جهات داشتیم با هم ازدواج کردیم.درسته که این نوع ازدواج ها پایان خوشی نخواهد داشت اما من فکر نمیکردم این فرد با نوع رفتارهایی که داشت و نوع برخوردش بعد از عقد خصوصیات و رفتارهای واقعی خودش رو نشون بده.من مثل خیلی از خانم های دیگه نیستم که بگم پشیمونم که با همچین مردی ازدواج کردم که از خیلی جهات درک نمیکنه و رفتارهای زشتی ازش سر میزنه.من دنبال رفع مشکلات خودم و همسرم هستم.
همسرم مرد خوبیه ولی متأسفانه خیلی چیزهایی که بعد ها باعث اختلاف میشه رو تو خودش نگه میداره و به زبون نمیاره.به نوعی اونقدر اون مسئله رو تو ذهنش نگه میداره و هلاجی میکنه و آخرش با بدترین روش اونو بروز میده و به زبون میاره.
قبل از ازدواج از نوع برخورد من .نوع پوشش ساده من.نوع حرف زدن من و خیلی چیزهای دیگه ناراضی نبود اما به مرور زمان از من چیز دیگه ای تو ذهن خودش ساخت.از لباس پوشیدن من که چرا اینقدر ساده هستن ایراد میگیره و مدام منو با دخترای دیگه فامیل مقایسه میکنه.از نوع رفتارهای من ایراد میگیره که چرا همیشه کاری میکنم که اشتباه اون پیدا بشه و براش سخته که بخواد این حقو به من بده که حرف ن درست بوده.مدام میگه تو دانشگاه بودی تو تو دفترتون مدیری و…. یا اینکه یکسری الفاظی که عامیانه است و وقتی که از من میشنوه بدش میاد و سریع عکسالعمل نشان میده.از اینکه حتی به شوخی بهش بگم مشکوکی متنفره و کاری میکنه که نباید بکنه.دوست نداره به گوشی موبایلش دست بزنم و اگه روزی ببینه که دستم به گوشیش خورده سریع داد و بیداد راه میندازه و منو متهم میکنه که تو بهم شک داری و اینطوری نمیشه زندگی کرد.در صورتی که اصلا اینطور نیست مثل خیلی وقتا که خودش گوشی منو نگاه میکنه برام عادیه و این مسئله اونقدر ها هم بزرگ نیست که بخوام یک هفته باهاش قهر باشم.
من بری زندگیم تلاش زیاد میکنم و کردم برای همین زندگیم و دوست دارم و نمیخوام به راحتی از دستش بدم. اما رفتارهای همسرم منو دچار شک کرده برای همین تصمیم گرفتم با یه مشاور خانواده صحبت کنم و راه چاره بخوام و اث=صلا دلیل این رفتارهای همسرم رو درک نمیکنم.مدام به همه چیز و همه کس شک داره و دچار دوگانگی شخصیتی شده.فکر میکنه همه زن و شوهرا به هم خیانت میکنن.
نمایش نظرها (5)
اگر تمایل دارید در این مورد به نتیجه برسید در هفته زمانی مناسب رو برای مذاکره در باره تمام رفتارهایی که باعث دلخوری شده قرار بدید ...
ایشون دچار اختلال شخصیت هستند و باید با مشاوری مجرب در این مورد مشورت کنید ...
شما خودتون در حال انفجارید پس اول خودتون باید بتونید به ارامش برسید و بعد برای مجاب کردن ایشون تلاش کنید به ایشون باید بگید که خیلی ناراحت هستید که چیزای زیادی در زندگی تورو ناراحت میکنه و متاسفید که نمیتونید به ایشون کمک کنید .. به ایشون بگید من دارم میرم به خودم کمک کنم تا بتونم راحت تر تو رو درک کنم و به این صورت با آرامش ایشون رو راضی به مراجعه کنید
چندین بار که با هم بحث میکردیم حتی مادرش پیشنهاد داد که برو پیش مشاور اما اون عصبانی شد و گفت همینم مونده مردم بفهمن من میرم پیش مشاور.
نمیدونم چکار باید انجام بدم.الان چند روزی هست که حتی جواب سلام منو نمیده حتی غذایی که میپزم رو نمیخوره و آخر شب واسه خودش یه چیزی درست میکنه و میخوره.
واسه خودش چیپس و پفک و بستنی میخره و به تنهایی یه گوشه میشینه و میخوره.خوردنش برام مهم نیست رفتارهای بچگانش اذیتم میکنه.خیلی وقتا به جدایی فکر کردم اما دوست ندارم.تو این چند ماهی که مجبورم کنارش باشم اگه خوب نشه ازش جدا میشم.چون با این کاراش احساس شرمندگی میکنم.همین رفتاراش و اکثرا پیش خانوادم و فامیل ها هم داشته و همیشه با ادا و اشاره های اونا مواجهه شدم.با رفتاراش کاری کرده که خواهر و دامادم دیکه با من حرف نمیزنن و منو مقصر میدونن که اجازه میدم همسرم اینطور رفتار کنه اما اونا نمیدونن که خودم هم از این رفتارا ناراحتم و نمیدونم باید چکار کنم. ?:-)
دوست عزیز روش کار و درمان ایشون مشخصه ... اگر تمایلی در ایشون برای درمان نباشه و همین رفتارو تداوم داشته باشه مجبورید تصمیم سختی رو در زندگی بگیرید
من و زنم حدود 4سال است که ازدواچ کرده ایم و صاحب فرزندی هستیم در خانه ارامش ندارم و زنم به حرف مادرش گوش داده و مدام از زندگی ایراد می گیرد و در بحث های خانوادگی ما دخالت می کند و طرف دخترش را میگیرد و فحش میدهد و زود زود حرف طلاق و مهریه را به میان میاورد و دختر بی عقلش طرفدار مادرش است و اصلا طرف من نیست مدام عین بچه ها بهانه می گیرد و می گوید فلان چیز را میخواهم اصلا ارامش فکری در خانه ندارم ........................................
چه کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
دوست عزیز تمام این موارد به اقتدار شما در خانه برمیگرده و این مشکل رو باید در مراجعه به روانشناسی مجرب حل و فصل کنید ... چون صبر شما تمام شده و ممکنه تصمیمی بگیرید که زندگی شما رو تحت تاثیر قرار بده ...
من فکر مي کنم مشکل شما وجود ارتباط بيش از اندازه است، شايد اگر مقداري آنرا کمتر کنيد همه چيز درست شود. در ابتدا بهترين نظري که به ذهنتان مي رسد همين مورد است؛ اما اگر دقيق تر به مطلب نگاه کنيد متوجه مي شويد که مشکل شما چيزي جز ارتباط بيش از اندازه نيست. شايد شما دو نفر بيش از اندازه با يکديگر صحبت کنيد، اما زياد حرف زدن نشان از آن نيست که مشکلات را از راه درست پيگيري مي کنيد و بهتر است از خودتان بپرسيد که آيا اصلاً در مورد مشکل مورد نظر بحث مي کنيد يا خير.
حقايق را بپذيريد
99درصد از مشکلات زناشويي از قبيل خيانت، افسردگي، بدرفتاري، آزار و اذيت، و نق زدن به دليل عدم توانايي در برقراري ارتباط ايجاد مي شود. آخر بعد از همه اين حرف ها، خانم ها هرچند وقت يک بار از خودشان سؤال مي کنند که" چرا اون نبايد از صحبت کردن با من لذت ببره؟" و يا اينکه آقايون از خود سوال مي کنند"فکر مي کنم که همسرم چندان مجذوب نيست." پاسخ به چنين سوالاتي مي تواند تمام مشکلات را حل کند اما مشکل اينجاست که ما توانايي سوال پرسيدن (برقراري ارتباط) را نداريم و شايد نمي دانيم که چگونه از راه درست وارد شد. حقيقت اينجاست که اگر خانم شما غر مي زند به اين دليل است که قصد دارد چيزي را به شما بگويد اما شما گوش شنيدن آنرا نداريد. به همين خاطر به اين کار ادامه مي دهد تا شما بالاخره به حرف او گوش کنيد. البته تمام تقصيرها هم به گردن شما نيست شايد دليل گوش ندادن شما اين باشد که او از راه مناسب وارد نشده. تنها چيزي که لازم داريد اين است که کمي بيشتر بر روي مبحث ارتباط کار کنيد تا مجدداً خودتان را در دوران ماه عسل ببينيد.
راه غلط
يک شب آقا تنها به اين خاطر که مطمئن شود همسرش پشت در منتظر اوست از سرکار خود ديرتر به خانه برمي گردد. قبل از اين که اين فرصت را پيدا کند که کفش هايش را دربياورد، خانم اينچنين ازاو پذيرايي مي کند:
خانم: تو واقعاً ظالمي، چرا اينقدر دير کردي؟ مي خواستي باز هم از من دوري کني؟ از دست من خسته شدي نه؟
آقا: صداتو رو من بلند نکن. دوباره رفتم سر خونه اولمون، به من ميپري و بعد هم خيلي زود نتيجه گيري مي کني.
خانم: چرا تو مي خواهي مثل يک حيوون با من رفتار کني؟ نمي تونستي زنگ بزني بگي براي شام نمياي؟ تو واقعاً بي کله هستي.
آقا (در حاليکه دور مي شود) دست از سرم بردار خسته ام، مي خواهم کمي استراحت کنم.
خانم: چرا تو مثل بچه ها رفتار مي کني؟ درسته! کار ديگه اي جز بيرون رفتن از اتاق که بلد نيستي! ميدوني مشکلت چيه؟ انتقاد سازنده رو نمي توني قبول کني.
چه چيز اشتباه است؟
چيزي که خانم بايد بگويد اين است که"نمي توني انتقاد ويران کننده را بپذيري" به خاطر اينکه حرف هايش کاملاً مخرب هستند. به جاي اينکه در مورد چيزي که واقعاً احساس مي کند با يک راه حل منطقي صحبت کند، او با بدنام کردن آقا، خصومت و خشونت خود را بيرون مي ريزد. اين امر باعث لطمه ديدن همسر مي شود. زماني که طرف مقابل شما به حالت دفاعي فرو مي رود، راه ارتباط مسدود مي شود و سبب مي شود تا زوجين نتواند مشکل خود را پي گيري نمايند. بنابراين چه اتفاقي روي مي دهد؟ هيچ کس گوش نمي دهد، خانم همان حرف هاي قديمي را پيش مي کشد و آقا هم تصور مي کند که همسرش يک فرد غرغروست. اما اتفاقي که مي افتد اين است که در اين حالت هيچ کس به ديگري توجه نمي کند.
ذهنيت خود را سامان بخشيد
پيش از صحبت کردن بايد به دقت فکر کنيد. چيزي که اين خانم و آقا بايد بدانند اين است که در ميان آنها يک مشکل ارتباطي در حال رخ دادن است. زماني که به اين ادراک دست پيدا کنند، در اين زمان با استفاده از تکنيکي که من در زير به شما معرفي مي کنم مي توانيد کليه مشکلات حل نشدني خود را حل و فصل کنيد.
تقصير تو نيست، مشکل از من است
زماني که مي خواهيد مشکلي را حل کنيد، بايد بدانيد که پيش از هر چيز چگونه مي توانيد آنرا به درستي انتقال دهيد تا طرف مقابل آن را به درستي درک کند و راه بحث منطقي را باز بگذارد. در مثال بالا خانم به جاي اينکه کاري کند که آقا به حالت تدافعي فرو رود و يک دفعه به سمت او حمله ور شود بايد با احترام با او صحبت کند. به جاي آنکه هميشه بگوييد "تو" از ضمير "من" هم استفاده کنيد يا بگوييد "من، خودم".
اجازه دهيد به جملات "تو"يي که خانم در مثال بالا در مقابل آقا استفاده کرده نگاه کوتاهي بيندازيم:
* تو واقعاً ظالمي
* چرا تو با من مثل يک حيوان برخورد مي کني؟
* تو مثل يک بچه رفتار مي کني
خيلي راحت هر کسي متوجه مي شود که چرا استفاده از جمله هاي با مضمون "تو" به طرف مقابل به راحتي آسيب مي رساند. همانطور که ديديد به محض اينکه خانم از اين کلمات استفاده مي کند آقا درمقابل او جبهه گيري کرده و به سخنان او گوش نمي دهد.
با استفاده از جملات شامل "تو" شما فرد مقابل را بيرحمانه قضاوت مي کنيد. اگر از "من" استفاده کنيد ديگر نمي توان گفت که شما ديگران را بدون هيچ عذر و بهانه اي در ترازوي قضاوت قرار داده ايد.
سيستم «من، خودم»
چرا زبان "من، خودم" اينقدر مؤثر است؟ به اين دليل که مزاياي متعددي هم براي گوينده و هم براي شنونده دارد، آزار و اذيت را از بين مي برد، صداقت را زياد مي کند، تنها بر اساس اطلاعات صحيح استنتاج صورت مي گيرد، و هر دو طرف بيشتر سعي مي کنند بينديشند.
خوب، بدون هيچ گونه اتلاف وقتي اجازه دهيد تا در مورد سيستم "من، خودم" بيشتر بدانيم اين روش به شما کمک مي کند تا بتوانيد مکالمه منطقي با همسر خود داشته و هيچ گونه جرو بحثي هم نداشته باشيد. اين روش داراي 4 بخش است. رفتار شما را شرح مي دهد، تعبير طرف مقابل از رفتار شما را بيان مي کند، احساسات و در آخر نتايجي را که از رفتارهاي شما مي گيرد را برايتان روشن مي کند. در اين قسمت مي بينيد که خانم براي اينکه آقا را وادار به گوش دادن به حرف هايش کند بايد چه چيزي مي گفت:
خانم، عزيزم تو درتمام طول اين هفته بدون اين که حتي با من کوچکترين تماسي برقرار کني دير به خانه آمدي (رفتار) آيا مي خواهي از من دور باشي؟ از کنار من بودن خسته شدي؟ يا اينکه با کس ديگري آشنا شده اي (تعبير)؟
من، احساس مي کنم از طرف تو خواسته نمي شوم و از اين بابت اصلاً خوشحال نيستم. من واقعاً آزرده خاطر شده ام (احساسات) اگر اين رفتار ادامه پيدا کند من دچار عصبانيت و نگراني خواهم شد. (نتيجه گيري)
آقا: عزيزم، من خودم واقعاً شرمنده هستم، هيچ وقت فکر نمي کردم همچين احساسي داشته باشي، من هيچ وقت قصد دوري کردن از تو را ندارم، من واقعاً تو را تحسين مي کنم و از تو ممنونم، من به دنبال هيچ کس به جز تو نخواهم رفت عزيزم.
من کارهاي زيادي دارم که مجبور مي شوم بيشتر از محدوده زمان کاري در اداره بمانم و آنها را تکميل کنم. من واقعاً تحت فشار هستم. زماني که به خانه مي آيم، وقتي مي خواهم که با خودم خلوت کنم. نمي خواهم تو همچين احساسي نسبت به من داشته باشي و قول مي دم که ازاين به بعد حتي اگر چند دقيقه هم مي بايست بيشتر در محل کار خود بمانم به تو حتماً اطلاع دهم.
زمان مناسب
در مثال بالا مي بينيد که مشکل بين اين زوج چقدر راحت حل شد. اما استفاده از لغات و کلمات مناسب در حين مکالمه تنها رمز پيروزي نيست. گاهي اوقات حتي بهترين نمونه هاي جمله هاي "من، خودم" اگر در زمان مناسب و با لحن مناسب بيان نشوند تأثيرگذار نخواهند بود. اگر مي خواهيد از اين بابت که فرد مقابل به حرف هاي شما گوش مي دهد مطمئن شويد بايد چند لحظه پيش از شروع کردن به صحبت مکث کنيد.
به عنوان مثال اگر خسته و کوفته از سر کار به خانه آمده بوديد و همسرتان قصد صحبت کردن با شما را داشت، به اين خاطر که وارد جو قضاوت کردن يکديگر نشويد به او بگوييد "عزيزم من يک روز سخت کاري را پشت سر گذاشته ام، اگر اشکالي نداشته باشد اجازه بده تا ساعتي استراحت کنم و بعد با هم پيرامون اين مطلب صحبت خواهيم کرد." خوشبختانه خانم شرايط شما را درک مي کند، البته به آن شرط که شما نيز به قولتان عمل کنيد.
به طور کلي آقايون تمايل چنداني به صحبت کردن ندارند. بنابراين اگر خانمتان خواست صحبت کند، بايد در يک موقعيت و زمان مناسب اين کار را انجام دهيد. اين مقاله را پرينت بگيريد و از همسرتان تقاضا کنيد که آنرا مطالعه کند. دفعه آينده که خواستيد تمرين روش "من، خودم" را بکنيد؛ من، خودم تضمين مي کنم که مي توانيد به راحتي خود را از قضاوت هاي زنانه برحذر داريد.
در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-22354282
021-88422495