سوالتو بپرس
X

اختلاف مادر زن با داماد

سلام من ١٨سالمه وپنج ماهه عقد کردم همسرم ٢٨سالشه ازدواج ما تقریبا میشه گفت سنتی بوده چون قبلش باهم دوست نبودیم ولی چندسال بود همدیگرو میدیدیم همه ی فامیلای مارو قبل ازدواج میشناخت با چشم باز اومد سراغ من.مشکله من از اونجا شروع شد که ایشون نسبت به هر حرف مادره من حساس شزه هرچی مادرم میگه بهش بر میخوره میگه مادره تو به من تیکه انداخت البته اینم بگم که مادره من خیلی سعی داره دخالت کنه که همه ی خالهام همینجور هستن خیلیم حرف راجبه ما درست میکنن همسره منم دیگه اجازه ی رفت و امد با اونارو بهم نمیده در صورتی که هر جای دیگه بخوام برم کاملا ازادم مادرمم هیی میگه خودتو از فامیلا عقب ننداز یبار حتی به من گفت چرا مهمونی خودشون تورو میبره ولی مهمونی فامیلای خودتو نمیزاره بیای؟یا مثلن خانواده همسره من منو پاگشا نکردن به من میگفت باهاشون قهر کن جوابشونو نده منم این کارو نکردم با حرف به همسرم گفتم که اونم قبول کرد چند روز بعدش مادرم اونو صدا کرد خونمون بهش با دعوا گفت خانواده تو چرا مارو دعوت نکردن همسره منم لج کرد دیگه نزاشت خانوادش خانواده منو دعوت کنن چندبارم کاره مادرمو همسرم به دعوا داشت میکشید که اگه بابام نبود دعوای سختی میشد حالا از اون موقع تاحالا همسرم زیاد نمیاد خونمون من نمیخوام رابطش با مادرم خراب بشه ولی مادرم هر موقع که همسرم میاد شروع میکنه میگه خواهرم گفت دامادت اینطوری یا تیکه میندازه من واقعا نمیدونم چیکار کنم که هم مادرم درست بشه هم همسرم نسبت به مادرم دیگه حسااس نباشه کمم کنید عروسیمم نزدیکه

sana1367:

نمایش نظرها (1)

  • شما باید با مادرتون صحبت کنید که به شوهرتون بیشتر از قبل محبت کنه اینطوری شوهرتون خجالت زده میش و دیگه به رفتارش ادامه نمیده