سوالتو بپرس
X

اختلاف من و همسرم

با سلام خدمت کارشناسان محترم
مردی هستم 35 ساله، اخلاق بسیار آرام و متینی دارم و اهل هیچگونه خلاف و کچ روی هم نیستم، شب و روزم با تلاش و کار برای کسب موفقیت میگذره و هفت ساله ازدواح کردم، قبل از ازدواج حدود 4 سال با همسرم آشنایی داشتم و یک ارتباط سالم بین ما بود البته در اون زمان همسر بر سر شیطنت های دوره نوجوانی مرتکب خطاهایی میشد که هر بار یه اختلافی ایجاد میشد و بعدا حل میشد. جوری نبود که نتونم بهش اعتماد کنم. اونقدر دوستش داشتم که حاضر بودم براش هرکاری بکنم.
بالاخره ازدواج کردیم که بدلیل عدم حمایت مالی خانوادم جشن عروسیمون سه سال عقب افتاد. طی این سه سال بارها دعوامون شد و به خاطر اینکه همسرم کمتر اذیت بشه با خانوادم قطع رابطه کردم. اما خانوادم دست بردار نبودن. البته قصدشون کمک بود و برداشت همسرم از این سر زدنها انداختن اختلاف بین ما…
من هر بار به آرامش دعوتش میکردم و میگفتم منطقی باش خانم این مشکلات برا همه هست.
بالاخره عروسی گرفتیم. خیلی بهم فشار اومد سر هزینه ها و تقریبا تمام نقدینگیم رو دادم رفت.
بخوام از 100% حساب کنم… 70 درصد زندگیمون همیشه بخوشی گذشته و 30 درصدش به جر و بحث هایی که اغلب مربوط به خانواده من میشد.
طی این بحثها من هرگز سعی نکردم بد دهنی کنم و اگر بوده خیلی جزیی و سعی کردم منطقی برخورد کنم.
همسرم بسیار تندخو هست و سریع تصمیم میگیره. ولی بعدا پشیمون میشه
من تمام این مدت همونطور که از روز اول عاشقش بودم تا امروز که این متن رو مینویسم هنوز عاشقش هستم.
در طی زندگی هفت ساله مون دو سه بار همسرم لغزشهایی رو داشت که بموقع مانعش شدم البته با جنگ و دعوا هم همراه بوده. که بعدا ختم بخیر شد.
اما امروز که این مطلب رو مینویسم بشدت بهم ریخته ام و عصبی و ناراحت…
هفته پیش که من یه سر به والدینم زدم و مقداری کار داشتم که باید انجام میدادم… وقتی برگشتم همسرم با کلی نیش و کنایه بحث رو به دعوا کشوند و بمن حمله کرد من و پدرش جلوش رو گرفتیم و ارومش کردیم.
یکهفته گذشت… که دیدم به بهانه آموزش زبان با شخصی در خارج از کشور به لفظ خودمانی دل میده و قلوه میگیره و سعی در پنهان کردن این قضیه داره…
چون قرار بود باهم برای اقامت به اون کشور بریم هنوز نرفته ایشون برای خودش برنامه هایی چیده بود… حتی عکسهای زیادی هم برای اون شخص فرستاده بود.
بنده متخصص کامپیوتر و شبکه ام و راههای زیادی برای نفوذ و شنود بلدم.. لذا روز قبل اقدام به شنود مکالمات همسرم کردم در حالی که خودم کیلومترها اونطرف تر سر کار بودم.
واقعیت اینکه از روز قبلش احساس کردم در عالم دیگه ای سیر میکنه و اصلا صدای منو نمیشنوه… وقتی تو چشماش خیره شدم دیدم اثری ازش نیست انگار یه ادم دیگه جلوم وایساده…
بنابراین زمانی که تلفنی با مادرش صحبت میکرد شنیدم که در مورد من چه دیدی داره و چقدر من براش بی ارزشم… منی که تمام لحظه های زندگیم براش گذاشتم… ثروتمند نبودم اما اونقدر در اومد که هفته ای یکبار بریم رستوران، ماشین نداشتم اما همیشه بهترین سرویس رو برای رفت آمدش تهیه کردم… تیپ و قیافه البته به دید ایشون نداشتم ولی حداقل زنهای دیگه رو دید نمیزدم…
مطلب دراز شد… خلاصه بعد از شنیدن حرفهای ذجر آوری که در موردم زد و قاه قاه میخندید درحالی که من از شدت ناراحتی داشتم سکته میکردم… براش پیامک زدم که فردا بره دنبال کارای طلاق و این مسایل….
خلاصه قهر کرد رفت…
اما بحثی که دارم اینه که من نمیتونم فراموشش کنم چون لحظات خوب و خوش زیادی با هم داشتم و تنها کسیه که تو کل عمرم بهش ابراز علاقه کردم و اگر این طلاق انجام بشه من چطور میتونم خودم رو جمع و جور کنم…
چطور میتونم خودش یا گذشته ای رو که با هم داشتیم کنار بزارم و از فکرم بیرون کنم…
اصلا چیکار میتونم بکنم که دست از این بدخلقیها و شیطنتهاش برداره و به زندگیمون ادامه بدیم؟
خواسته هاش از زندگی بسیار عمومیه، پول، ماشین،مرد خوشتیپ!! خب من در اینمورد بارها نصیحتش کردم که خانم عزیزم اگر کسی همه اینا رو باهم داشته باشه شک نکن که هرگز زندگیش رو فقط با یک زن سپری نمیکنه چون حتی اگر خودش هم نخواد زنهایی هستند که خودشون رو بهش نزدیک میکنن.
خلاصه یه راهنمایی کلی بفرمایید که مقصر کیه و چطور باید حلش کرد…
ببخش مطلب دراز شد.. عذر میخوام.

بهنام:

نمایش نظرها (3)

  • سلام براش نامه بنویس همه حرفای دلت بهش بگواگه تووزندگیش دوست داره بریدپیش مشاوربرای حل مشکلات .شماهم ببین خواسته هاش چیه پیش ترتوجه کن ازچه مردایی خوشش میادخودتوشبیه اوناکن.اگه میشه شماهم منوراهنمایی کنیدسوالم رادرهمین قسمت مطرح کردم.

  • من 3ماهه عقد کردم تو دوران نامزدیاگه خانومم یک دقیقه صدام رو نمیشنید میمرد ..بعد عقد سر لجبازی با من نشست پیش داییش و صورت پسر داییش که با هم شیر خورد رو بوسید ..بعد منم باهاش بحث کردم و از خونه خواستم بزنم بیرون و نزاشت... تو این 3ماه چندین بار بحث طلاق رو پیش کشید .. به من میگفت عشق قبل ازدواج رو قبول نداره .. ولی بعد 3ماه هفته پیش بهم گفت هر کس یه زمانی یه کسی رو دوست داشته منم پسر خالم رو دوست داشتم .. از من میخواد لباس پارچه ای بپوشم ریش بزارم موهام رو مثل پسر خالش بزنم .... حالا هم از روز جمعه هفته پیش نه خودش نه خانوادش جواب تماس و پیامم رو نمیدن .. خانومم همش تو واتساپ و تلگرام انلاینه هر چی پیامم میدم جواب نمیدی لطفا کمکم کنید و بگید چی کار کنم

    • خب دوست عزیز بهتره عاقلانه در مورد این زندگی تصمیم گیری کنید ... چون در تفکر ایشون طلاق وجود داره و ممکنه روزی عملیش کنه
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      021-22354282