سلام من و نامزدم یه اختلاف کوچیک داریم یکی از دوستاش یه گروه داره با اونا میرن مراکز خیریه و اینجور جاها نامزده من دوست داره باهاشون بره من خوشم نمیاد تنها بره بدون من آخه تو اون گروه پسر زیاده هرچیم میگم متقاعد نمیشمه من باید چکار کنم
- On بهمن ۷, ۱۳۹۴, ۱۰:۲۹ ب.ظ
hossein.sh.1
دسته بندی: مشاوره خانواده
اختلاف
مطالب مرتبط
نمایش نظرها (9)
جز به حرف زدن و رفتار قاطع شما راه حلی وجود نداره ... البته خودتون باید با ایشون همراهی کنید تا از میزان شک و تردید و نگرانیتون کم بشه
سلام من خانمی هستم 26 ساله و5،ساله ازوداج کردم درطول 5سال همیشه با جر دارم خیلی باهم مشکل داریم نمی دانم چگونه مشکلاتمان راحل کنم قبول نمی کنم مشاوره بریمی خسته شدم وقتی مشکل م را به خانواده ام می گویم آنها حرف طلاق را میزنند از این کلمه وحشت دارم من دو بچه دارم یکی مشکلات ما این است که همیشه ایراد از قیافه م می گیره که تو الی تو بلی موهات زشته تو زشتی اضافه کنم که اون قیافه چندانی خوبی ندارد، ولی من همیشه سعی می کنم سر وضع ام مرتب کنم تو خدا کمکم کنید
اول از همه خودتون باید به مشاوره مراجعه کنید تا بتونید از این حالت رها بشید چون در حال انفجارید ... در مراجعه به مشاور میتونید راهکارهای برخورد مناسب با ایشون و مجاب کردنش به مراجعه رو پیدا کنید ... در مورد طلاق هم باید بعد از مشاوره تصمیم گیری کنید ...
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
دفتر قیطریه:
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
دفتر سعادت آباد:
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
دفتر شریعتی:
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه
با عرض سلام و خسته نباشید
من در حدود 8 ماهه که عقد کردم و قبل از عقد با همسرم قرار داشتیم که مهریه مو ببخشم و حق طلاق و فرزند و از ایشون بگیرم وهنوز اقدامی نکردیم.می خواستم بدونم داشتن مهریه بهتره یا اینکه حق طلاق و فرزند ،چون ایشون مطلقا توانایی پرداخت ندارند.
بستگی به شما داره ولی داشتن حق طلاق یک امتیاز به حساب میاد ...به هر حال این حساب و کتابا مربوط به قبل از عقد هست
ولی هنوزم دیر نشده میتونید الان اینکارو انجام بدید ... ولی محضری و قانونی
باعرض سلام وخسته نباشید من خانمی 23ساله هستم یک سال ونیم که ازدواج کردم. تورو خداکمکم کنید اینجا تو شهر ما مشاوره رفتن عیب بزرگی محسوب ميشه. من نميدونم مشکلمو باکی در میان بزارم همسرم مدت 6،7ماهه که به شدت به خانوادش وابسته شده اولین این طور نبود قبل از 1سال ونیم ازدواجمون ما 8ماه عقد بودیم طی اون 8ماه و تقریبا یک سال اول زندگیمان خیلی خوب بود خیلی طرفداری منو میکرد اگه خانوادش بهم بی احترامی میکردی یا تیکه مینداختن سریع ازم حمایت میکرد حالا طی این چن ماه اخیر زندگیم از این رو به اون رو شده من حق ندارم جلوی بی احترامی خانواده شوهرم حتی ناراحت بشم چه برسه که بخوام چیزی بگم یا اعتراض کنم. به قرآن خسته شدم نميدونم باید چکار کنم به همه چیز حتی لباس پوشیدنمم ایراد میگیرن ومسخره میکنن دارم دیوونه میشم تو روخدا تورو قرآن شما ی چیزی بگین خیلی مشکلات که برام پیش آوردن و نگفتم قسمتی میدم به سر بریده امام حسین ی چیزی بگین من چکار کنم.
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
دفتر قیطریه:
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
دفتر سعادت آباد:
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
دفتر شریعتی:
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه
با مردهای وابسته به مادر چه باید کرد؟!
قبل از اینکه خانمهای محترم آهی از ته دل بکشند و بگویند: هیچ چارهای جز سوختن و ساختن نیست! و آقایان محترم هم خم به ابرو بیاورند که: بازهم شروع شد، اینجا هم از دعوای مادر شوهر و عروس در امان نیستیم، میخواهم بگویم که عینکهای پیشداوریتان را کنار بگذارید و یکبار برای همیشه این موضوع را خارج از نقشی که در آن دارید، نگاه کنید.
قرار نیست در این این یادداشت راهکاری به خانمها ارایه کنیم که شوهرشان را از مادر خود دور کنند، بلکه میخواهیم به یک رفتار متعادل برسیم. لطفاً مرا محکوم به این نکنید که یکطرفه به قاضی میروم و چرا برای مادرشوهرها هیچ پیشنهادی جهت تغییر رفتار و نگرش ندارم.
در مطلبی جداگانه به چموخمهای یک مادر شوهر نمونه میپردازیم، اما چیزی که واضح است، حضور بیشتر شما عروسخانمها در اینترنت و خواندن مقالات است. علاوه بر این تغییر نگرش در سن بالاتر، سختتر بوده و شاید نتوان کسی را که شصت سال از عمر او میگذرد، تغییر داد، اما میشود با کمی متفاوتنگریستن و بهگونهای دیگر رفتارکردن، همان شخص شصت ساله را با خود همراه کرد.
فرهنگ ما و وابستگی به مادر
بهتر است فیلمهای خارجی را فراموش کنید و نگویید: هیچ کجای دنیا اینطوری نیست که پسر اینقدر به مادرش وابسته باشد. بله! این یک واقعیت فرهنگی است. خیلی مواقع هم ما وابستگی را با دلبستگی اشتباه میگیریم؛ یعنی پسری وابسته نیست و به توانایی تصمیمگیری رسیده است، اما نسبت به مادرش دلبستگی زیادی دارد و ما بهعنوان عروس خانواده این موضوع را نمیتوانیم تحمل کنیم و میگوییم او وابسته است. اگر میگویید چه فرقی دارد، بهتراست با هم کمی مفهوم وابستگی و دلبستگی را بررسی کنیم.
وابستگی یعنی کسی را میخواهی به خاطر اینکه از او منفعتی به تو برسد، بدون او نمیتوانی زندگی عادی خود را داشته باشی و نوعی مکانیسم مرضی است. احساس تملک ایجاد میکند و آزادی را از فرد میگیرد. نوعی دوست داشتن مشروط است و در آن خودخواهی به چشم میخورد. دلبستگی یعنی کسی را بخواهی با تمام خوبیها و بدیهایش. به دنبال کسب منفعت از این رابطه نباشی و در تصمیمگیری و زندگیات خلل ایجاد نکند.
همسر شما اگر به بلوغ عاطفی رسیده باشد، میتواند در عین حال که یک پسر خوب و مهربان است و به مادرش توجه میکند، برای شما هم چیزی کم نگذارد و احساس منفی در شما ایجاد نکند. البته اگر زیادهخواه نباشید و بپذیرید که توجه او به مادرش منافاتی با علاقهاش به شما ندارد
چیزی که باید برای داشتن یک زندگی زناشویی سالم به دست بیاوریم، این است که دختر و پسر نسبت به خانواده خود وابستگی نداشته باشند، اما دلبستگی نه تنها ایرادی ندارد، بلکه نشانه سلامت عاطفی آن خانواده است. پس زمانیکه میخواهید در رفتارهای شوهرتان اعتدال را ایجاد کنید، حواستان باشد که حسادت زنانه باعث نشود که شما نسبت به محبت و دلبستگی مادر و فرزندی هم حساس شده و بخواهید کمرنگ شود.
وابستگی به مادر,عروس و مادر شوهر
مادر همسرتان را دوست بدارید و ارتباط خوبی با او برقرار کنید
ما فرض میکنیم که همسرتان به بلوغ عاطفی لازم برای تشکیل زندگی نرسیده و آنقدر به مادرش وابسته است که بدون او نمیتواند آب بخورد، حال باید چهکار کنید؟
در قدم اول سعی نکنید با دعوا و ناراحتی و خشونت او را وادار کنید که بین شما و مادرش یکی را انتخاب کند؛ زیرا بهتر است بدانید که در این بازی از قبل باختهاید. این روش فقط تنش و اختلاف را در خانهتان ایجاد میکند و نتیجهای هم نمیدهد.
اگر بخواهید با محبت و روشهای زنانه هم همسرتان را به سمت خود بکشید و به اصطلاح از مادرش دور کنید، بازهم موفق نمیشوید و در ضمن ابراز علاقههایتان مصنوعی بوده و نمیتواند تأثیر مثبت خود را در زندگی بگذارد.
شما باید اول علت را بررسی کنید. همسر شما اگر به بلوغ عاطفی رسیده باشد، میتواند در عین حال که یک پسر خوب و مهربان است و به مادرش توجه میکند، برای شما هم چیزی کم نگذارد و احساس منفی در شما ایجاد نکند. (البته اگر زیادهخواه نباشید و بپذیرید که توجه او به مادرش منافاتی با علاقهاش به شما ندارد.)
پس شما باید به همسرتان کمک کنید تا به بلوغ عاطفی رسیده و بتواند بین علایقاش در زندگی توازن ایجاد کند. این کار در یک ماه و دو ماه انجام نخواهد شد. اگر وابستگی بیش از حد است و روال زندگی فردی شوهرتان و همچنین خانوادگی شما را تحتتأثیر قرار میدهد، میتوانید از یک مشاور به صورت حضوری کمک بگیرید. البته صورتمسئله رفتن به نزد مشاور، وابستگی او به مادرش نباشد؛ چون در این صورت ممکن است اصلاً همراه شما نیاید. بهتر است بهانهای چون اختلافات روزمره و نارضایتیهای پنهان را پیدا کنید و بگویید برای بهترشدن رابطهتان دوست دارید مشاوری به شما کمک کند. در این مدت هم اصلاً شمشیرتان را از رو نبندید و نگذارید همسرتان متوجه حساسیت شما بر روی مادرش بشود.
برای آنکه آرامش داشته باشید و حس نکنید وسط یک میدان مبارزه قرار گرفتهاید، بهتر است مادر همسرتان را دوست بدارید و ارتباط خوبی با او برقرار کنید. بعد از ازدواج مادرشوهرتان، چون مادر خودتان است؛ نه از جهت عمق دوست داشتن که شاید یک شعار اشتباه باشد، بلکه از جهت نوعدوست داشتن و جنس رابطه.
اینکه شوهر شما بیش از حد به مادرش وابسته است، دلیل بر بد بودن مادرشوهرتان نیست. فرهنگ ما بهگونهای است که زنان بعد از مادرشدن تمام روابط عاطفیشان را در فرزندشان خلاصه میکنند و به همین جهت گاهی بعد از ازدواج فرزندشان، هم دختر و هم پسر تحمل دوری از آنها را نداشته و گاهی توقع سرزدن و دیدار آنها را بیش از حد متعارف دارند. شرایط روحی«مادرها» را درک کنید و بگذارید فرزندشان را یک دل سیر ببینند؛ هرچند وقتی خودتان مادر شوید، متوجه خواهید شد که دل سیر وجود ندارد و یک مادر همیشه بیتاب دیدار فرزندش است.
سعی کنید شما هم با مادر همسرتان ارتباط خوبی داشته باشید و بهجای آنکه نسبت به رابطه شوهرتان با او حساس بوده و حسادت کنید، در کنار همسرتان قرار بگیرید. محبت قلب مادران را جذب میکند. امتحانش ضرری ندارد. البته اگر وابستگی بیش از حدی وجود داشت، میتوانید بهمرور زمان کاری کنید که تبدیل به یک دلبستگی بالنده شود، اما فراموش نکنید او به زن دیگری علاقهمند نیست؛ مادر او مادر هر دوی شماست، نه یک زن غریبه که هووی عشق شما در قلب همسرتان باشد.
سلام.من یه جاری دارم که همش پز مال و منال و ثروت خودشو میده. همش خودشو خیلی بالا میگیره.. اگرم مثلا یه کاری کنی که مطابق میلش نباشه همش بهش بر میخوره و به ادم اخم میکنه. همش دوست داره طرف مقابلشو ادب کنه. من خیلی ازار میبینم بطوریکه تو روحیم تاثیر کذاشته. اگه از هم دور بودیم راحت تر با این مسایل کنار میومدم.گرفتاری اینه که اینا طبقه بالای خونه ما میشینن. اگه زابطه رو قطع کنم میگه دو قدم راه احوالمو نمیگیره. اگرم برم رفتاراش برام قابل تحمل نیست موندم چیکار کنم؟به شوهرم میگم از اینجا بریم میگه مستاجری کردن سخته .حقم داره اخه اینجا خونه خودمونه. ازطرفی تصمیم به بارداری دارم.میترسم این رفتارها تاثیر بد داشته باشه.
مگرقراره شما به هر چیزی واکنش نشون بدید ؟ دوست عزیز بهتره روابط اجتماعی خودتون رو افزایش بدید تا بتونید ظرفیت و واکنش پذیری خودتون رو افزایش داده باشید
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
دفتر قیطریه:
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
دفتر سعادت آباد:
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
دفتر شریعتی:
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه