سلام من ۲۶سالمه از بچگی یه مشکلی داشتم که اون موقع چشمگیر نبود حتی از اون حالت لذت میبردم ولی تا الان گریبانگیرمه که موجب مشکلات زیادی تو زندگی روزمرم شده، از بچگی خیالباف بودم و یه زندگی خیالی با آدمای خیالی برا خودم ساخته بودم و از زندگی تو اون فضا لذت میبردم اما روز به روز کمرنگ تر نشد که بیشتر شد تو هرمقطع از زندگیم تصمیم گرفتم این عادت و ترک کنم مثلا تو دوران دبیرستان گفتم دیگه بزرگ شدم کمتر شد ولی بعد از او دوباره شروع کردم ازدواج کردم گفتم حالا دیگه باید بیام به زندگی واقعی ولی بازم نشد تازه بخاطر مشکلاتی که با همسرم از لحاظ عاطفی و اخلاقی داشتم چون تو خیالاتم لذت میبردم و همه چیز خوب بود این مشکل بیشتراز قبل شد عروسی کردم تو خونم چون تنها بودم این خیالبافی و زندگی با ادمای خیالی که دوستشون داشتم بیشتر شد دانشگاه رفتم ولی متاسفانه به همین دلایل نتونستم دل به درس بدم و خیلی موفق نبودم تو دانشگاه احساس میکنم عمرم داره تلف میشه و من هنوز تو گیر و دار خیال بافیهام هستم و تو رویام ادم موفق و کلا اون چیزی هستم که نیستم تورو خدا کمکم کنید نمیدونم باید چکار کنم از طرفی هم اصلا دلم نمیخواد برم مشاور حضوری این حرفارو بزنم
نمایش نظرها (3)
با سلام خدمت شما دوست عزیز
احساس ناراحتی شما کاملا قابل درک است.
مسلما همان طور که خودتان هم اشاره کردید چنین موضوعی در بزرگسالی عادی و طبیعی نیست.
یکی از دلایلی که باعث تداوم این موضوع شده می تواند این باشد که به خاطر همین موضوع در واقعیت و دنیای واقعی تلاشی برای برآوردن نیازهایتان نکرده اید.
همه افراد نیاز به برقراری رابطه با دیگران دارند، اینکه عده ای را دوست داشته باشند و متقابلا دوست داشته شوند و درون رابطه احساس خوشایندی دریافت کنند و احساس امنیت و رزشمندی را تجربه کنند.
اما واقعیت این است که ساختن و نگهداری رابطه های سالم و با کیفیت که در آن صمیمیت وجود داشته باشد کاری به مراتب دشوار است و گاهی نیازمند مهارتهایی است که باید آنها را آموخته و تمرین کنیم.
چرا که افراد به دلیل تفاوتهای فردی که با یکدیگر دارند دچار تعارض و مشکلات و اختلافاتی خواهند شد.
به این دلیل که هر کسی خواسته ها و ادراک متفاوتی دارد و در این زمینه گاهی اختلافاتی به وجود خواهد آمد که بعد باید بدانیم چگونه اینگونه مسائل را حل یا مدیریت کنیم.
گاهی اطرافیان ما رفتارهای ناراحت کننده و حتی آزاردهنده ای دارند که آن هم موضوعی است و ما باید ببینیم بهرحال چگونه می توانیم در مسیر نیازها و خواسته هایمان به شیوه موثری عمل کنیم و روابطمان را با کیفیت نگه داریم.
پس همان گونه که ملاحظه می کنید با توجه به تمام این موارد داشتن رابطه دشوار است.
چرا که ما نمی توانیم دیگران را تغییر دهیم و یا مجبرشان کنیم مطابق میل ما رفتار و عمل کنند و این شاید بزرگترین واقعیت ناراحت کننده برای هر فردی باشد.
حال آنکه در خیال پردازی و داشتن دوستان خیالی به راحتی می توانید ویژگی های شخصیتی و رفتارهای افراد رو خودتان تنظیم و تعیین کنید و به این ترتیب احساس کارآمدی و قدررت خواهید کرد و بدون دردسر با این شخصیتها در ارتباط خواهید بود که هماطور که خودتان متوجه شدید راه حل چندان کارآمدی به نظر نمی رسد.
بنابراین شما نیازمند دریافت بررسی ها و ارزیابی های بیشتری هستید تا بتوانید به خودتان کمک کنید و اگر خودتان قرار بود تغییر اساسی را شکل دهید این اتفاق تا امروز افتاده بود و شما اکنون نیازمند دریافت کمک حرفه ای از یک فرد متخصص هستید.
باید دریابید آنچه می خواهید باشید با آنچه اکنون هستید چه تفاوتی دارد و چقدر خود واقعیتان با خود طبیعیتان فاصله دارد چرا که این دقیقا هممان فاصله ای است که موجب ناراحتی شما شده است.
باید هرچه سریعتر در این مسیر اقدام نمایید تا با شناسایی موانع موجود بتوانید در مسیر زندگی دلخواهتان گام های موثری بردارید.
نمی دانیم چرا برای دریافت مشاوره مقاومت دارید ولی اگر به خاطر ترس از قضاوت مشاور یا روانشناس است بهتر است بدانید روانشناسان و مشاوران تنها کسانی هستند که شما را از این نظر قضاوت نمی کنند بلکه اتفاقا تلاش می کنند شما را درک کنند و با استفاده از اطلاعات و دانش تخصصیشان مسئله شما را ریشه یابی و به شما در حل آن کمک کنند.
اگر باز هم مشکل داشتید می توانید به این فکر کنید اینکه همچنان به این مسیری که دیگر برایتان غیرقابل تحمل و آزاردهنده شده است ادامه دهید بیشتر به نفعتان خواهد بود یا اینکه با همین ترستان هم روبرو شوید و یکبار مسئله تان را با یک مشاور در میان بگذارید و در عوض بتوانید برای حل مشکلاتتان گام موثری بردارید، کدام گزینه برایتان سود بیشتر و هزینه کمتری در پی خواهد داشت؟
با سلام من دختری 26ساله هستم.از نظر رفتار پوشش و ظاهر خوب هستم و خواستگارای زیادی دارم،تو ازدواج معیارای خیلی سختگیرانه ای ندارم ولی از ازدواج کردن میترسم و همیشه برای خواستگاری دلهره دارم.پدرم در کل آدم بدی نیست اما اخلاقای بد هم داره مثلا توی خونه بی دلیل بددهنی میکنه اهل فحش دادن نیست ولی طوری برخورد میکنه که شخصیت آدم رو تو جمع خرد میکنه.من و برادر و مادرم هیچوقت بهش بی احترامی نمیکنیم اما اون همیشه مخصوصا توی جمع های فامیلی به ما بی احترامی میکنه باهامون مخالفت میکنه.بجز این انگار من به عنوان دخترش اصلا براش مهم نیستم حتی یکبارم جویا نشده که کجا کار میکنم و اصلا محل کارم نیومده وقتی برام خواستگار میاد برخلاف بقیه ی پدرا بیخیاله و حساس نمیشه که طرف کیه و خانواده ش کین و اگر من موردی رو با دلایل منطقی رد میکنم عصبانی میشه و میگه تو آخرش میمونی کلا به مسئله ی ازدواج خیلی ساده نگاه میکنه،بعضی از رفتاراش توی خونه هم منو آزار میده با اینکه من و برادرم بزرگ هستیم اما رفتار پدرم با مادرم اصلا جالب نیست و گاهی اوقات شوخیاش به حدی زیاد میشه که ماها خجالت میکشیم و مادرمم بارها بهش تذکر داده و رفتارایی میکنه که اصلا در شأن سن و سالش نیست.همه ی این رفتارا باعث میشه که از ازدواج کردن بترسم و از رفتارای پدرم جلوی همسر آینده م خجالت بکشم و از اینکه بعدا همسرم بخواد اینارو تو سرم بزنه ترس دارم،.خواهش میکنم منو راهنمایی کنید
با سلام خدمت شما
دوست عزیز احساس ناراحتی و نگرانی شما کاملا قابل در است.
مسلما خیلی ناراحت کننده است که ایشان برخی موارد را در نظر نمی گیرند و نسبت به خیلی از موارد دیگ بی توجه هستند.
اما توجه داشته باشید که هیچ کسی پدر و مادر خودش را انتخاب نکرده است و آنها خیلی وقتها ممکن است رفتارهای نادرست و آزاردهنده ای داشته باشند.
و متاسفانه رفتار آنها هم دست ما نیست که بخواهیم آنها را تغییر دهیم.
اگرچه برای شما شرایط خیلی دشوار است اما بهتر است توجه داشته باشید که شما دارای هویت مستقلی هستید و قرار نیست محکوم به این باشید که بار رفتارهای پدرتان را به دوش بکشید.
در نظر داشته باشید که هر کسی مسئول رفتارهای خودش است و اگر کسی از روی رفتارهای پدرتان بخواهد درباره شما قضاوت کند و حکمی صادر کند و مبنای شناختش ایشان و یا دیگر اعضای خانواده تان باشند نه خود شما، شاید اصلا گزینه مناسبی برای ازدواج نباشند چرا که پختگی و بلوغ لازم را در این زمیه ندارند.
که البته اول از همه این خودتان هستید که باید خودتان را باور داشته باشید، درست است که تا حدود زیادی خانواده می تواند موثر باشد اما قرار نیست الزاما تعیین کننده باشد.
پس بهتر است به جای غصه خوردن و تمرکز بر مشکلاتی که در آن کاری از شما ساخته نیست، به حوزه اختیارات خودتان توجه کنید و ببینید چگونه در ارائه تصویر دلخواهتان از خودتان می توانید در مسیر ساختن زندگی مورد علاقه تان گام بردارید.
در این مسیر می توانید از مشاوره حضوری برای دریافت راهنمایی های دقیقتر بهره مند شوید.