سوالتو بپرس
X

ازاله بکارت

سلام😔من یه دختر ۲۱ساله م که دو بار نامزدیم ب هم خورد بخاطر این موضوع کلی افسردگی گرفتم حالم بد شد ولی کم کم بهش عادت کردم بعد از چند وقت از طریق دنیای مجازی با یه آقا که تقریبا شرایطشون مث من بود آشنا شدم چند وقتی با هم چت کردیم چندین بار همو از نزدیک دیدیم خیلی آدم باشخصیت و مودبی به نظر میرسید تا اینکه یه روز زنگ زد که برم ببینمش ناراحت بود منم قبول کردم اومد دنبالم که بریم یه دوری بزنیم یهو گف من میخوام برم خونه یچیزی بردارم تو توی ماشین بمون ایشون کیفمو برد گف یه سوپرایز برات دارم میخوام بذارم توی کیفت منم گفتم اشکال نداره چون خیلی بهش اعتماد داشتم خونشون یه جای خیلی پرت بود که پرنده پر نمیزد منم اولین بارم بود که اونجارو میدیدم یهو سراسیمه از خونه اومد و گف بیا بریم داخل مامانمو خواهرم میخوان ببیننت میخوام زودتر پا پیش بذارم بیام خواستگاری و ازین حرفا کیفمم همراش نبود منم یه ساده احمق ساده لوح باور کردمو رفتم یهو از پشت داداش بزرگش منو گرفتو بزور برد داخل زیر زمین بعدش رفت اون حیوون صفت آشغال بهم تجاوز کرد خیلی حالم بد بود زار زار گریه میکردم کلی توی اون حالت ازم عکس گرفت حالم خیلی خیلی بد بود نمیتونم حالمو وصف کنم حتی الان هرشب کابوسشو میبینم خلاصه اینکه کلی کتکم زد و با چاقو تهدیدم کرد و گفت که اینکارو واسه اثبات عشقش کرده بعدش با حالی خراب مجبورم کرد لباسامو بپوشمو منو رسوند در خونه حالم خیلی خیلی بد بود اونشب تا صبح گریه کردم و تصمیم به خودکشی گرفتم ولی با دیدن خونواده بیچاره م این تصمیمم رو به تعویق انداختم به اون اقا گفتم دیگه نمیخوامت میخوام ازت جدا شم ولی با داشتن عکسام منو تهدید کرد و بارها مورد تجاوز جنسی از طرف اون قرار گرفتم اخرین باری که مجبورم کرد به این عمل کثیف در کمال وقاحت بهم گفت تو هرزه ای بیش نیستی من هدفم سواستفاده از همه دختراس دیگه نمیخوامت منو توی کور ترین نقطه شهر ول کرد و رفت منم کلی قرص خریده بودم همه رو خوردمو یه ازانس گرفتم رفتم خونه … خیلی گریه کردم چون شب قبلش به من گفت با مامانت اینا صحبت کن تا هفته آینده بیام خواستگاریت خلاصه منم همه جیو به مامانم گفتم ایشون همش مخالف بودن و میگفتن حس خوبی ندارنو دلشون شور میزنه ولی من راضیش کردم خلاصه اون شب پاهام کاملا سست بود و از خانوادم حلالیت طلبیدم و کاملا بی هوش شدم وقتی به هوش اومدم بهم گفتن ۷روزه که خوابی باورم نمیشذ من نمرده بودم ولی ای کاش مرده بودم مادرم با گوشیم زنگ زده بود به اون پسر ولی اون پسر زیر بار نرفته بود و کلی به مادرم توهین کرده بود و تلفنو قطع کرده بود خودم بهش پیام دادمو کلی التماسش کردم ولی فایده نداشت اون عوضی تر از این حرفا بود خلاصه اینکه خانوادم نفهمیدن که من مورد تجاوز جنسی قرار گرفتم و فک میکنن من بخاطر نخواسته شدن افسرده شدم و خودکشی کردم حالا میخوام بدونم راهی هست که من بتونم باز دختر بشم؟بخدا بقرآن من اصلا نمیخوام دیگه ازدواج کنم یا پسر مردم رو گول بزنم من فقط دلم میخواد باز دختربشم میخوام شنبه به روانپزشک مراجعه کنم بنظرتون توی این مورد بهم کمک میکنن؟دارم دیوونه میشم تو فکر خریدن قرص برنج افتادم حتی میخواستم برم بخرم ولی باز ته دلم گفتم شاید راهی باشه☹️ اینم بگم من میتونم از اون آقا شکایت کنم ولی دلم نمیخواد خونوادمو با یه همچین آدمی که هم مواد فروشه هم معتاده و هم زندون رفته و خونواده درست و حسابی نداره رو در رو کنم تورو خدا فقط بهم بگین آیا روانپزشک میتونه کمکم کنه 😔😔

dokhi bichare: ye badbakht ke hame chisho bakhte...

نمایش نظرها (1)

  • ازاله بکارت
    دوست عزیز به هر حال اشتباهی انجانم دادید و امروز مشکلات ناشی از اون رو هم تحمل میکنید .
    تجربه بدی برای شما بوده ولی یک اشتباه رو با اشتباه دیگه جبران نکنید .
    و بیشتر از این نه خودتون و نه خانواده رو به دردسر نندازید .
    تصورات خودکشی رو از خودتون دور کنید .
    ازاله بکارت چیزی نیست که شما بخوایت کل زندگی خودتون رو باهاش معامله کنید .
    با مشاوری مجرب مشورت کنید و اتفاقا در این مورد با جراحی میتونید از این استرس رها بشید .
    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    دفتر سعادت آباد:
    ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

    مشاوره روانشناسي تلگرامي:
    http://t.me/kanonmoshaveran_bot