سلام ، من بدون فوت وقت میرم سر اصل مطلب
من شیش ماه پیش از طریق مادرم از دختر خالم خواستگاری کردم حالا بگذریم بحثای دیگه ازدواج بعد مادرم با خالم تماس گرفت و نظرشونو خواست که خالم راضی بود اما شوهر خالم میگفت فعلا وقتش نیست و از اینجور حرفا ولی گفت نظر خودشو میپرسیم بعدا بعد دو هفته با کلی التماس خالم گفت که دختر خالم گفته من دیگه اصلا به ازدواج فامیلی فکر نمیکنم و منو جواب کرد ، اما مشکل همینجاست من از بچگی دوستش داشتم و به طرق مختلف هم من و هم اون اینو ابراز کردیم اما چون فامیل بود من از طریق چمیدونم اس ام اس بازی و تلگرام اول باهاش در میون نزاشتم خب زشت بود تو فامیل و رسمی وارد شدم بعد خالم بعد دوهفته که هر بار با یه بهونه که من کار داشتم وقت نشد و خیلی چیزا دیگه جواب مارو داد من حتی الان هم دختر خالم با من روابط خوبی داره در صورتیکه معمول نیست این رفتارش ، برا همین فکر میکنم که خالم حالا به دلایلی همینطوری بدون اینکه به اون بگه جواب رد داده و از طرفی هم مطمئنه که من بخاطر فامیل مستقیم وارد نمیشم ، خودم فکر میکنم شوهر خالم مخالفه اما نخواسته خالم اینو بگه حالا نمیدونم چیکار کنم واقعا تحت فشارم
نمایش نظرها (1)
سلام به شما دوست عزیز
احساسات شما قابل احترام می باشد اما بهتر است در این مسیر در زمان مناسبی خودتان به همراه پدر و یا مادرتان با شوهرخالیتان صحبت کنید با توجه به اینکه احتمال می دهید ایشان مخالف باشند بهتر است خودتان دلیل ایشان را جویا شوید تا بتوانید نتیجه گیری بهتری داشته باشید .
در کنار این موراد دقت کنید که توجه و یا همراهی در پیام و... به معنای این نمی باشد که این خانم نیز به شما گرایش خاصی دارند و تا زمانی که دیدگاه خود ایشان را نپرسید نمی توانید نتیجه گیری داشته باشید اما با توجه به شرایط فامیلی بهتر است در اول نظر شوهر خالیتان را به صورت حضوری و در احترام جویا شوید و از ایشان فرصتی بخواهید که با دختر خالیتان صحبت کنید تا بتوانید برنامه خودتان را برای ازدواج برای ایشان توضیح بدهید و هردویتان بر مبنای شناخت بیشتر تصمیم گیری داشته باشید .