سلام من سال 92به صورت سنتي ازدواج كردم و سال ٩٣به خاطر مشكلات روحي و قهراي مكرر و طولاني مدت واسه مسايل الكي مث بلند بودن صداي تلويزيون كه همسرم داشت و بهانه گيري هاي الكي خونه پدرم اومدم و سال ٩٥جدا شدم تو اين مدت خواستگار داشتم ولي ديگه ميترسم از ازدواج
من متولد 66 هستم كارشناسي ارشد مالي و كارمند رسمي هستم و خونه هم از خودم دارم
حالا يه خواستگار واسم اومده كه خونه داره و ماشين هم داره و كارمند قرارداد معين صنايع فولاده و تك فرزنده از لحاظ چهره متوسط روب پايين هستش و مذهبي و از لحاظ قوميت عرب هستن و ما اصا لتا بهبهاني هستيم
من بعضي از اوقات واسه نماز به مسجد ميرفتم كه يكي از خانما اونجا منو ديد و وبهشون پيشنهاد داد اخه گفته بودن يه دختر چادري ميخواييم من واسه كار چادر ميزنم ولي واسه بيرون چادر نميزنم البته مسجدم كه رفتم بدون چادر بودم ولي با پوشش كامل خانمي كه منو ديده بود بهم گفت كه دختر چادري ميخوان منم بهش گفتم اگه از لحاظ اخلاق و خانواده خوب باشن چادر كه مشكلي نداره
يه روز با مادرش اومدن خونمون و همديگه رو ديدم و با هم صحبت هم كرديم
اونا منو پسنديدن و مادرش فرداش تماس گرفت كه نظر ما رو بدونه من زياد راضي نبودم و ميترسم از ازدواج مجدد
پدر و مادر اصرار دارن كه بيشتر با هم آشنا بشيم و اونوقت اگه نظرم منفي بود بگم تو جلسه اول كه گفتم قصد ادامه تحصيل دارم گفت ادامه تحصل نياز به وقت داره و بايد خيلي وقت بذاري اونوقت به زندگي نميرسي گفتم تو زندگي بايد تفاهم باشه گفت من معني تفاهم رو متوجه نميشم چون بالاخره يه نفر بايد از حرفش برگرده.تو حرفاش گفت شايد چون من مردسالارم نظرم اين باشه.منم بهش گفتم كارمو دوس دارم گفت اگه خودت بخواي مشكلي نداره .به اصرار پدر و مادر قرارشد بهشون بگيم چن جلسه تلفني صحبت كنيم كه مادرم ديروز بهشون شماره تماس منو داد امروز تماس گرفت و گفت مث اينكه حاج خانم تماس گرفتن و گفتن چن جلسه تلفني با هم صحبت كنيم دليل خاصي داره گفتم واسه آشنايي بيشتره و گفت به نظر من بايد چند جلسه حضوري صحبت كنيم تا واكنشاي همديگه رو ببينيم حالا تو خونه ممكنه معذوريت باشه ميتونيم بيرون بريم هرجا كه باشه كه با رفتارا و واكنشاي هم اشنا بشيم منم گفتم با خانواده صحبت ميكنم بهتون اطلاع ميدم
نميدونم واقعا چيكار كنم كي بايد بهش بگم كه ازدواج ناموفق داشتم و چه سوالايي ازش بپرسم
واقعا نميدونم چيكار كنم ميترسم از ازدواج مجدد
اگه ازم پرسيد كه چرا تا حالا ازدواج نكردي چي بگم
البته يادم رفت بگم اونم كارشناسي ارشد هوا فضا داره و من توي صندوق قرض الحسنه كار ميكنم تنها خانمم تعداد پرسنل شعبه و مديرشعب ١٠نفر هستن كه من تنها پرسنل خانم هستم
و با ٤٠ شهرستان در ارتباطيم واسه پرداخت وام و ارائه خدمات
تا حالا هم به اقايون نگفته بودم كه جدا شدم تا يك ماه پيش كه فقط به مدير شعبه گفتم بهم گفت چرا زودتر نگفتي اينقد افراد بودن واسه تو كه من بهشون گفتم متاهله از افراد قاميل و دوستام چن نفر بهم گفته بودن واسه تو
نمایش نظرها (3)
بنا به اصرار خانواده گفتم كه ارتباط تلفني داشته باشيم و ارتباط حضوري پيشنهاد اقا بوده و توي اين ارتباط حضوري ايا نياز به خوندن صيغه محرميت هست?
كي بايد بهشون بگم كه ازدواج ناموفق داشتم و چطوري بيان كنم ?
دوست عزیز دوران نامزدی شما باید بدون قید در شناسنامه باشه .
حال تمایل به خواندن صیغه محرمیت داشته باشید یا نداشته باشید .
معمولا باید در جلسه دوم که طرفین همدیگرو دیدند این موضوع بیان بشه .
ترس از ازدواج
دوست عزیز چیزی که مشخصه این هست که شما برای ازدواج علاقه مند هستید .
پس بحث ترس از ازدواج رو فراموش کنید و تلاش کنید تا طرف مقابلتون رو بشناسید .
اتفاقا ملاقاتهای شما باید حضوری باشه .
حتما باید دوران نامزدی طولانی رو طی کنید تا به شناختی که مدنظرتون هست برسید .
در این صورته که میتونید به ترستون از ازدواج غلبه کنید.
در دوران نامزدی خانواده ها میتونن با هم مراوده و معاشرت داشته باشند.
و در همین دوران طلایی شناخت حاصل خواهد شد .
و گرنه همیشه این ترس با شما خواهد بود .
و دوباره زندگی شمارو به تنش خواهد کشاند.
نکته بعدی این هست که باید طرف مقابلتون به دل شما بشینه .
و این مورد در جلسه اول خواستگاری محقق خواهد شد .چون این اولین قدم در ازدواج هست .
در جلسه دوم که وارد گفتگوی جدی تری شدید میتونید در مورد ازدواج اولتون صحبت کنید .
بعد در مورد بقیه موراد میتونید صحبت کنید .
مثل اینکه ایشون به مردسالاری اعتقاد داره و یا خصوصیات اخلاقی دیگه ای که برای شما توضیح خواهند داد .
و تمام این موارد فقط در یک دوران نامزدی طولانی قابل شناخت و بررسی خواهد بود .
مشاوره روانشناسي تلگرامي:
http://t.me/kanonmoshaveran_bot
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-22354282