سوالتو بپرس
X
    دسته بندی: قبل ازدواج

ازدواج

من ی دختر ۲۰سالم
بعد قراره با یه اقا ازدواج کنم ک ۳۰سالشه
ما باهم هیچ مشکلی نداریم
حتی علایق و سلیقه هامونم مثل همه و همدیگر رو کاملن درک میکنیم
اما خو پدرم خیلی داره اذیتمون میکنه
فقط۸ماه طول کشید تا قبول کنه خانواده اون خیلی منو دوست دارن و از همون ۸ما قبل ایقد اسرار کردن تا بابام اجازه داده بیان خاستگاری
حالا که اومدن هم میگه ک باید حق طلاق بدین به دختر
پسر هم قبول نمیکنه
بعدشم گفته که باید خونه بزنید به نام دخترم
اونم قبول نمیکنه
برا منم اصن فرقی نداره و برام مهم‌نیس که خونه به اسم کی باشه

Fati7vahid:

نمایش نظرها (2)

  • سلام به شما دوست عزیز
    احساسات شما قابل احترام می باشد اما بهتر است در این مسیر اجازه بدهید که پدرتان در زمان مناسبی بدون حضور خانواده این آقا نگرانی های خود را بیان کنند چون به نظر می رسد ایشان نگرانی هایی دارند که در این قالب ها بیان می شود در صورت که نگرانی اصلی ایشان مشخص نمی باشد و شما نیز در کنار درک نگرانی های ایشان می توانید احساسات و دلایل خودتان را برای انتخاب این آقا با پدرتان در میان بگذارید تا بتوانید تصمیم گیری بهتری داشته باشید .
    در این مسیر بهتر است از پدرتان بخواهید که ایشان اجازه بدهند که شما در کنار شنیدن صحبت های ایشان بعد از مشاوره پیش از ازدواج در این مورد تصمیم گیری کنید و در مشاوره پیش از ازدواج در کنار بررسی بعد شخصیتی ، دیدگاها ، فرهنگ ، مذهب و معیار شرایط و اختلاف سنی را نیز بررسی کنید تا با مشکلاتی در این زمینه در آینده روبرو نشوید .
    درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    021-22354282

  • با سلام خدمت شما
    دوست عزیز احساسات شما در این زمینه کاملا قابل درک است.
    اگرچه خواسته و مسئله خودتان را به طور واضح و دقیق عنوان نکردید.
    اما سن و سال شما برای تصمیم گیری ممکن است کم باشد اکنون به دلیل سن پایینی ک.ه دارید ممکن است برخی موارد و نکات از نظرتان پنهان بماند.
    دغدغه ها و نگرانی های پدرتان هم کاملا قابل درک است.
    به نظر می رسد بهترین راه این باشد که به جای مقابله و مخالفت با پدرتان سعی کنید ایشان را هم درک کنید.
    و از نظرات ایشان به عنوان گزینه هایی نگاه کنید که می توانید به آن ها هم توجه داشته باشید و به عنوان یک فرد با توجه که نیت شان مراقبت از شما است، به موضوع نگاه کنید.
    به عنوان مثال از ایشان بپرسید که چرا بر حق طلاق و یا به نام زدن خانه اصرار دارند و این مسائل چه اهمیتی می توانند داشته باشند و چه چشم انداز و دغدغه ای پشت این مسائل وجود دارد.
    به عنوان مثال حق طلاق یک موضوع کاملا مثبت است که امروز با توجه به مشکلاتی که افراد بعد از ازدواج پیدا می کنند می تواند بسیار مفید باشد.
    و خودتان را هم مورد ارزیابی قرار دهید ببینید چرا این گونه مسائل نباید برای شما اهمیت داشته باشد؟
    آیا به دلیل دوست داتن و اعتماد صد در صد به ایشان است؟
    ولی ظاهرا این موضوع خیلی واقع بینانه نیست و کاملا هم یک سویه است چرا که ایششان، یعنی فرد مقابل شما این چنین نیستند و مخالفت می کنند.
    مسئله بعدی تفاوت سنی زیاد شما است.
    یک دهه اختلاف سن در خیلی از موارد می تواند مشکل آفرین باشد.
    اگرچه اکنون ممکن است مشکلی نداشته باشید ولی به مرور احتمال اختلاف بسیار زیاد وجود خواهد داشت.
    البته به این که چه مدت هست یکدیگر را می شناسید و چقدر از یکدیگر شناخت دارید اشاره ای نکردید.
    به نظر می رسد بهتر باشد با پدرتان در این زمینه صحبت کنید و سعی کنید نظرات و نگرانی ها و دلایل مخالف ایشان را جویا شوید و از آن ها برای تصمیم گیری نهایی استفاده کنید.
    و توصیه خیلی جدی برای شما این است که حتما مشاوره ازدواج دریافت گنید.
    چرا که در این جلسات نکاتی مطرح می شود که بسیار کاربردی و راه گشا خواهند بود و به دلیل انجام ارزیابی ها و بررسی های تخصصی می توانید اطلاعات بسیار مفیدی از شخصیت یکدیگر به دست آورید که گاهی به صورت طبیعی ممکن است از دید شما پنهان بماند و در نهایت به این وسیله می توانید آگاهانه و با چشمان بازتری دست به انتخاب بزنید و به این ترتیب بهترین و مناسب ترین تصمیم گیری را داشته باشید.