سلام من دختری 24ساله هستم که در یک خانواده کاملا نظامی و سنتی و مذهبی زندگی میکنم و پدرم و برادرهایم همگی نظامی اند ولی من کاملا از نظر عقاید و طرز فکر باهاشون متفاوتم.طوری که اگر از نظر چهره شباهت نداشتم فکر میکردم که در خانواده واقعی خودم نیستم.من تو این خونه زندانی شدم و فقط و فقط برای مسائل درسی که فقط برای اینکه دانشگاه برم حق بیرون رفتن از خونه رو دارم.از نظر خانوادم مخصوصا پدرم تفریح کردن با دوست کاملا یک چیز غیر منطقیه و اصلا اجازه ندارم که با دوستام برم بیرون حتی سینما.اما من به بهانه دانشگاه با دوستام بعضی اوقات بیرون رفتم و با یک پسر آشنا شدم و بهش علاقه مند شدم اما بعدش خانوادم چون نظامی اند و دسترسی به خیلی چیزا دارن تونستن تماسها و چتهای من رو ببینن و تا 3ماه هروز کتک میزدن منو و تو خونه زندانی کردن.اینم بگم که من مجبورم چادر سرم کنم ولی اصلا بهش اعتقادی ندارم و اگر بگم که نمیخوام سرم کنم میگن که تو تحت تاثیر دانشگاه قرار گرفتی و مغزتو شستشو دادن و اجازه اینکه حتی دانشگاه برم رو هم ازم میگیرن.من تمام زندگیم باید باج بدم که اینا دانشگاه رفتن رو از من نگیرن.پول کافی هم در اختیارم نمیذارن.مثلا اگر بخوام برم دانشگاه در حد پول کرایه تاکسی و… بهم پول میدن و وقتی هم میگم میخوام کار کنم اجازه نمیدن.و متاسفانه همه اعضای خانواده اختیار دار من هستن و برادرهام به اندازه پدرم از من جلوگیری میکنن.بارها با همشون نشستم منطقی صحبت کردم و علایق و خواسته ها و نیازهامو توضیح دادم اما واقعا کوچکترین تغیری ایجاد نشده.من هیچ جوونی نکردم به عنوان یه دختر تو این سن و سال و اینکه مثلا یه روز جمعه بخوام برم کوه با دوستام شده یکی از آرزوهای دست نیافتنی برام با اینکه کوچکترین چیزیه که یه آدم میتونه داشته باشه,دیگه چه برسه به اینکه بخوام مهمونی و سفر و… برم یا شب پیش دوستام بمونم و یا شب با دوستام برم رستوران.من سطحی ترین نیازها و تفریحها هم برام آرزو هستن.تو خانواده همه بهم بی احترامی میکنن و انگار نه انگار که یه دحتر بزرگم و منم احساسات دارم.مسخرم میکنن و اگر جوابشونو بدم میگن که بی ادبی از طرف منه و نباید به بزرگتر از خودم جواب بدم.بارها خواستم از دستشون راحت شم و زندگی ای که دوست دارم و در پیش بگیرم اما با توجه به شغلشون میدونم که پیدام میکنن.اونقدر همه چی برام دست نیافتنی شده که دیگه زندگی کردن فقط نفس کشیدنه و هیچ لذتی نمیبرم.کاملا بی روح و بی حس شدم.برای رفتن پیش مشاور هم پول نیاز دارم که خانواده بهم نمیدن و اگر بگم برای مشاوره میخوام باز یه دعوای دیگه راه میافته که بری پیش مشاور که یه چیزی یادت بده که جلو ما وایسی؟خیلی وقتا خواستم خودکشی کنم چون زندگی برام یه اتاق سرد و بی روحه که توش معلق بین زمین و هوا قرار گرفتم.واقعا نمیدونم چکار کنم که از این زندگی راحت شم.
- On تیر ۱۰, ۱۳۹۹, ۱۰:۵۳ ب.ظ
Fatemekarimi
دسته بندی: مشاوره خانواده
استقلال داشتن
مطالب مرتبط
نمایش نظرها (2)
سلام به شما فاطمه جان
قابل درک می باشد که در شرایط روحی سختی قرار دارید اما دقت داشته باشید با توجه به شرایط خانوادگی شما اینگونه پنهان کاری و روابط دوستی می تواند برای شما آسیب زا باشد .
اینکه شما افکار متفاوت دارید قابل احترام هست اما شما در زمان فعلی در جمع خانوادگی زندگی می کنید و بهتر است سعی کنید هنجارهای خانوادگی را رعایت کنید در کنار اینکه در کنار احترام به احساسات و دیدگاهای انها نیاز ها و احساسات خودتان را نیز حتی شده بارها تکرار کنید و برای مثلا رفتن به کوه توضیحاتی را به پدرتان بدهید .
در زمان فعلی مستقل زندگی کردن شما توصیه نمی شود چون از نظر اقتصادی و اجتماعی وابستگی به خانواده دارید در کنار اینکه شما حتی با وجود عقاید متفاوت به حمایت خانواده نیاز دارید .
در این مسیر بهتر است از خدمات اورژانس اجتماعی استفاده کنید تا با توجه به اینکه نیاز به مشاوره دارید دوستان ما در این مرکز در اختیار شما مشاوره رایگان قرار بدهند و در صورت نیاز به مراحل قانونی نیز شما را حمایت کنند.
دقت کن عزیزم که خودکشی راحل هیچ مشکلی نیست پس بهتر است از سرزنش کردن خودت و یا استفاده از خودکشی برای جلب توجه و یا خلاص شدن و... استفاده نکنی شما دختر بالغی می باشی که می توانی در مسیر سازنده تری این مشکلات را برطرف کنی.
شماره اورژانس اجتماعی 123
با سلام خدمت شما
دوست عزیز احساس ناراحتی و اضطراب شما کاملا قابل درک است.
این که بخواهید بر خلاف خواسته ها و انتظارات خانواده خودتان رفتار کنید حتما کار دشواری خواهد بود و در این سطح کنترل گری مشکل آفرین است.
اما توجه داشته باشید که شما اکنون یک فرد عاقل و بالغ هستید و دیگر کودک ناتوان و آسیب پذیری نیستید و اگر بر خواسته ها و اهداف خودتان و همچنین بر توانمندی هایتان و در صورت لزوم ارتقای آن ها تمرکز کنید حتا به نتایج ملوب تری خواهید رسید.
مسلما مسیر شما ر مقایسه با برخی دیگر که چنین مشکلاتی را با این شدت تجربه نکرده اند دشوارتر است اما به هر حال در برخی از موارد شما نمی توانید تغییری اجاد کنید چرا که کنترلی بر رفتار دیگران ندارید و اعضای خانواده و پدر و مادرتان را نیز خودتان انتخاب نکرده اید و این ها جزو واقعیت هایی هستند که اجتناب ناپذیر هستند.
اما شما هم قطعا توانمندی هایی دارید که با تکیه بر آن ها و با تمرکز بر گزینه های موجودتان به جای تمرکز بر آنچه تحت اراده و اختیار شما قرار ندارد و مشکلاتی که دارید، بهتر می توانید به دنبال حل مسائل و یا مدیریت چالش هایتان باشید.
در این زمینه شاید باید مهارت های جدیدی را کسب کنید به عنوان مثال مهارت رابطه بین فردی و حل تعارضات و اختلافات بین فردی که در آن ها این که چگونه با این گونه اختلافات و تعارضات چگونه کنار بیایید و در نهایت برای رسیدن به خواسته های واقع بینانه و نیازها و اهداف خودتان اقدامات موثری انجام دهید را خواهید آموخت و از طریق تمرین کردن بر آن ها مسلط خواهید شد.
بنابراین اگر ذهن خودتان را به جای خود این مشکلات بر گزینه های موجود برای حل آن ها و یا مدیریتشان به گونه ای که شما را به سمت خواسته هایتان هدایت کند قرار دهید حتما گزینه هایی در این زمینه خواهد=ید یافت.
دقت داشته باشید که در این مواقع برخی افکار منفی و باورهایی هستند که به عنوان موانع درونی عل می کنند و بدون این که ما در لحظه به آن ها آگاهی داشته باشیم اثرات نامطلب خودشان را بر رفتار ما خواهند گذاشت.
مهم است که با بررسی بیشتر و از طریق شناسایی این موانع درصدد رفع کردن آن ها هم باشید تا مسیرتان به سمت آنچه می خواهید هموارتر شود.
به عنوان مثال باورهای ناکارآمدی که برای ما کار مفیدی انجام نمی دهند مانند: در کف شیر نر خونخواره ای، جز به تسلیم و رضا کو چاره ای؟ می توان باور راه گشا و کارساز: یا راهی خواهم یافت، یا راهی خواهم ساخت را جایگزین کنیم.
همان طور که می بینید تاثیر چنین جملات و عبارات بسیار واضح و تفاوت میان آن ها هم بسیار محسوس است و می توانند بسیار تعیین کننده باشند.
با توجه به تمام این مطالب به شما توصه می شود در ابتدا بر روی بهبود کییت رابطه تان با اعضای خانواده تان کار کنید و ببینید چگونه می توانید صمیمیت بیشتری را به وجود آورید و با انجام چه رفتارهایی اعتماد سازی بیشتری صورت خواهد گرفت و به جای رویکرد قضاوت گرانه حتی می توانید با آن ها و نگرانی ها و دغدغه ها و ترس هایی که دارند همدلانه روبرو شوید و در این راستا بهتر است کار را با آنهایی شروع کنید که به آن ها در کل احساس نزدیکی بیشتری دارید.
همچنین به شما توصیه می شود راهی برای دریافت مشاوره بیابید مثلا اگر حضوری اکانش نیست از نوع غیر حضوری آن استفاده کنید تا در این مسیر بتوانید کمک حرفه ای دریافت نمایید و راهکارهای مفید و کاربردی و مورد نیازتان را دریافت کنید تا بتوانید در مسیر زندگی دلخواهتان با رفع وانع درونی و بیرونی موجود، در مسیر اهداف و خواسته هایتان اقدامات موثری انجام دهید.