سوالتو بپرس
X

اعتیاد و طلاق

سلام خسته نباشید. من ۲۸ ساله هستم حدود ۵ ساله که ازدواج کردم با همسرم بعد از یه شکست عشقی که داشتم دوست شدم و بعد چند سال با وجود اینکه از نظر تحصیلی و شغلی و فرهنگی با هم اختلاف داشتیم از روی دلسوزی و اینکه خواستم متعهد باشم با وجود مخالفت خانواده ازدواج کردم البته بعد از ازدواج خانواده ام ازش خیلی راضی بودن تو زندگی با محبت بود و ویژگی های خوب زیادی داشت اما مشکلی دارم از همان ابتدا میل جنسی به ایشون ندارم و همیشه در حال فرار از رابطه هستم و هیچ لذتی نمیبرم…بعد از چند ماه که ازدواجمون گذشت متوجه اعتیاد ایشون به تریاک شدم با وجود قولهایی که برای ترک کردن داد بارها ترامادول و انواع نواد مخدر رو ازشون دیدم به خاطر حفظ آبرو به خانواده ام نگفتم و امید به درمانش داشتم خانواده من حمایت های مالی و عاطفی زیادی به ایشون کردن و من واقعا احساس شرمندگی دارم. با وجود همه مشکلات رابطه عاطفی خوبی داشتیم اما حدود یک ساله اخلاق و رفتارش تغییر کرد و مدت یه ماهه متوجه شدم که شیشه مصرف میکنه تو این مدت بارها دچار توهم شده که باعث ترس و نگرانی من شده از طرفی به شدت شکاک شده و مدام تهمتهای ناجور میزنه که تحملش خیلی برام سخت شده… من از خانواده ام دورم و ایشون تا ۱۲ شب منو تو خونه تنها میزارن… به شدت افسرده و دلسرد شدم نسبت بهش و هیچ علاقه ای ندارم بهش فقط به خاطر ناراحت نشدن خانواده ها و اینکه اگه جدا بشم اوضاعش بدتر بشه به زندگی دارم ادامه میدم…تو این چند ماه مشکلات مالی زیادی هم پیدا کردم از همه طرف دچار فشار شدم…از انتخابم خیلی پشیمونم و مدام حسرت گذشته رو میخورم…همسرم ادعا میکنه که ترک کرده و یک ماه درد شدیدی رو تحمل کرد و از قرص های گیاهی استفاده کرد.. اما شک دارم که واقعا ترک کنه چون بارها قول داده و ترک کرده و دوباره شروع کرده… به نظر شما ادامه این زندگی عاقلانه هست من بچه ای ندارم و خودم خونه و ماشین و شغل دارم.. همسرم ذاتا ادم بدی نیست و به من علاقمند هست اما اعتیادش باعث شده شکاک و بد اخلاق و بی مسئولیت بشه از طرفی هم من هم از نظر جنسی هم عاطفی کاملا بی میل هستم…لطفا کمک کنید تصمیم درست بگیرم…جدا بشم یا ادامه بدم

Gandom: متاهل ۲۹ ساله

نمایش نظرها (6)

  • سلام دوست عزیز
    متن شما رو خوندم و واقعا ناراحت شدم.
    هرچند مسبب اصلی این مشکلات خود شما هستید اما نمیخوام سرزنش تون کنم.
    اول از هر چیز بهتون هشدار میدم ک مواظب باشید همسرتون بهتون آسیبی نزنه چون افرادی ک ب شیشه اعتیاد دارن بواسطه توهم زدن دست ب کاری میزنن ک اصلا تصورشو هم نمیکنید.نمیخوام نگران تون کنم ولی خیلی باید مواظب باشید.
    این موضوع رو با خانوادتون در میون بذارید و ب شوهرتون کمک کنید ک ب کمپ ترک اعتیاد مراجعه کنن و ترک کنن.هرچند ترک کردن شیشه بسیار سخته ولی بهتره کمکشون کنید.
    اینکه ب همسرتون حس عاطفی و جنسی ندارید باعث تأسفه چون وقتی ک این حس بین زوجین نباشه خود ب خود زندگی از هم پاشیده میشه.
    بنظرم ب قلب تون رجوع کنید.اگه واقعا هیچ حسی ب همسرتون ندارید باید تصمیم جدی بگیرید.
    در ضمن تو این شرایط ب هیچ عنوان بچه دار نشید.
    روز زن رو هم خدمت شما تبریک عرض میکنم.

  • اعتیاد شوهر
    دوست عزیز اگر متن خودتون رو بخونید .
    متوجه خیلی از موارد خواهید شد .
    شما کلید این مشکلات هستید .
    اونم فقط بخاطر اینکه خواستید متعهد باشید .
    خب الان هم باید بهش عمل کنید .
    با صبر و دادن زمان اول اجازه بدید برای خودتون محرز شود ایشون قصد ترک کردن اعتیاد رو داره یا خیر ؟
    چون متاسفانه اعتیاد به مصرف شیشه ایجاد توهم میکنه و میتونه برای شما خطرناک باشه .
    امیدواریم این سری کمی واقع بینانه برخورد کنید .
    و خودتون رو با عبارت هایی خاص گمراه نکنید .
    در این مورد لازمه با خانواده خودتون که مورد بی مهری شما بودن مشورت کنید .
    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    021-88472864

  • سلام خیلی ممنونم از راهنماییتون...همسرم خصوصیات خوب زیادی هم داشت به همین خاطر بارها فرصت جبران دادم به ایشون متاسفانه دوباره بعد از یه مدت ترک کردن دوباره شروع به مصرف کردن..از وقتی که مصرف شیشه رو شروع کردن اخلاقشون خیلی تغییر کرده و بدترینش ایجاد شک و تردید تو ایشون هست که برای من غیر قابل تحمل هست بعدم مشکلات مالی که تو این مدت خیلی زیاد شده از طرفی هم کلا تو خونه حظور ندارن صبح میرن و ۱۲ شب خونه میان ...من تمام روز تو خونه تنهام با وجود اینکه بارها ازش خواستم که زودتر بیاد خونه به بهانه اینکه بدهی داره و باید کار کنه هر شب دیر میاد. حدود یک ماه ترک کردن اما الان حس میکنم بازم مصرف میکنه بعد از اینکه خونه میاد به بهانه های مختلف به پارکینگ میره و یک ساعت بعد داخل خونه میاد. من خانواده سرشناس و ابرومندی دارم تا حالا به خاطر حفظ آبروشون هیچ چیز به کسی نگفتم حتی به خانواده همسرم نگفتم نخواستم ابروی همسرم بره گفتم شاید درست بشه و لازم نباشه بقیه رو نگران کنم اما الان خیلی نگران اینده ام هستم از طرفی محبت بینمون خیلی کم شده و بارها دعوا میکنیم و قهر میکنیم. خیلی زیاد به جدایی فکر میکنم اما از طرفی باز حس دلسوزی دارم که وضعیتش بدتر بشه و اینکه فکر مادرشون رو میکنم که چقدر ناراحت میشن نمیدونم درسته که ادم به خاطر دلسوزی به زندگیش ادامه بده و از حق خودش بگذره.. من دیگه دچار استرس میشم با ایشون به مهمانی یا خونه مامانم برم که نکنه دچار توهم بشه حرف ناشایستی بزنه. گاهی ازش خیلی میترسم.از اینکه اینقدر تغییر کرده و بی مسئولیت شده واقعا متاسفم خودم کم اوردم و حس میکنم توانایی کمک کردن بهش رو ندارم.اعتمادم رو بهش از دست دادم از طرفی خودشم به من بی اعتماد شده نمیدونم میشه این زندگی رو نجات داد یا فقط عمرمو دارم تباه میکنم.

  • خواهش میکنم.
    دوست عزیز متأسفانه همه مشکلاتی رو ک بیان فرمودید از عوارض اعتیاد ب شیشه هستن.کسی ک شیشه مصرف میکنه علاوه بر اینکه به هیچ وجه قابل اعتماد نیست،اعتمادش نسبت ب دیگران رو هم از دست میده.شک و تردیدش نسبت ب شما هم ب همین دلیل هست. من چند بار تو برنامه شوک دیدم فردی ک شیشه مصرف میکرد توهم زده بود و فرزند خودشو ب شکل ی گوسفند دید و کشتش.ب همین دلیل در کامنت قبلی عرض کردم مواظب باشید.
    دلیل پارکینگ رفتن شوهرتونم ب احتماا زیاد مصرف شیشه بوده.چون شیشه بوی خیلی زیادی نداره و کسی رو اذیت نمیکنه.تا اونجایی ک من میدونم فقط افرادی ک در فاصله یک یا دو متری فرد مصرف کننده هستند میتونن بوی شیشه رو متوجه بشن.
    در مورد ادامه زندگی با همسرتون یا جدایی از ایشون خودتون بهتر از هر کس دیگه ای صلاحتون رو میدونید.
    فقط من بهتون تأکید میکنم ب هیچ عنوان بچه دار نشید.