سوالتو بپرس
X

افکار مزاحم

سلام.

من 28 سالمه و مجردم – از لحاظ تحصیلی توی موقعیت خوبیم – و در حال حاضر دارم برای کنکور دکترا میخونم- و به آینده خیلی امیدوارم

ولی افکار مزاحمی دارم که گاهی شدید میشه و خیلی اذیتم میکنه. مخصوصا وقتی دوره ای از کارهای روتینم تموم میشه و به صورت مقطعی خونه نشین میشم شدید میشن.

خیلی به این موضوع که ذهن قدرت خالقیت داره اعتقاد دارمو و در واقع دارم بر علیه خودم ازش استفاده میکنم. میدونم اینا وسواس فکریه ولی برای رفعش نمیدونم چه کار باید بکنم

از این چیزایی که رفته تو ناخود آگاهم خیلی میترسم که اتفاق بیفتن
یه مدت فکر وسواسیم این بود که رو سطح بدنم موهای ضخیم در بیاد- مخصوصا فکرم اطراف کمرم میچرخید. سعی کردم با کتاب خوندن و تلقین برطرفش کنم و الان اون رفع شده-

انگار به صورت دوره ای ابن موضوع برام تکرار میشه- الان از فکر بیماری پیسی اذیتم. و وقتی دست و پام و بدنم و حس میکنم میاد تو ذهنم – و یا دراوردن مو تو صورت و زیر چونه- سعی میکنم بهش فک نکنم ولی از بین نمیره- اولین فکریه که صبح میاد تو کلم- وقتایی که زیاد بیرون نمیرم اینجوری میشم.

چطور میتونم به خودم کمک کنم ؟؟

baranpowerful:

نمایش نظرها (3)

  • در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    دفتر سعادت آباد:
    ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

    یكی از ویژگی‌های افكار منفی، طولانی بودن و كامل شدن آنهاست؛ فكرهای منفی این قدر در ذهن باقی می‌ماند و دنبال هم می‌چرخد تا یك ماجرای تلخ و منفی بزرگ در ذهن شكل بگیرد

    بسیاری از ما دائم در حال سر و كله زدن با خودمان هستیم، با افكاری كه گاه و بی‌گاه به سراغمان می‌آید. البته متأسفانه در اغلب موارد این فكرها و گفت‌ و گوهای درونی چندان مثبت نیست و همین مساله موجب می‌شود همه فكرها و گفت‌ و گوهای درونی را بد و استرس‌ زا بدانیم؛ چرا كه معمولا عادت داریم خودمان را به دلیل اتفاقات گذشته محكوم ‌كنیم یا نگران و مضطرب اتفاقات آینده باشیم؛ اتفاقاتی كه هنوز پیش نیامده و مشخص نیست روزی به واقعیت می‌پیوندد یا نه.

    موضوع مهم این است كه چنین افكار منفی‌ای می‌تواند امید به آینده را از بین ببرد و فرد را برای طی مسیر زندگی، تنها و ناامید رها كند، اما چون اعمال ما نتیجه افكارمان است، اگر بتوانیم تفكراتمان را تغییر دهیم، حتما قادر خواهیم بود طور دیگری هم عمل كنیم و در نتیجه زندگی متفاوتی خواهیم داشت. پس در این مورد هم باید سعی كنید و با تمرین، افكار منفی را به فكرهایی مثبت و انرژی‌بخش تغییر دهید.

    اولین قدم، كسب آگاهی است؛ یعنی قبل از هر چیز باید فكرهای منفی را بشناسید و سعی كنید آنها را به افكار مثبت تغییر دهید؛ البته فراموش نكنید این كار ابتدا خیلی سخت است و نباید ناامید شوید؛ ولی وقتی راهش را پیدا كنید، براحتی می‌توانید این كار را پیش ببرید. پس اگر سال‌هاست با افكار منفی زندگی كرده‌اید، انتظار نداشته باشید طی یك شب از شر آنها خلاص شوید، چون این فكرها به دلایل مختلفی ایجاد می‌شود كه باید با شناخت دقیق، با آنها روبه‌رو شوید؛ مثلا اگر معلم كلاس اول دبستان همیشه شما را دانش‌آموزی بی‌استعداد خطاب كرده باشد، خیلی عجیب نیست اگر هنگام شروع كارهای جدید، دائم به خودتان بگویید «نمی‌توانم»، «این كار برای من خیلی سخت است» و... اگر هم دائم این فكرهای منفی در ذهن شما چرخیده باشد، حتما برای انجام كارها، اعتماد به نفس كافی نداشته‌اید. پس می‌بینید چقدر سخت است در این شرایط باور كنید توانایی شما بیشتر از چیزی است كه خودتان فكر می‌كنید؟!

    یكی از معروف‌ترین جملات منفی كه خیلی از ما دائم با خودمان مرور می‌كنیم، این است: «من نمی‌توانم». غافل از این كه وقتی به خودتان می‌گویید « نمی‌توانم » یا « این كار خیلی سخت است » در واقع مقاومتی نسبت به انجام آن كار در خودتان ایجاد می‌كنید كه داشتن چنین مانع ذهنی‌ای می‌تواند شما را از رسیدن به موفقیت بازدارد. پس هر وقت به خودتان گفتید « من نمی‌توانم » كمی به جمله‌تان فكر كنید و بگویید « چرا نمی‌توانم؟ »

    تحقیقات متعدد نشان داده است اكثر نوابغ و دانشمندان كسانی بوده‌اند كه با كار و مطالعه زیاد به این موقعیت رسیده‌اند و همین موضوع ثابت می‌كند اگر می‌خواهید موفق شوید باید دائم به خودتان بگویید كه می‌توانید.

    وقتی به هدف خاصی می‌رسید، معمولا جملات و عبارات مثبت را از افراد مختلف خواهید شنید؛ این عبارت‌ها معمولاً كوتاه، قابل باور و مشخص است. پس بهتر است این جملات را بارها برای خودتان تكرار كنید تا نوع دیگری از افكار درونی برای شما ایجاد شود. گام بعدی این است كه تمام این تائیدات را با صدای بلند و با شور و شوق بگویید؛ حواستان باشد خواندن از روی جملات و كلماتی مثبت بدون هیچ حسی، فایده‌ای ندارد.

    یكی از ویژگی‌های افكار منفی، طولانی بودن و كامل شدن آنهاست؛ فكرهای منفی این قدر در ذهن باقی می‌ماند و دنبال هم می‌چرخد تا یك ماجرای تلخ و منفی بزرگ در ذهن شكل بگیرد، اما از حالا به بعد، سعی كنید به جای چنین كاری، این تمرین را انجام دهید؛ فكرهای شاد و مثبت را مانند یك فیلم طولانی و نشاط ‌انگیز دنبال كنید. برخی از تجسم‌ها بسیار مفید خواهد بود و باید تا می‌توانید داستان را ادامه دهید و بگذارید ساعت‌ها زمان شما را به خودش اختصاص دهد. در ضمن، خیلی بهتر است اگر این داستان را درباره خودتان بسازید و تصور كنید به هدف‌های‌تان رسیده‌اید.

    • من کی به خودم گفتم نمیتونم؟ یا از ناتوانی در انجام کارها دم زدم ...
      یه ناراحتی ها و سختی هایی توی زندگی بوده، عامل به وجود اومدنشون هم من نبودم. وقتی توی یه اجتماعی به نام خانواده زندگی میکنی متاثر میشی از رفتار دیگران و مشکلات زندگی بقیه رو تو هم اثر میذاره- ولی این حالت های فکری که الان به وجود اومده در اثر منفی فکر کردن راجع به توانایی هام نبوده- با اتکا به خودم و تلاش زیاد تونستم خیلی از موقعیت ها رو عوض کنم و موفقیت های زیادی کسب کنم. ولی این حالتهای روحی انگار یه ریشه ای تو مشکلات گذشته داره- که به من احساس خوبی نمیده- ووقتی توی خونه هستم برای یه مدتی مثه چند ماه قبل از کنکور(و زیاد بیرون نمیرم و با اجتماع در ارتباط نیستم) گاها میاد سراغم.
      اون جوابی که شما دادین بسیار کلی بود.
      ممنون بابت پاسخگویی

      • مسلما جواب ما بسیار کلی خواهد بود چون هیچ وقت نمیتونید با چنین توضیحاتی به نتیجه برسید
        متاسفانه دوستان با طرح چند خط موضوع انتظار معجزه داره ...در صورتی که در مشاوره حضوری وقتی حاضر میشن .. گفته هاشون بسیار با اینجا تفاوت داره و تازه متوجه خواهیم شد اصلا مشکل در مورد دیگه ای بوده