سلام من دختری 29 ساله تحصیلککرده و موقعیت اجتماعی خوب دارم.از لحاظ زیبایی و هیکل متعادلم.ما خانواده مذهبی معمولی و سنتی هستیم.من مانتویی هستم و موهام هم بیرون. متاسفانه اکثرخواستگارانم یا مذهبی شدید بودن یا شهرستانی و یا تحصیلات پایین داشتن.خلاصه الان به سنی رسیدم که مادرم اصرار داره به خواستگارم با هر شرایطی جواب مثبت بدم.
خواستگار الانم چهره ی مذهبی با ریش و شغلش یکم سیاسی و بچچه شهریار و برای ازدواج یا باید برم شهریار یا اندیشه
نه چهره اش به دلم نشسته نه میتونم برم اونجاها زندگی کنم.
کلا بنظرم زندگی رو سخت نمیگیرم. اما نمی دونم چرا هر خواستگاری دارم به جای اینکه من شرط بزارم براش اونا یا میگن چادر سر کن یا کار نکن یا بیا شهر دیگه
ایا منکه سنتی میخوام ازدواج کنم مجبورم به یکی تحت هر شرایطی کنار بیام جواب مثبت بدم؟
واقعا پیداکردن یک نفر ایده ال ناممکنه.؟
بنظرتون من اشتباه میکنم؟
موندم واقعا.
نمایش نظرها (3)
دوست عزیز هدف از ازدواج رسیدن به آرامشه ... و قدم اول در این مورد به دل هم نشستنه ... چطور میتونید ازدواجی رو انجام بدید که هیچ علاقه ای در اون نیست ؟
پس کمی واقع بین باشید
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
دفتر قیطریه:
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
دفتر سعادت آباد:
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
دفتر شریعتی:
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه
سلام.من ۲۷ ساله هستم لیسانس دارم.خواستگاری دارم ک ۳۳ ساله هست و دیپلم ردی هست.اولن ک قیافش زیاد جذبم نکرده .بعدم درست نمیتونه منطورشو واس سوال کردن برسونه.یعنی بهتر بگم من بیشتر ازش سوال کردم تا اون.برا هرچیزیم مثالای طولانی میزنه و حوصلمو سرمیبره.ب نظر خیلی سر و ساده و صادق میاد.ولی من بعد از ۲ جلسه حرف زدن هیچ حس بهش ندارم.خونوادش هی میپرسن ک حتی ی جرقم زده نشده .نمیدونم چیکار کنم.از طرفیم میگم بریم مشاوره.میگه یه کار بیخوده و هزینه بره و تو باعقل خودت و اینکه من بات حرف میزنم باید منو بشناسی.بعدم میگه من نمیدونم چی بگم و چیکار کنم.ببینم خونوادم و مامانم چی میگه...پدر نداره ۱۴ ساله....بعدا تو جمع در موردش حرف زدیم.نظر خوبی روی مشاوره ندارن.مامانش گفت چند جلسه و پولش خیلی میشه و ازین حرفا.من نمیدونم حسم چیه خیلی عصبیم.گیجم.چاییشا جلو من هرت کشید بدم اومد اینا دلیل رد کردن میشه؟اصن اخه ب دلم نیس.ولی نمیدونم دقیقا چرا اینجوریم.هیچی ب فکرم نمیرسه.
هر حسی باشه ... حس شما در نوشته هاتون مشخص کرد علاقه ای به ایشون ندارید .. خیلی ساده به دلتون نتونسته بشینه
پس تا وابستگی به وجودنیومده بهتره درست و منطقی در این مورد فکر کنید و رابطه رو کات کنید
هر چند تمام این موضوع به خواست شما بستگی داره و مشاوره ای که خودتون انجام میدید