سوالتو بپرس
X

ایراد گیری های همسر

با سلام. 4ساله ازدواج کردم.مادر یک دختر 19 ماهه هستم. قبل از ازدواج همسرم ازم پرسید که دستپخت خوبی داری که گفتم بله. اما بعد از ازدواج متوجه شدم همسرم بسیار در مورد اشپزی سخت گیره و از دست پخت من که البته به نظر خیلی ها خوب هست، راضی نیست و مرتب ایراد میگیره. طوری که هر روز دعوا داریم. خودش سر سفره قهر میکنه. چربی خون هم داره و هر غداییی را نباید بهش بدم.اصلا در کارهای منزل و بچه داری کمکم نمیکنه با وجودیکه شاغل هستم باید هر روز هم نهار و هم شام درست کنم. با وجودیکه تحصیلات بالایی دارم، حتی بالاتر از اون، اما خیلی بعد از ازدواج از نظر اعتماد به نفس، افت کردم.خیلی زورگو هست. گاهی هم بهم گفته که ازم بدش میاد وجودیکه کسی دیگری توی زندگیش نیست. خواهشمندم راهنماییم کنید. خیلی به طلاق فکر می‌کنم.

صبور:

نمایش نظرها (5)

  • در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    دفتر قیطریه:
    ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
    دفتر سعادت آباد:
    ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
    دفتر شریعتی:
    ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

    بهتر است که آدم در یک بیابان بی آب و علف زندگی کند تا با همسر ایرادگیر و همیشه شاکی. من با بسیاری از مردان مشاوره کرده‌ام که از دست همسر خود که دست از انتقاد جویی و شکایت از آن‌ها برنمی‌داشت به بیرون از خانه کشیده شده بودند. چیزی که این مردان می‌خواهند آرامش است، اما چیزی که عملاٌ به دست می‌آورند یک همسر ایرادگیر و جنگ‌ودعوا است. چه‌کار می‌توانند انجام دهند که از طلاقی که آینده‌ فرار آن‌ها از خانواده است اجتناب کنند؟ به عبارت دقیق‌تر برای راضی کردن همسر ایرادگیرشان چه‌کار می‌توانند بکنند تا همسرشان دیگر انتقاد جو نباشد؟

    داستان همه افرادی که همسر ایرادگیر دارند به یک شکل شروع می‌شود. در طول آشنایی قبل از ازدواج و همچنین بیشتر دوره ازدواجشان همسرشان بسیار خوشحال و حمایت‌کننده است. آن‌ها تصور می‌کنند که ازدواجشان بی‌نقص است؛ اما همیشه به آرامی همسرشان خلق و خویی دعوایی می‌گیرد. آن‌ها شروع به بحث بر سر هر چیز کوچکی می‌کنند و سپس برای معذرت‌خواهی، آن را گردن روز بدی که داشتند می‌اندازند. همین‌طور که این مشکل ادامه پیدا می‌کند و حادتر می‌شود، شدت انتقاد و شکایت نیز بیشتر می‌شود. این مردان کم‌کم بیشتر وقت خود را سر کار می‌گذرانند را در حال بازی بدون همسرشان. فقط برای اینکه به اندکی آرامش دست یابند؛ و این کار بیشتر باعث خشمگین شدن همسر ایرادگیرشان می‌شود. باوجوداینکه این مردان اغلب سعی می‌کنند که صبور باشند ولی بااین‌حال این روند شکایت و دعوا به مرور غیرقابل‌تحمل می‌شود. در نهایت، جدا زندگی کرده و به این فکر می‌کنند که چگونه می‌توانند ازدواجشان را نجات دهند.

    داستان خانم‌ها (همسر ایرادگیر) معمولا با تلاش در نقششان در کنار آمدن با بی‌ملاحظگی همسرشان شروع می‌شود. این خانم‌ها مشکلاتی را ذکر می‌کنند که براثر تصمیم‌های همسرشان برایشان به وجود آمده است. دردسرهایی که مرد درست می‌کند زیاد شده و رنجش ناشی از آن از قدرت تحملشان فراتر می‌رود. مرد از زن می‌خواهد او را ببخشد و فراموش کند ولی زن هیچ‌کدام از این کارها را نمی‌تواند انجام دهد. هرچه بیشتر زن به شرایطی که در آن قرار دارد فکر می‌کند عصبانی‌تر می‌شود و وقتی با همسرش تنها می‌شود او را در جریان عصبانیتش می‌گذارد.

    دلیل این مشکلات زیاد شونده برای اکثر خانم‌هایی که همسرشان شکایاتشان را در نظر نمی‌گیرند قابل‌درک است. با بروز شدید نارضایتی حداقل خود را خالی می‌کنند و هرچند وقت یک‌بار توجه همسرشان را به خودشان جلب می‌کنند. بیشتر این خانم‌هایی که من مورد مشاوره قرار دادم به من گفتند می‌دانند که رو کردن گذشته هیچ خاصیتی ندارد ولی وقتی این کار را می‌کنند حس بهتری دارند. روزی مردی به من گفت که گاهی می‌گذارد زنش با این سخنان او را تازیانه بزند زیرا می‌داند که بعد از این زمان همسرش حال بهتری خواهد داشت؛ و او هیچ‌کدام از مشکلاتی را که زنش به وجود آورده یادآوری نمی‌کند.

    مراحل شکایت کردن

    همان‌طور که در بالا ذکر کردم، شکایت کردن دارای سلسله مراتبی است. معمول ابتدا شکایت‌های زن با احترام شروع می‌شوند. زن به همسرش می‌گوید که ممنون می‌شود اگر شوهرش قبل از اینکه تصمیمی را عملی کند او را در جریان بگذارد؛ اما مرد به او پاسخ می‌دهد که مسائلی در زندگی هست که او خودش به تنهایی باید درباره آن‌ها تصمیم بگیرد. یا می‌گوید که در آینده درباره این مسائل با او مشورت خواهد کرد اما پس‌ازآن در عمل به ندرت این کار را انجام می‌دهد. مرد شکایت‌های همسرش را آزاردهنده می‌داند اما این‌ شکایت‌ها اصلاٌ قابل مقایسه با چیزهایی که در آینده خواهد شنید نیستند.

    پس از مدتی وقتی زن متوجه می‌شود که همسرش هیچ قصد حل مشکلات را با او ندارد، صدایش را بلندتر می‌کند. این دومین مرحله شکایت کردن است. به شوهرش می‌گوید که دیگر نمی‌تواند این بی‌ملاحظگی‌های او را تحمل می‌کند و هر بار که همسرش سرخود تصمیمی می‌گیرد دعوا راه می‌اندازد. این همان مرحله‌ای است که خواسته‌ها و بی‌احترامی سبقت می‌گیرد. به شوهرش می‌فهماند که نمی‌تواند با این بی‌فکری‌ها بدون جبران کردن در برود.

    اما این دعواها مشکلات را حل نمی‌کنند. تنها همه چیز را بدتر می‌کنند؛ و رنجش زن ناشی از تمامی تصمیمات بی‌ملاحظه‌ای که همسرش گرفته روی هم جمع می‌شود به‌طوری‌که به مرور تنها چیزی می‌شود که می‌تواند به آن فکر کند. سومین مرحله شکایت کردن وقتی است که این خانم دفعات بی‌شماری را که همسرش با او بدرفتاری کرده به یاد می‌آورد و حافظه‌اش هرگاه چیزی پیش بیاید تحریک می‌شود. به خاطر ناراحتی‌هایی که شوهرش برایش به وجود آورده او را نخواهد بخشید و مخصوصا نمی‌تواند آن‌ها را فراموش کند. اخیرا خانمی به من گفت که حس می‌کرد بارها توسط همسرش خنجر خورده و درحالی‌که همراه با خونریزی بر زمین دراز کشیده، شوهرش از او می‌خواهد که گذشته را فراموش کند و برای آینده‌ای بهتر امیدوار باشد.

  • با سلام خدمت شما
    با توجه به اینکه نوشته اید 4 سال ازدواج کرده اید، در طی این 4 سال همیشه چنین بوده اند؟ یا اینکه جدیدا کارهای ایشان بدتر شده؟ یا از اول این بوده و حالا شما بریده اید؟ زیرا حل این مسئله را متفاوت می کند ، شما فرزند دارید فکر کردن به این مسئله به این راحتی هم نیست. بهتر است از فشارهای که تحمل می کنید برایش صحبت کنید و از او بخواهید برای حل مشکل نزد مشاور بیاید یا اگر مقاومت دارد جهت گرفتن مشاوره در باره چند مسئله فرزندتان نزد مشاور بیاید اما بعد مسئله را مطرح کنید. زیرا با توجه به مسائلی که نوشته اید همسرتان باید بررسی دقیق تر شوند و حرفهای هر دوی شما نوشته شود . روانشناسان کانون مشاوران ایران در این زمینه می توانند یاریتان کنند 22354282

  • سلام.خواستم بابت وبسایت خوبتون ازتون تشکر کنم و امیدوارم
    باعث ایجاد انگیزه براتون بشه

  • ببخشید، لینک مطلب درست کار نمیکنه میشه راهنمایی کنید چطوری میتونم لینک
    رو به اشتراک بذارم؟

    • با سلام خدمت شما دوست عزیز
      در منوی بالای صفحه آن را کپی کنید و ارسال کنید
      موفق باشید