سوالتو بپرس
X

بحث های زیاد و الکی خانواده ام با من

درود فراوان من پسری ۱۵ ساله هستم که واقا با خانواده ام مشکل دارم من با خانواده هر روز دعوا دارم به خصوص مادرم سر چیز های مختلف من مثلاً دیروز دو ساعت پیانو تمرین کردم و آخر شب داشتم تکالیفم را چک می کردم که مادرم آمد و گفت به جای این که سرت همش تو گوشی باشه پاشو برو یک زره پیانو تمرین کن امروز اصلا پیانو تمرین نکردی!! من سر هر چیزی دیگری هم مشکل دارم مثلاً اگه نمره ی بدی بیاورم کلی مادرم سر من غر می زند(این جا حق دارد) ولی نمره ی خوب هم می آورم می گوید تقلب کردی!!!!! من واقا دارم دیوانه می شم اصلا دلم نمی خواد خونه بمونم بعضی وقت ها این قدر عصاب من به هم می ریزد دوچرخه را بر می دارم و کل شهر رو رکاب می زنم و اصلا دلم نمی خواد برگردم خونه از طرفی پدرم بدون نگاه به موضوع فقط طرف مادرم رو می گیره واقا دارم دیوانه می شم هر حرفی می زنم گوش نمی دهند قول هایشان یادشان می روند و دو دختر خاله ی ۷ ساله ی خیلی شیطون دارم که همیشه منو اذیت می کنند و هر چه به مادرم می گویم همش طرف داری آن ها را می کند!بعضی وقت ها واقا احساس می کنم بچه ی این خانواده نیستم و این که من هر موقع برای درد و دل پیش مادر یا پدرم رفتم یا از آن ها کمک خواستم جوابم (می خواستی نکنی) هست…. تصمیم گرفتم دیگه هیچ وقت هیچ موضوعی رو به خانواده نگم چون همیشه هیچی گیرم نمیاد که هیچ دو تا فوش هم می خورم…. واقا از ته دل می خوام بمیرم…. از طرفی هم فشار های درسی…. احساس می کنم دارم زیر فشار زندگی له می شم که هیچ …. مادر پدرم هم دارند روش بپر بپر می کنند! تازه پدرم هم مشاور و روانشناس هستند ولی هیچ وقت هیچ کمکی به من نکردند…. من دارم جزوه های درسی از روی گوشیم می خونم(به خاطر کرونا مدرسه جزوه ها رو توی گوشی می فرستند) بهم کلی غر می زنند این قدر سرت توی گوشی نباشه 😐 آخه به خدا من ی دونه بازی هم ندارم😭 واقا از ته دل می خوام بمیرم…. لطفا کمکم کنید

Parsa.sh15:

نمایش نظرها (1)

  • سلام به شما دوست عزیز
    قابل درک هست که این نوع تعامل برای شما با فشار روحی همراه هست اما دقت کنید که دعوا کردن بجای حرف زدن و یا تحقیر کردن هیچ کمکی به بهبود شرایط شما و روابط با مادرتان نمی کند .
    در این مسیر نیاز است که شما و ایشان در احترام و درک نگرانی و احساسات هم با یکدیگر صحبت کنید .
    مادر شما نگران شما می باشد اما از مسیر مناسبی این نگرانی را بیان نمی کند و با تحقیر کردن و یا سرزنش و یا کنترل بیش از اندازه می خواهند به شما کمک کنند چون نگران شما و اینده شما هستند و نیاز است که ایشان با شنیدن احساسات شما در مورد تحقیر شدن و یا سرزشن و... در این مسیر آگاهانه تر پیش بروند در این مورد بهتر است در احترام بیان کنید که نگرانی ایشان را درک می کنید و احساسات خود و توقعاتی که دارید را بیان کنید و صحبت های ایشان را نیز بشنوید تا بتوانید نتیجه گیری بهتری داشته باشید .
    اما در کنار تغییر و اگاهی مادر نیاز است که شما نیز به سبک رفتاری خودت توجه کنی اگر بخواهی با دعوا ، قهر و یا توهین در مقابل رفتارهای مادر واکنش نشان بدهی خب امکان جبهه گیری مادر و بهم خوردن تعامل بین شما بیشتر می شود پس بهتر است که در احترام و بیان توضیحات در این مسیر پیش بروید .
    مثلا بیان کنید که صبح دو ساعت پیانو تمرین کردن به نظر شما متوجه نشدید و یا اینکه دارم از گوشی برای تکالیفم و یا کلاس و... استفاده می کنم .
    در این مسیر در صورتی که با صحبت و رعایت موارد بالا نتوانستید نتیجه گیری بهتری داشته باشید نیاز به مراجعه حضوری شما به روانشناس می باشد تا در این مسیر مادرتان نیز به این جلسات دعوت شوند و با حضور هردوی شما بتوانیم به بهبود این شرایط کمک کنیم.