سوالتو بپرس
X

بداخلابقی

سلام خسته نباشید من خانمی باردار هستم و ناخواسته باردار شدم همسرم شدیدا بچه می خواست و با سقط مخالف بود همسرم خیلی بداخلاق و عصبی هست و اصاا رعایت حال منو نمی کنه منم حساس شدم و تا پرخاش می کنه گریه می کنم این فرزند دومم هست و هنوز باهاش کنار نیومدم و ذهنم آرامش نداره و در کنار این مسائل همسرم هم بداخلاقی می کنه نمی دونم واقعا چیکار کنم که دچار افسردگی نشم .ممنون از راهنماییتون

maryam_setare:

نمایش نظرها (1)

  • برخورد با همسر بداخلاق
    دوست عزیز در این مورد باید با همسرتون صریح و واضح صحبت کنید .
    ایشون باید بدونه هر تنشی که به شما وارد میشه .
    مستقیما روی فرزند شما تاثیرگذاره .
    یا صحبت با شخصی که حرفاش بتونه روی شوهر شما تاثیرگذار باشه .
    راه سوم مشورت با مشاوری مجرب هست که راهکارهایی برای برخورد با ایشون
    ارائه بده .
    و در نهایت بتونید با این راهکارها ایشون رو مجاب به مراجعه و حذف اخلاق بدش کنید .

    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    021-88422495

    گاهی زندگی بر رفتار و اخلاق زن و مرد اثر می گذارد.
    مرد از فشارهای زندگی به درد آمده و زود از کوره درمی رود، عصبی می شود، تندی می کند و زن خسته از این عصبانیت ها و تندی ها می شود.
    احساس می کند آن خوشبختی اولیه از بین رفته، همسرش نسبت به او و فرزندانشان خشن شده است.

    هیچ وقت خوبی‌های همسرتان را فراموش نکنید.
    همسر شما خوبی‌های زیادی دارد که نبودن هر کدام از این از این خوبی‌ها می‌تواند زندگی شما را با مشکلات بسیار زیادی مواجه کند.
    گاهی فراموش کردن خوبی‌های همسر موجب می شود، انسان انگیزه‌ای برای تحمّل عیب‌های او پیدا نکند، به همین دلیل هم درجه تحمّل او در زندگی پایین می آید.
    همسر شما اهل نماز است، او نسبت به لقمه حرام حسّاسیّت ویژه دارد و نان زحمت خود را در سفره خانواده اش می گذارد.
    در ارتباط با زنان غریبه هرزه نیست، اعتیاد ندارد، نسبت به نیازهای خانواده خود بی قید نیست و ده‌ها صفت خوب دیگر که گاهی غفلت از این‌ها موجب می شود.
    چهره همسر در نگاه ما تیره و تار شود. پس با تفکّر روی خوبی های همسر آستانه تحمّل‌تان را در برابر رفتار نادرست او بالا ببرید.

    البتّه فراموش نکنید که پس از تفکّر روی خوبی های همسر باید شکر آن را به جا آورید.
    فکر نکنید که شما از کسانی که همسرشان خوبی های همسر شما را ندارد برتر هستید.
    خیال نکنید به هیچ وجه امکان نداشت همسر شما یکی از این ویژگی‌هایی که هزاران زندگی را به طلاق کشانده داشته باشد.
    حالا که او از این عیب‌ها بری است، شکر آن را به جا آورید.
    حداقل شکر آن است که هر روز در پیش‌گاه الهی با زبان بندگی از خداوند متعال تشکّر کنید که همسری با این ویژگی ها به شما داد.
    بعد هم در مقام عمل سعی کنید، حق این نعمت‌ها را ادا کنید.
    یکی از موارد شکر عملی، تحمّل کردن همین رفتارهای نادرست است.

    اگر واقعاً به دنبال اصلاح رفتار همسرتان هستید، در هنگام عصبانیت به او تذکر ندهید.
    در هنگام عصبانیت موجب می شود طرف مقابل عصبانی‌تر شود.
    انسان عصبانی، به ویژه وقتی که عصبانیت او شدّت دارد، نمی تواند منطقی فکر کند.
    تا بتواند تذکر شما را تحلیل کرده و اگر حق بود بپذیرد. امیر مومنان علی (علیه السلام) فرمود:
    شدّت خشم، نحوه سخن گفتن را تغییر داده، ریشه برهان و دلیل را قطع نموده و فهم را از هم می گسلد.
    پس بهتر است در مواقعی که همسرتان از آرامش کافی برخوردار است، درباره این صفت و تأثیرهای بد آن با ایشان با در نظر گرفتن قوانین گفتگو صحبت کنید.

    همیشه تلاش کنید در هنگام عصبانیت او، شما عصبانی نشوید. بهترین راه برای درمان عصبانیت، برخورد حلم‌آمیز و ملایم است.
    انسان عصبانی آتش‌دانی برافروخته است. عصبانیت شما، آتش غضب همسرتان را فروزان تر می کند.
    حتّی اگر در باطن خویش عصبانی هستید، تلاش کنید.
    با کنترل خشم، خود را آرام نشان داده و مانند انسانی برخورد کنید که عصبانی نیست.

    یکی از عوامل پیش‌گیری از عصبانیت، برقراری رابطه محبّت‌آمیز است.
    هر اندازه عاطفه میان شما و همسرتان بیش‌تر شود، دل‌هایتان نسبت به هم مهربان‌تر می شود.
    همین نکته موجب می شود، تعداد و شدّت عصبانیت‌های همسرتان کم‌تر شده و در مواردی هم که عصبانی می‌شود، زودتر مسأله خاتمه یابد.
    محبّت، روحیه پذیرش اشتباه را هم بالا می برد. پس به هیچ‌وجه عصبانیت‌های او موجب نشود که شما در رابطه محبّت‌آمیز چیزی کم بگذارید.

    به فرزندان‌تان هم بفهمانید که نباید به جهت عصبانتی پدر، خوبی‌های او را فراموش کرده و از برقراری رابطه محبّت‌آمیز دوری کنند.
    به هم ریختن رابطه پدر با فرزندان تأثیر جبران ناپذیری در تربیت آن‌ها خواهد داشت.

    اگر به صورت دسته جمعی در مقابل پدر خانواده، سیاست حلم و محبّت را پیش بگیرید.
    به طور حتم اگر عصبانیت او رو به افول نگذارد، حداقل بیش از این نخواهد شد.

    همیشه نباید عصبانیت را تنها یک مشکل اخلاقی دانست؛ بلکه گاهی این رفتار ریشه پزشکی دارد.
    مثلاً برخی در تغذیه توجّه به مزاج خود نداشته و غذاهایی مصرف می کنند که اعصابشان را ضعیف می کند.
    در این صورت باید به پزشک مراجعه کرده و این بیماری را مداوا نمود. بدون مداوای این بیماری نکات مشاوره ای تأثیر مطلوب خود را نخواهد گذاشت