سلام وقتتون بخیر دختری 35 ساله هستم با تحصیلات کارشناسی ارشد و کارمند دولت تک دختر خانواده هستم و از نظر مالی وضعیت متوسط رو به بالایی داریم ولی نمیدونم به چه دلیل تعداد خواستگارهام خیلی کم بوده اند و موفق به ازدواج نشده ام . مدتی به شدت به ازدواج فکر می کردم و اقداماتی هم انجام دادم اما وقتی نتیجه ای نداشت رهاش کردم . چند ماه قبل با اقایی آشنا شدم که از نظر روحی و شخصیتی به من خیلی شباهت داره ولی در فکر ازدواج نیست و البته 2 سال هم از من کوچکتر هست . خواهر و یکی از برادرهای بزرگشون هم ازدواج نکردند و بالای چهل سال دارند. ایا به نظرتون من باید این رابطه را ادامه بدم با توجه به اینکه هدفم ازدواج هست ؟ به این امید که ایشون نظرش تغییر کنه ؟یا از رابطه خارج شم که باز تنها میشم و گفتم خواستگاری هم ندارم که بهش فک کنم یا اینکه بدون فکر به ازدواج در رتبطه بمونم
- On مرداد ۲۷, ۱۳۹۹, ۱۰:۳۲ ق.ظ
n_aghaee
دسته بندی: مشاوره خانواده
بی انگیزگی
مطالب مرتبط
نمایش نظرها (2)
سلام به شما دوست عزیزقابل درک هست که شما تمایل به تشکیل خانواده داشته باشید و بخواهید که فردی همراه شما و به عنوان همسرتان در کنارتان حضور داشته باشد اما دقت کنید که شما بیان می کنید این آقا به شما گفته اند هدفی برای ازدواج ندراند پس ماندن شما تنها می تواند فرصت و تمرکز شما را برای اشنایی های دیگر کاهش بدهد .
بهتر است با حضور در جمع و اجتماعات و بودن با خانواده سعی کنید که با افراد بیشتری آشنا شویم تا بتوانید شرایط بهتری را برای ازدواج تجربه کنید.
ماندن در یک رابطه بخاطر ترس از تنهایی می تواند تنها باعث شود که شما تجربیات دیگر را از دست بدهید .
با سلام خدمت شما
دوست عزیز احساسات شما در این زمینه کاملا قابل درک است.
اما توجه داشته باشید که هدف از رابطه و ادامه دادن آن از دید دو طرف بسیار مهم است و باید با یکدیگر هم سو و هم جهت باشند و در غیر این صورت اگر بر اساس احتمالات و اما و اگر ها بخواهید پیش بروید بعد ها در صورت عدم تحقق با احساس ناکامی شدید و آسیب روبرو خواهید شد.
ترس از تنهایی و از دست دادن فرصت هرگز دلیل مجه و کافی برای اقدام برای ازدواج نیست.
اگر ایشان به صورت واضح هدف خودشان را مطرح کرده اند و می گویند قصدشان ازدواج نیست و این با خواسته اصلی و نیت شما مغایرت دارد بهتر است از همین ابتدا مسیرتان را جدا کنید.
اتفاق بدی که در این نوع رابطه ها رخ می دهد این است که افراد به دلیل امید به تغییر طرف مقابل در رابطه می مانند و کلی هم سرمایه گذاری احساسی- عاطفی انجام می دهند و زمان و دیگر فرصت های احتمالی خودشان را نیز از دست می دهند و در نهایت به دلیل وابستگی و سرمایه گذاری زیاد و ترس بیشتر از رها شدن و تنها ماندن به هر قیمتی می خواهند رابطه را به ازدواج ختم دهند و در این فرایند آسیب ها و مشکلات فراوانی متوجه هر دو فرد خواهد شد.
در حالی که رابطه سالم و اصولی با نیت آشنایی و شناخت آغاز می شود و اگرچه ممکن است چشم انداز ازدواج وجود داشته باشد ولی قرار نیست به هر کسی در سر راهمان قرار گرفت به چشم کسی نگاه کنیم که مواهیم با او ازدواج کنیم فقط به این دلیل که فرصت های کمی تا به حال داشته ایم.
دقت کنید که افراد تا زمانی که هنوز ازدواج نکرده اند فقط یک عامل از چندین عامل موثر در کیفیت زندگی را ندارند اما در صورتی که انتخاب اشتباه و نام مناسبی داشت باشند و درگیر یک رابطه پر آسیب بشوند و با ازدواج ناموفق و نا خشنودی داشته باشند تمام آن عوامل تحت تاثیر قرار گرفته و کلا کیفیت زندگی کاهش پیدا کرده و فرد را دچار انواع مشکلات ومسائل در حوزه سلامت روان خواهد کرد که این موضوع بسیار مهم است و باید به آن توجه کافی داشته باشید.
از سوی دیگر اگرچه شناخت لازم و کافی لازمه ی تصمیم برای ازدواج است اما قبل از آن باید توافق دو سویه مبنی بر این که ازدواج قرار است صورت گیرد وجود داشته باشد و بعد افراد اگر در این زمینه هم سو بودند پیش بروند.
بنابراین به شما توصیه می شود با توجه به این که هدف تان ازدواج است و ایشان هم چنین قصدی ندارند و در خانواده شان هم تا سنین بالا مجرد باقی می مانند، به دنبال رابطه ای باشید که هدف طرف مقابل هم ازدواج باشد.
و هر زمان هم کع قصد ازدواج با هر فردی را داشتید حتما از جلسات مشاوره ازدواج هم استفاده کنید تا بتوانید از اطلاعات بسیار مهمی که طی این جلسات به وسیله ارزیابی های تخصصی .و بررسی های دقیق توسط افراد متخصص انجام می شود بهره مند شده و از آن در تصمیم گیری نهایی تان استفاده کنید تا بتوانید به این ترتیب بهترین تصمیم گیری را داشته باشید و فردی را انتختب کنید که با شما تناسب و شباهت لازم و کافی را در زمینه های مختلف خلقی، اعتقادی، نظام باورها، سبک زندگی مورد علاقه و ارزش ها و اصول و اهداف زندگی داشته باشد تا بتوانید با مشارکت و همراهی یکدیگر زندگی مشترک با کیفیتی را بسازید.
توصیه ای که اکنون برای شما وجود دارد این است که حتما به یک روانشناس و یا مشاور در این زمینه مراجعه داشته باشید و کمی خواسته ها و انتظارات و نیازها و اهداف خودتان را مورد بررسی و بازنگری انجام دهید و همچنین رفتارها و عملکرد خودتان را در زمینه های مختلف بازبینی کنید تا بتوانید در مسیر تحقق خواسته ها و نیازهایتان اقدامات موثرتری انجام دهید و از همه مهم تر بیاموزید که چگونه خودتان از زندگی تان در هر شرایطی لذت ببرید و کیفیت زندگی خودتان را در سطح مطلوبی حفظ کنید تا ازدواج فقط آن را افزایش دهد نه این که نیاز مبرم به این موضوع داشته باشید که به انتخاب نادرست و نامناسب به دلیل ترس از تنها ماندن ختم شود و در واقع با دریافت راهنمایی های تخصصی و دقیق و کمک حرفه ای از سوی یک فرد متخصص بتوانید موانع موجود را مورد شناسایی قرار داده و رفع کنید.