سلام. وقتتون بخیر.
من خانومی ۲۹ ساله هستم. و ۱ ساله با همسرم ازدواج کردم. مسائلی هست که باعث میشه من به خیانت فکر کنم. در کل شوهرم ادم خوبیه اما یه سری حرفا و رفتارهاش باعث ازارم میشه. مثلا من مربی چند زشته ورزشی هستم و اندام خوبی دارم و چهره خیلی خوب طوری که هرجا میرم حتی بدون ارایش باشم ازم تعریف میکنن و با وجود اینکه هیچ عمل جراحی نکردم خیلیا ازم میپرسن که جراحی کردم یا ژل زدم و در کل از نظر دیگران من زیبا هستم ولی احساس میکنم شوهرم میخواد اعتماد به نفس منو بگیره. گاهی اوقات ازم میخواد که ارایش کنم یا چهره منو به ادمای زشت نسبت میده یا هر زن زشتی تو تلوزیون میبینه میگه شبیه منه! یا راجب اندامم نظر منفی میده البته بعضی وقتام تعریف میکنه اما فکر میکنم میخواد خودشو خوب نشون بده. با اینکه بارها بهش گفتم مناسبتها برام مهمه اما از بعد عروسی توجهی برای خوشحال کردن من نمیکنه. با اینکه رابطه جنسیمون خوبه و راضیه اما چند وقت پیش متوجه شدم که تو پیجای بد میره و عکسای زنهای لخت میبینه. کلا نسبت به قبل ازدواجمون خیلی تغییر کرده و اینا داره منو افسرده میکنه و نمیدونم چیکار کنم.حتی فکر میکنم علاقه ای گه ازش حرف میزنه دروغه. درکل انتظارش از من و زندگی مشترک انگار اشتباهه. و همه اینا داره باعث میشه با تمام علاقه ای که بهش دارم سمت کسی کشیده بشم که قدرمو بیشتر بدونه
نمایش نظرها (1)
سلام به شما دوست عزیز
قابل درک هست که شما توقعاتی از همسرتان دارید که در رابطه مشترکتان براورده نمی شود اما دقت کنید که که خیانت کمکی به رفع این مشکلات نمی کند و حتی می تواند مشکلات زیادی را از نظر قانونی و زندگی مشترک و خانوادگی برای شما ایجاد کند پس بهتر است که دقت داشته باشید که خیانت راحل محسوب نمی شود و در این مسیر توجه کنید که فردی که می داند شما متاهل هستید و به سمت شما می اید و سعی در جلب توجه شما دارد بیشتر برای پاسخ به نیازهای خود می باشد و این مسیر عموما دوام زیادی ندارد .
بهتر است در این مسیر در کنار احترامی که برای همسرتان قائل هستید به ایشان بیان کنید که این مقایسه کردن ها و این سبک رفتاری ایشان برای شما چه احساساتی را به دنبال می اورد و سعی کنید که در این زمینه به صحبت های همسرتان نیز گوش کنید .
در این مسیر برای بررسی دقیق سبک رفتاری فردی و روابط زندگی مشترکتان و دیدگاهای هردوی شما بهتر است که باهم به زوج درمانگر مراجعه داشته باشید تا بتوانیم در این مسیر با هردوی شما صحبت کنیم تا بتوانید نتیجه گیری بهتری داشته باشید .
در اینجا یک موضوع به ذهن من می اید البته ممکن است که برای شما معنا ندهد اما بهتر است که به آن توجه کنیم اینکه شما بیان می کنید که انتظار ایشان از شما و زندگی مشترک اشتباه هست اما بیان نمی کنید که این انتظار و توقع چیست و این می تواند این معنا را بدهد که شما می دانید همسرتان چه می خواهد اما آن را نادیده می گیرید و این نادیده گرفتن می تواند باعث شود که ایشان نیز احساسات و نیازهای شما را نادیده بگیرند در کنار اینکه بیان کردید با دادن نسبت های منفی به شما سعی دارد خودش را خوب جلوه کند و در اینجا سوال پیش می آید که آیا شما به اندازه ای که به همسرتان اعتماد به نفس بدهد در کنار اینکه خودتان را دوست دارید از ایشان نیز تعریف می کنید و ویژگی های ایشان را محترم می شمارید چون در غیر این صورت اگر شما بخواهید دائم بر ویژگی های مثبت خودتان تمرکز کنید و تعریفی از همسرتان نداشته باشید امکان اینکه به صورت حتی ناهشیار ذهن برای به دست اوردن اعتماد به نفس از بین رفته سعی کند که ویژگی های منفی را به شما نسبت بدهد بیشتر می شود هرچند که گاهی حتی فرد به ان آگاه نیست .
سعی کنید که این روش را نیز امتحان کنید که احساسات مثبت خود را به همسرتان بیان کنید اینکه مثلا ظاهر ایشان برایتان جذاب است ، اینکه در رابطه جنسی با او چه احساسی دارید ، اینکه از بودن در جمع در کنار او چه احساسات مثبتی را تجربه می کنید ، اینکه مثلا این تیپ چقدر او را جذاب می کند در این مسیر حتی شما راحت تر می توانید علایق خودتان را نشان بدهید به این معنا که مثلا اگر سبک لباس خاصی را دوست دارید با تشویق و در آغوش گرفتن و بوسیدن و نشان دادن احساسات امکان تکرار ان بیشتر می شود .