سلام. من بیشتر از 6 ماه هست که عقد کردم. با همسرم هیچ آشنایی قبلی نداشتم ولی بعد از معرفی حدود 3 ماه رفت و آمد خانوادگی داشتیم و چندین جلسه صحبت کردیم، ایشون خیلی کم حرف و خجالتی بودن ولی بسیار نجیب و مهربان. که بعد از عقد این مسائل هم رفع شد. ولی بعد از گذشت بیش از 6 ماه از عقد رسمی هیچ میلی در ایشون برای داشتن رابطه جنسی ندیدم. خیلی از این قضیه آشفته و نگرانم. بارها هم باهاشون صحبت کردم که اگر مشکلی هست در موردش حرف بزنیم. حی چند بار با جدیت ناراحتی خودمو از این قضیه مطرح کردم. هر بار میگه حلش میکنم و پیگیرم ببینم ایراد از کجاست ووقت مشاوره میگیرم یا درکت میکنم و از این حرفا. ولی عملا هیچ اقدامی نکردن. نمیدونم بی میلی شون واقعن مشکل جسمیه یا من براش جذابیت کافی ندارم.
یه بار گفت فک میکنه به خاطر اضافه وزنی که داره میلش کم شده. یه بار گفت فک میکنه سرد مزاجه . تازه من متوجه شدم 14 ساله سیگار میکشه ولی خانواده ش نمیدونن.
من راستش در حالت عادی رفتارمو میتونم کنترل کنم. مهربون باشم و خوش اخلاق و محبت میکنم بهش. اونم همین طور. ولی وقتی نیازمو بهش میگم خیلیم مستقیم و واضح ولی انگار توجه نمیکنه عصبی میشم و پرخاش میکنم. نمیدونم تا کی میتونم این بی میلی ها رو تحمل کنم. مدامی که فکرم مشغول این قضیه میشه بهم میریزم.حواس پرت شدم. نمیدونم باید چطور رفتار کنم. نمیدونم چطور باهاش صحبت کنم. حتی با خانواده ی خودمم بد رفتاری و بد اخلاقی میکنم. اصلا اسن وضعیتو دوس ندارم. بدتر از همه اینه که خودش که سرد و بی میله دیگه به نیاز منم توجهی نداره. نمی فهمه چقد روانم ضعیف میشه. یه بار برای اینکه بتونه درکم کنه بهش گفتم تو دو روز غذا نخور. بعد صحبت میکنیم. یادمه اوایل بهم گفته بود که تو دوران مجردی یکی از دوستاش میخاسته ببرش جایی برای ارضای جنسی ولی قبول نکرده و به دوستش گفته که تخلیه ی آب بدن ارزش نداره. احساس و دوست داشتنه که مهمه .
یه اعتقاد اینجوری داره که رابطه ی جنسی رو بی ارزش و سطح پایین میدونه.
فک میکنم بیشتر به همین خاطر پیگیر نمیشه.
من چند وقته واقعن به جدایی فک میکنم چون همزمان با این همه میلی همسرم مادرشم کنایه های بدی میزنه. خیلی بهم برخورده. دوس دارم زودتر بفهمم واقعن مشکل همسرم چیه و تا جایی که امکان داره کمکش کنم و بهش حالی کنم بیشتر به نیاز من توجه کنه. ولی درمونده شدم هر راهی بلد بودم رفتم. از طرفیم حاضر نیستم روح و روانمو فدا کنم و یه عمر با خشونت و بدخلقی زندگی کنم . اینم باید یگم که از اول آشناییمون تا الان هیچوقت از همسرم پیش کسی شکایت نکردم و توقعم از زندگی و مادیات و تجملات نسبت به هم سن و سالام و حتی خواهرای خودم در حد صفره. همسرم وقتی اومدن خواستگاری بیکار بود. چند مرتبه هم ازش پرسیدم که اگر حس میکنه مسئله یا مشکلی بینمون پیدا کرده یا با اخلاق و رفتار من مشکلی داره در موردش باهام صحبت کنه ولی همیشه میگه هیچی به ذهنم نمیاد و راضیم و تو فرشته ایو… میخام بگم تقریبن خودمو مطمئن کردم از چیزی دلخور نیست. خلاصه هر چیزی به ذهنم رسیده تفتیش کردم… اول دعا کنید برلی عاقبت به خیری همه و بعد لطف کنید و راهنماییم کنید… ممنون و سپاسگذارم
نمایش نظرها (4)
چرا بعضی مردان تمایلی به برقراری رابطه زناشویی با همسرشان ندارند؟
اصولا داشتن فعالیت جنسی چه در زنان و چه در مردان امری چند بعدی است و عوامل مختلفی مانند همسر، شرایطی که رابطه در آن اتفاق میافتد و عوامل فردی در شکلگیری آن بستگی دارد، بنابراین این مساله باید از جنبههای مختلف که در ارتباط با آن است مانند میل جنسی، برانگیختگی، ارگاسم و... و از دیدگاه عوامل فردی، بینفردی، روانشناختی، پزشکی، محیطی و... بررسی شود.
اینکه برخی مردان تمایلی به داشتن روابط زناشویی با همسرشان ندارند، امری است که ممکن است عوامل متعددی در آن نقش داشته باشند. مهمترین نکته در تبیین چگونگی این مساله، دانستن این موضوع است که این اتفاق در چه شرایطی رخ داده است؟ آیا از همان سالهای اولیه زندگی مشترک بیمیلی وجود داشته است یا تحت شرایط زمانی و مکانی خاصی این مساله شکل میگیرد؟ آیا ممکن است بیمیلی تحتتاثیر مسایل دیگر (مشاجره با همسر، استرس، مشکلات اقتصادی و...) باشد؟ و سوالهای متعدد دیگری که لازم است پاسخ آنها به دقت بررسی شود.
یک فرد معمولی از کجا میتواند متوجه شود که احتمالا با کاهش میل جنسی مواجه شده است؟
اغلب افراد میل جنسی را شهوت و هوای نفسانی می دانند، اگرچه این اصطلاحات میتواند تاحدی احساسات مربوط به میل جنسی را توصیف کند، اما اصطلاح میل جنسی پیچیدهتر از این مسایل است. میل جنسی، یک مرحله روانشناختی است که طی آن فرد تمایل به خیالپردازی و داشتن فعالیت جنسی دارد.
مشکلات مرتبط با میل جنسی، زمانی مطرح میشود که افراد نداشتن میلجنسی یا میلجنسی پایین را تجربه کنند، درحالی که سایر افراد میل جنسی بالا یا دائمی دارند. میل جنسی بسیار بالا یا بسیار پایین میتواند برای افرادی که این مشکلات را تجربه میکنند، ناراحتکننده و آزاردهنده باشد و طبیعی است که طرف مقابل را هم ناراحت کند. میل جنسی پایین یک اختلال (بدکارکردی) محسوب میشود، درحالی که میل جنسی بسیار بالا، اغلب به عنوان اعتیاد جنسی تلقی میشود.
مشکلات مرتبط با میل جنسی چه در مردان و چه در زنان، با توجه به مسایلی مانند نبود رغبت، اشتیاق و میل (در ارتباط با شرایطی از قبیل خیالپردازیهای جنسی، خودارضایی یا داشتن رابطه جنسی) تعریف میشود. بیمیلی جنسی به 2 نوع بیمیلی جنسی موقعیتی و بیمیلی جنسی فراگیر تقسیم میشود. زمانی که فرد نسبت به همسرش در شرایط خاصی مثلا در محیط خانه بیمیل است، ولی در مسافرت و خارج از خانه به برقراری رابطه زناشویی تمایل دارد میل جنسی از نوع موقعیتی است اما زمانی که در هر شرایط میلی به برقراری رابطه وجود نداشته باشد، از نوع فراگیر است.
چرا بعضی مردان میل جنسی خود را از دست میدهند؟ چه عواملی باعث میشود میل جنسی کاهش پیدا کند؟
بسیاری از زوجها در شرایط نامناسب با هم رابطه برقرار میکنند؛ آنها اغلب به دلیل مشغلههای کاری، خستگی جسمانی و روانی، نگرانیهای خانوادگی و... آمادگی لازم را ندارند و بنابراین طبیعی است که چنین شرایطی عموما باعث کاهش میل جنسی در هر دو جنس شود.
وجود مشکلات روانشناختی مانند اضطراب، بویژه افسردگی هم به دلیل بروز این اختلال و هم مصرف داروهای ضدافسردگی (بهخصوص فلوکستین)، باعث کاهش میل جنسی شود. بهعلاوه طرز تفکر و نگرشهای فرد تاثیر بسزایی در عدم تمایل به داشتن رابطه زناشویی دارد.
بسیاری از زنان و مردان رابطه را صرفا وسیلهای برای تداوم نسل میدانند و معتقدند داشتن رابطه رناشویی با هدفی غیر از این، گناه محسوب میشود، بنابراین طبیعی است که برای ایجاد رابطه در زمانهای دیگر اقدام نکنند . ازطرفی نوع نگرش فرد نسبت به عملکردش نیز باعث کاهش میل جنسی او میشود ،مثلا مردانی که تصور میکنند در هرشرایطی باید آمادگی لازم برای برقراری رابطه زناشویی داشته باشند، وقتی در عمل با شکست مواجه میشوند ممکن است نسبت به توانمندی خود شک کنند و عزتنفس جنسیشان کاهش یابدو دیگر میلی به داشتن رابطه نداشته باشند.
البته وجود مشکلات جنسی دیگر مانند اختلال در نعوظ، انزال زودرس در مردان و نگرشهای منفیای که فرد به عملکرد جنسی خود پیدا میکند و حتی مشکلات جنسی زن مانند خشکی واژن، درد و...، ترس از تکرار شکست و عدم موفقیت رابطه جنسی یا ارضا نکردن همسر و آزار و اذیت او حین برقراری رابطه زناشویی (به دلیل درد ناشی از مقاربت) همگی باعث میشود میل به رابطه زناشویی کاهش پیدا کند. علاوه بر مشکلات روانشناختی و جنسی، وجود مشکلات جسمانی مانند سرطان نیز باعث کاهش میلجنسی میشود و بیماریهای قلبی-عروقی، فشارخون بالا، کلسترول بالا و دیابت هم با کاهش جریان خون به ناحیه تناسلی میل جنسی را کاهش میدهند.
داروها هم میتوانند باعث کاهش میل جنسی مردان شوند؟
بله، مصرف برخی داروها مانند داروهای ضدافسردگی (بهخصوص فلوکستین) و ضدفشارخون یا ضدریزش مو باعث کاهش میل جنسی میشود.
آیا مشکلات هورمونی هم میل جنسی مردان را کاهش میدهد؟
اختلالهای تیروییدی و تومورهای غده هیپوفیز، ممکن است باعث کاهش میل جنسی شود. افرادی که سطح تستوسترونشان پایینتر از سطح طبیعی است، کاهش میل جنسی را تجربه میکنند. چند دلیل احتمالی برای کاهش سطح تستوسترون وجود دارد که با آزمایشهای پزشکی و تستهای آزمایشگاهی مشخص میشود. هرچند هنوز تاثیر پایینبودن سطح هورمون بر کاهش میل جنسی چندان روشن نیست اما در مردان پایین بودن سطح هورمون تستوسترون همیشه با کاهش میل جنسی همراه است. افزایش پرولاکتین و مشکلهای تیروییدی بهخصوص کمکاری آن نیز در کاهش میلجنسی موثر است.
عدهای معتقدند گذراندن تمام زمانشان با همسر، میل جنسیشان را نسبت به او کم میکند. آیا علم این ادعا را میپذیرد یا تنها جنبه توجیهی دارد؟
کاهش میل جنسی بهطور ناگهانی بهوجود نمیآید و روندی تدریجی دارد؛ اگر فردی طی سال به مدت چند ماه، تمایلی به رابطه زناشویی نداشته دچار کاهش میل شده است. البته طبیعی است که بهمرور حرارت رابطه همسران کاهش مییابد و برای جذاب ماندن در نظر یکدیگر باید تلاش بیشتری کنند. برای یافتن علایم هشداردهنده پاسخ به پرسشهای زیر میتواند کمککننده باشد؛
اگر کاهش میلجنسی به دلیل پایین بودن سطح تستوسترون است، باید در درمان به سن و وضعیت سلامت فرد توجه خاصی شود مثلا در مردان مبتلا به سرطان پروستات، مصرف تستوسترون باعث پیشرفت سرطان میشود.
در خانه فقط هنگام خواب به فکر رابطه زناشویی میافتید؟ این رابطه، احساس ارتباط و اشتراک به شما نمیدهد؟ یکی از شما همیشه آغازگر و همیشه تحت فشار است؟ رابطه زناشویی یک فعالیت معمولی و مکانیکی شده است؟ هرگز در مورد همسرتان تفکرهای جنسی ندارید و نهایتا یکی، دو بار در ماه رابطه زناشویی دارید؟ اگر پاسخ به بیشتر این عبارتها در مورد فرد مثبت باشد، احتمال دارد تا مدتی نهچندان دور دچار کاهش میل جنسی شود.
کیفیت رابطه یک مرد با همسرش میتواند بر میل جنسی او به همسرش موثر باشد؟
بسیاری از زوجها در شرایط نامناسب با هم رابطه برقرار میکنند؛ آنها اغلب به دلیل مشغلههای کاری، خستگی جسمانی و روانی، نگرانیهای شغلی و خانوادگی آمادگی لازم برای داشتن رابطه ندارند ولی با توجه به دلایلی مانند فشار همسر و علاقه و احترام به او با این تصور که انجام وظیفه میکنند، این کار را انجام میدهند بنابراین طبیعی است رابطه موفقیتآمیزی نداشته باشند. چنین شرایطی عموما باعث کاهش میل جنسی در هر دو جنس میشود. این مساله زمانی حاد میشود که مدت زمان بیشتری از ازدواج گذشته باشد و مسایلی مانند نگهداری از فرزندان، عادیشدن روابط و الگوهای جنسی روزمره و تکراری نیز به آن اضافه شده باشد.
حتی در مواردی مرد نسبت به همسرش احساس خاصی دارد، چون او را به یاد فرد مهمی در زندگیاش مانند مادر و... میاندازد. در این حالت میل جنسیاش را به همسرش از دست میدهد. در کنار عوامل روانشناختی، پزشکی و عوامل فردی، عوامل بینفردی و روابط عاطفی زوج نیز در این امر نقش بسیار مهمی دارد. نوع روابط حاکم در تعیین این مساله که زن و مرد چگونه با مشکلات مختلف خود کنار میآیند، تعیینکننده است.
عشق و علاقه به یکدیگر، درک متقابل نیازها و خواستههای هم و درک شرایط خاص زمانی و مکانی که زوج در آن به سر میبرد، عوامل موثری هستند که میل جنسی را تحت تاثیر قرار میدهند. البته صرفا عشق و علاقه برای داشتن میل جنسی کافی نیست و زن و مرد باید نسبتبه یکدیگر جذابیت جنسی نیز داشته باشند، شرایط یکدیگر را درک کنند و مدام برای ایجاد رابطه زناشویی همدیگر را تحتفشار قرارندهند.
هدف از داشتن رابطه زناشویی کسب لذت است. بنابراین باید در این ارتباط با یکدیگر به توافق برسند. ممکن است با وجود علاقه بین زوج، یکی از آنها برای دیگری جذابیت جنسی نداشته باشد و همسرش نتواند با او ارتباط برقرار کند یا زوجی به دلیل فقدان مهارتهای عاطفی و جنسی نتوانند به شکل مناسب نیازها و خواستههای یکدیگر را درک و ارضا کنند. تعارضهای زناشویی، نداشتن توافق، ناسازگاری، عدم اعتماد و احترام، احساس خشم و نفرت، توجهنداشتن به نیازهای هم، نبود عشق و علاقه، روابط بینفردی آسیبدیده و... باعث کاهش میل و رضایتمندی جنسی میشود.
مهمترین نکتهای که در درمان مشکلات جنسی باید در نظر داشت، چیست؟
مهمترین نکته، شناخت دقیق عوامل ایجادکننده مشکل و جوانب مختلف آن است تا بتوان برنامهریزی درمانی و آموزشی لازم را ارائه داد. به همین دلیل توصیه میشود فرد برای ارزیابی دقیق و درمان موثر به پزشک متخصص مراجعه کند. با توجه به نوع مشکلات ایجادکننده، درمانها متفاوت است. درمان بیمیلی جنسی یا هر نوع مشکل جنسی دیگر، تا زمانی که مشکلاتی مانند تعارضهای زناشویی، مشکلات روانشناختی، ارتباطی، پزشکی و... حل نشدهاند، کاری بیفایده است بنابراین باید ابتدا عوامل ایجادکننده جانبی درمان شوند و بعد به حل موثر مشکلهای جنسی فرد پرداخت.
زن و شوهری که مشکل جنسیشان به دلیل تعارضهای زناشویی یا نبود عشق دوطرفه است، ممکن است بتوانند از زوجدرمانی برای رفع مشکلشان بهره ببرند. معمولا زوجدرمانی برای زوجی که چند سال از زمان شروع مشکلاتشان میگذرد، مفید است.
بهطور کلی برای مواجهه با کاهش میلجنسی مردان چه توصیههایی دارید؟
اگر بیمیلی ناشی از فقدان جذابیت جنسی همسر است، باید رویکردهای مبتنی بر تغییرات امکانپذیر ظاهری همسر اتخاذ شود، در اینمورد لازم است زن و شوهر با یکدیگر بر سر تغییرات ظاهری امکانپذیر که جذابیت جنسی ایجاد میکند، به توافق برسند. برای پیشگیری از هر نوع رنجش، این کار باید با دقت و نظارت متخصص انجام شود اما اگر مشکل روابط زناشویی زوجی برپایه الگوهای تکراری و بدون تغییر است، باید تغییری در الگوهای رفتار جنسی داده شود. البته این تغییرها، زمانی امکانپذیر هستند که زن و مرد میل بالایی به ایجاد بهبود روابط بینفردی خود داشته باشند.
اگر کاهش میلجنسی به دلیل پایین بودن سطح تستوسترون است، باید در درمان به سن و وضعیت سلامت فرد توجه خاصی شود مثلا در مردان مبتلا به سرطان پروستات، مصرف تستوسترون باعث پیشرفت سرطان میشود اما در بیشتر مردان این روش، بیخطر است و معمولا افزایش میلجنسی را به دنبال دارد. با مشخص شدن علت میتوان برنامههای درمانی را اجرا کرد.
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-22354282
همسرم به ارضای کامل نمیرسه.11 ساله ازدواج کردیم یه پسر 8 ساله دارم.
انقدر تو روحیه اش اثر میکنه که بهم میریزه .حرف نمیزنه بی حالو بی حوصلس.اصلا محبت زبانی نداره.خیلی بی عاطفه و سرده نسبت به من.اصلا تو خونه به من توجه نداره.100 قلم هم ارایش کنی نگات نمیکنه .
تو سکس به تخیلات و خیالات کسی دیگه با من سکس داره تازه اسم هم میاره وای چقدر خوشگله .فلان کارو بامن کرد .چقدر تپله و از این حرفا.
منم 182 سانتی مترم با وزن 68.
سبزه هستم
از من میخواد صورتم سفید باشه تپل باشه..سینه هام خیلی گنده باشهو ....از این حرفا که من باید برم پیش خدا و برگردم بشم ادمی که اون میخواد.
خلاصه خیلی عذاب میکشم.
اصلا منو سیر نمیکنه چه جنسی چه محبت کلامی.
همش دعوا داریم.
حوصله همو نداریم .همش میگه من باید برم صیغه ...
منم میگم اگه مشکلت با این حل میشه برو...ولی کسی مطمعن رو پیدا نمیکنه...
خلاصه زندگی برام جهنم شده...
سلام وقتتون بخیر من ۳۰ سالمه و خانمم ۲۰ ساله و نزدیک ۹ ماهه نامزدیم اما تو این مدت هیچ رابطه ای باهم نداشتیم حتی همسرم در مقابل بوس کردنم واکنش نشون میده و بقول خودش عصبانی میشه و بهم میریزه و میگه من هیچ میل جنسی ندارم و کششی هم ب سمت تو ندارم اینم بگم که فوق العاده وسواس داره چندبار بطور غیر مستقیم
ناراحتیم با دعوا کردن نشون دادم و هربار کارمون به جدایی کشیده اما هربار میگه من تورو دوست دارم و زندگیم دوست دارم اما رابطه جنسی نمیخوام داشته باشم منم به امید اینکه بهتر بشه هربار کوتاه اومدم هربار که میگم بریم دکتر میگه تو میخوای منو زور کنی و این حرفا اسفندماه عروسیمونه و من میخوام قبل اون بفهمم که این مشکل قابل درمان هست یا نه پیشاپیش ممنونم ازراهنماییتون
با سلام خدمت شما دوست عزیز
دقت کنید که رابطه جنسی نیز یکی از موضوعاتی می باشد که در زندگی مشترک از اهمیت زیادی برخوردار می باشد و نادیده گرفتن این موضوع می تواند هردوی شما را در آینده با مشکلات زیادی مواجهه کند .
بهتر است قبل از تصمیم گیری برای ازدواج به صورت حضوری به روانشناس مراجعه داشته باشید تا وسواس و مشکلات روابط جنسیتان مورد بررسی دقیق قرار گیرد تا بتوانید تصمیم گیری بهتری داشته باشید.
کناره گیری از رابطه جنسی می تواند دلایل مختلفی داشته باشد که بدون بررسی و صحبت با نامزدتان نمی توان در این مورد نظری بیان کرد.
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-22354762