سلام بنده مردی متاهل و 33 ساله هستم دارای یک فرزند پسر 5 ساله. متاسفانه از جانب همسرم شدیدا تحت فشارم تا دوستانمو نبینم و هیچوقت بدون او مسافرت یا میهمانی نرم. و این در صورتیه که طبق گفته های خودش در مورد مسائلی چون خیانت و … همچون چشمهاش به من اعتماد و اطمینان داره چون واقعا هم من اصلا اهل خیانت و حتی بگو بخند با زنان دیگر نیستم. فقط میخواد من کنارش باشم و تمام آزادی منو گرفته. حتی اگر بخواهم با دوستم استخر و یا استادیوم برم شدیدا مخالفت میکنه و حتی تا دعوا و جر و بحث پیش میره. حتی برای بازسازی دیوار خانه شمال هم با پدرم نمیتوانم بروم چون خودش مرخصی نداره و نمیتونه بیاد. لازم به ذکره که ایشون سه روز در هفته سرکار میرن. دیگه خیلی این فشارها و محدود کردن هاش زیاد شده. به طوری که حتی اگر خودش خونه مادرش باشه و من بجای تنها خونه موندن برم پیش دوستانم باز غر میزند و و بعدها هی تکرار میکند که فلان روز رفتی فلان جا دیگه چی میخوای و….
لطفا بنده رو راهنمایی کنید چکار باید کرد
نمایش نظرها (1)
سلام به شما دوست عزیز
قابل درک هست که این میزان از کنترل گری برای شما با فشار روحی زیادی همراه شده است اما با توجه به اینکه چندین سال زندگی مشترک هنوز این کنترل کردن و وابستگی در مسیر متعادل تری قرار نگرفته است خب بهتر است که در این مسیر بدون سرزنش کردن ایشان و یا به دنبال مقصر بودن با ایشان برای مراجعه به زوج درمانگر صحبت کنید چون نیاز است که در این مسیر بعد رفتاری و شخصیتی هردوی شما در کنار مسیر تعاملی که وجود دارد بررسی دقیق شود.
این رفتارها همیشه به دلیل بی اعتمادی رخ نمیدهد گاهی وابستگی های افراطی نیز می تواند با رفتارهای کنترل گری و چک کردن های مداوم و محدود کردن روابط همراه شود و خب این موضوع مهمی می باشد که بتوانید با افکار و احساسات هم و افکار و احساسات خودتان در محیطی بدون قضاوت و با کمک متخصص روبرو شوید در این حالت میتوان امیدورا بود که نتیجه گیری بهتری داشته باشید.