سلام و خسته نباشید. من زهره هستم 18 سالمه. دوسال با یه پسر (فامیلمون هست) 3 سال ازم بزرگتر تو رابطه بودم که در حد تلفن و پیام بود و همو فقط اتفاقی جاهایی که دعوت میشدیم میدیدم.عمه من زن داداش اون فرد هست(رابطه فامیلیمون خیلی زیاده باهاش چون اکثر ازدواجامون فامیلیه) و همیشه میگفت به درد هم نمیخوریم. مام الکی تظاهر میکردیم که دیگه باهم در ارتباط نیستیم ولی یه وقتایی هم تشویقمون میکرد که باهم باشیم.پارتنرم تو این مدتی که باهم بودیم اولش کار میکرد بعد سربازیشو رفت و دوباره رفت سرکارش. ولی تحصیلاتش درحد سوم دبیرستانه.موقعی که باهاش بودم خیلی اصرار کردم که تحصیلاتشو ادامه بده اونم هرازگاهی قبول میکرد هرازگاهی میگفت نمیتونه. چون من خودم قصد دارم تاعمر دارم درس بخونم! و دوست دارم اونم تا یجایی بخونه حداقل.دقیقا بعد دوسال که رابطمون جدی شد و قرارمون ازدواج بود(بعد 6 سال میخواستیم ازدواج کنیم تا هردوتامون هم درسمون هم شغلمون تا یجایی پیشرفت کرده باشه) من رابطه رو ترک کردم چون هم درسم زیاد بود و هم اینکه فشار خونوادم که شک کرده بودن با کسی درارتباطم اذیتم میکرد. بهش گفتم تا وقتی که خودم مسئول خودم نشدم نمیخوام باهاش درارتباط باشم و نمیتونم باهاش حرف بزنم.و اونم قبول کرداگه اینطوری میتونیم به هم برسیم مشکلی نداره. از خونواده اون مامانش و از خونواده من عمم درجریان رابطمون بود.الان حدود 5 ماهه که باهاش هیچ حرفی نزدم و تمام اکانت اینستاو… رو پاک کردم. تازگیا شنیدم که میگن پارتنرم وپسرعموش با یه خانوم رابطه داشتن. که بعد گفتن فقط پسرعموش بوده ولی بالاخره آبروی پارتنرمم ازبین رفته و حالا پدرم خیلی ازش بدش میاد. وقتی ترکش کردم قصد داشتم با یه نفر دیگه وارد رابطه بشم ولی نشد. الان نمیدونم چیکار کنم؟ برگردم؟ برنگردم؟ دوسم داره؟ اگه داره چرا بخاطم درسشو ادامه نمیده؟ چجوری آبروی رفتشو برگردونه؟چجوری ثابت کنه دوستم داره؟ چجوری بفهمونم بش درسشو بخونه؟ الانم گویا خونوادش میخوان زنش بدن ولی میدونن که خونواده من اگه پیشنهادم بدن قبول نمیکنن. خودشم میخواد که برگردم ولی درسم چی میشه؟ گیجم البته الان دیگه فارغالتحصیلم و قاراه دانشجوشم
نمایش نظرها (1)
با سلام خدمت شما دوست عزیز
دوست عزیز احساسات شما در این زمینه کاملا قابل درک است.
توجه داشته باشید که رابطه شما در دوران نوجوانی شکل گرفته است و شما هنوز مسیر زیادی در پیش دارید تا به یک ثباتی در نظرات و عقاید خودتان در مورد زندگی و به خصوص ازدواج برسید و به نوعی تکلیفتان را با خودتان مشخص کنید.
چرا که در این سنین افراد هنوز هویتشان به طور کامل شکل نگرفته است و افراد به دنبال جایگاه و خواسته های خودشان در حوزه های مختلف فردی و اجتماعی هستند و ممکن است با رشد بیشتر و شناخت بیشتری که از خودتان پیدا می کنید و تجارب جدیدی که در طی دوران رشد و پیشرفت و تحصیلات خودتان پیدا می کنید نظرتان با امروز کاملا متفاوت باشد و این که از الان برای ششش سال آینده برنامه ریزی کنیم آن هم در چنین مورد مهمی، هرگز منطقی و عاقلانه به نظر نمی رسد.
نکته مهم دیگر این است که دوست داشتن و علاقه داشتن هرگز برای ازدواج و تشکیل زندگی مشترک کافی نیست.
مسئله مهم دیگر این است که اصولا هر چه افراد در زمینه های مختلف با یکدیگر شباهت ها و اشتراکات بیشتری داشته باشند بهتر می توانند با یکدیگر همراه باشند و ازدواج موفقی داشته باشند و در همین ابتدا شما تفاوت های عمده و اساسی با یکدیگر دارید ک خودتان هم متوجه شده اید و آن هم اختلاف نظر بر سر اهمیت تحصیلات است.
نظر و رضایت خانواده ها هم خیلی مهم است که اگر وجود نداشته باشد با چالش های اساسی روبرو خواهید بود.
بنابراین به شما توصیه می شود در همین ابتدا که هنوز رابطه شما خیلی جدی و نزدیک نشده است و فقط به صورت مجازی و غیر حضوری بوده است، که این هم خودش بسیار مهم است و هرگز اطلاعاتی که از این طریق به دست می آید قابل اتکا و اعتماد نیستو معمولا با تحریف های زیادی همراه است به طوری که آن چه در واقعیت وجود دارد بار متفاوت و حتی در مواردی متناقض است، بهتر است با توجه به مشکلات و چالش های بی شماری که پیش رو دارید این رابطه را ادامه ندهید و بیش از این سرمایه گذاری احساسی- عاطفی انجام ندهید.
همچنین می توانید برای این که بتوانید در این زمینه بهترین و مناسب ترین تصمیم گیری و انتخاب را داشته باشید به یک مشاور و یا روانشناس راجعه کنید و از طریق دریافت حضوری یا غیر حضوری جلسات فردی، راهنمایی های دقیق تری را دریافت کنید تا بتوانید موثر تر رفتار کنید.