با عرض سلام و ادب
من و همسرم از سال ۱۳۸۵ به صورت شرعی به عقد هم در آمدیم و شرعا و رسما همسرم بعد از ۲ سال نامزدی و دوستی شرعا همسر من شد.
همسری که نسبت به شریک زندگیش تعهداتی دارد و باید به آنها متعهد باشد.
یکی از دلایل بسیار مهم در ازدواج هر شخص رفع نیازهای جنسی و عاطفی میباشد که طرفین باید به این موضوع اهمیت ویژه ای بدهند.
متاسفانه در کنار تمام مشکلاتی که مادر طول این ۱۶ سال زندگی مشترک داشته ایم مسله نا رضایتی جنسی من از همسرم هست که همیشه من باهاش راه آمدم و این مسله باعث به وجود آمدن تمام مشکلا ت جانبی شده فاصله را هر روز از روز قبل بیشتر و بیشتر کرده تا جایی که دیگر جایی برای تحمل بیشتر از این نمانده.
من هر روز ، هر هفته،هر ماه، هر سال،با گول زدن خودم که همسرم استرس درس داره استرس کار داره ، خسته هست،ناراحته،و …تحمل کرده ام ولی اکنون به این نتیجه رسیده ام که همسرم انسانی بسیار سرد مزاج و بیمار است و کاملا بی تفاوت نسبت به خواسته های شوهرش است.
با توجه به اینکه من عاشقانه همسرم را دوست دارم به جز این مسله تمام مسولیتهای منزل از جمله آشپزی،خرید مایحتاج منزل،کارهای اداری و … را نیز انجام میدهم .
بهترین امکانات را که یک زن از مردش انتظار داره رو برای همسرم انجام داده ام از جمله خرید جدیدترین ماشین ،خرید ۲ منزل مسکونی به نام ایشان ،خرید طلا یا پوشاک باب میلش بدون هیچ بحث و گفتگویی و بهترین مسافرتهای داخل و خارج کشور .
ولی این مشکل سرد مزاجی و قدر ندانستن همسرم باعث شده من تصمیم به جدایی بگیرم.
قبل از اینک این تصمیم را قطعی کنم لازم دانستم در این مورد با یک مشاور خوب مشاوره کنم.
که قبل از جدایی همه چیز برایم روشن و شفاف باشد و از تصمیم پشیمان نشوم.
من یک مرد هستم که فردی را به عنوان همسر برگزیده ام که تمام نیازهای جنسی و عاطفی که هرگز در زندگیم لمس نکرده ام را با او که هم بستر و شریک و همه کس و کار من است برطرف کنم و همسرم نیز باید این موضوع رو در زمانی که فاقد هر گونه بیماری و ناراحتی روحی روانی هست بپذیرد ولی متاسفانه هیچ موقع ایشان مرا درک نکرده
اکنون مواردی که سالهاست با آن مشکل دارم و همیشه درون خودم ریخته ام را برایتان باز گو میکنم
در طول این ۱۶ سال زندگی مشترک یاد ندارم که بنا به در خواستهای بسیار مکرر من همسرم یک دوره قرص ضد بارداری خورده باشد و به یاد ندارم که همسرم یک بار از من درخواست نزدیکی کرده باشد یا پیش قدمی کرده باشد.
یاد ندارم یک بار بدون التماس من یا دعوا با همسرم نزدیکی کرده باشم که نزدیکی که بدون رضایت طرفین باشد همان بهتر نباشد.
یاد ندارم یک بار خودش رو به خاطر من آرایش کرده باشه و یا اتاق خواب رو مرتب کنه و لباسهای زیبا به خاطر کن بپوشه.
در این ۱۶ سال هزاران بار با رد درخواست من باعث خرد شدن و کوچک شدن من به عنوان یک مرد شده و از من یه آدم عقده ای ساخته.
در این ۱۶ سال هیچ حسی از داشتن یک همسر به من داده نشده و بیشتر مثل این بوده که با خواهرم زندگی میکنم.
تا به امروز به عنوان یک مرد معنی نزدیکی طبیعی با یک زن رو نفهمیده ام و هیچ موقع با شخص دیگری سکس نداشته ام.
تا به امروز اگر با همسرم بعد از کلی خواهش وتمنا و دعوا نزدیکی داشته ام همیشه باید در تاریکی و ندیدن بدنش باشه چرا که خجالت میکشه یا من اجازه دیدن بدنش را ندارم.
از انجایی که ما بعد از عقد تصمیم گرفتیم به جای مراسم عروسی ماه عسل برویم لذا در طول ۱ ماه مسافرت به خاطر اینکه همسرم آمادگی لازم برای نزدیکی را نداشت من این موضوع را با ۶ ماه تاخیر انجام دادم و در واقع ۶ ماه اول زندگی ایشان دختر بودند.
همیشه به همسرم گفته ام که تو هیچ کاری نمیخواد انجام بدی و من تمام کارها رو انجام میدم و همه مسولیتهای زندگی به عهده من ولی فقط تو به این موضوع اهمیت بده و روی خودت کار کن ولی متاسفانه هیچ نتیجه ای نداشته.
تا به امروز تحت هیچ شرایطی به خودم اجازه خیانت به همسرم نداده ام و تعداد مکرر این شرایط محیا بوده ولی من به خاطر عشقی که بین من و همسرم بوده دست به این کار نزده ام در حالی که واقعا به عنوان یک مرد هیچ موقع نیازهایمان با همسرم بر طرف نشده و همیشه نزدیکی طبیعی با همسرم برایم آرزو بوده ولی متاسفانه به این نتیجه رسیده ام که اگر تغییری در ایشان ایجاد نشود شخص دیگری رو به عنوان همسر انتخاب کنم که حداقل وظایف ابتدایی یک زن نسبت به شوهر را به جا بیاورد و وقتی مردم به من بگویند زنت زیباست با خودم نگم از زیبای زن من مرا چه حاصل.
ایشان هر روز ساعتها وقت برای اینستا و تلفنی حرف زدن با دوستانش صرف میکنند ولی حداقل میتواند یک ساعت هم در هفته برای شوهرش وقت بزاره
ایشان خودشان را برای مهمانی و دوستانش بسیار خوب آرایش و آراسته میکنند ولی برای شوهرش بدترین قیافه،زشت ترین لباسها رو میپوشن.
ایشان زمان نزدیکی فاقد هر گونه احساسات هستند و فقط منتظر این هست که من ارضا بشم.
ایشان سر کوچکترین مسله مثل یک مرد هستند ودست بزن دارن و سر هر مسله کوچک تمام مرده و زنده بنده رو فحش میدن.
اکنون ما به این نتیجه رسیده ایم که هر کدام دنبال زندگی جدیدی برویم چرا که هر دوی ما معتقد هستیم که دچار مشکلات عاطفی،اخلاقی ،جنسی و رفتاری هستیم و با هم خوشبخت نیستیم.
از شما خواهش میکنم که مرا راهنمایی کنید که بهترین تصمیم را بتوانم برای زندگی آینده خود بگیرم
نمایش نظرها (1)
سلام به شما دوست عزیز
قابل درک هست که این شرایط برای شما با فشار روحی زیادی همراه هست اما دقت کنید که در این مسیر نیاز است که شما و همسرتان قبل از تصمیم گیری برای جدایی در احترام به ایشان بیان کنید که این شرایط برای شما با دشواری زیادی همراه هست و می خواهید که در این مسیر باهم به متخصص مراجعه کنید و به زوج درمانگر مراجعه کنید تا با همسرتان نیز در این مورد صحبت شود و مشکلات ایشان مورد ارزیابی قرار گیرد و بتوانید در این مسیر تصمیم گیری بهتری داشته باشید .
دقت کنید که شما بیان می کنید ایشان را دوست دارید پس بهتر است قبل از تصمیم گیری جدی در مورد جدایی در این مسیر با همسرتان به زوج درمانگر مراجعه کنید.
بسته به اینکه همسرتان چه دیدگاهی دارند و شرایط جسمی و هرمونی ایشان چگونه هست و در این مسیر تصمیم به بازسازی رابطه خود دارند و یا جدایی را ترجیح می دهند می توانید .
تا زمانی که همسرتان متوجه نشوند این شرایط چه میزان برای شما پر اسیب و با فشار روحی می باشد نمی توان از ایشان توقع تغییر داشت پس آگاهی ایشان در یک مسیر سازنده بدون سرزنش و شناخت بهترین مسیر در این مورد می باشد تا هردویتان در کنار هم بتوانید تصمیم گیری کنید.