سوالتو بپرس
X

توهین ودرخواست طلاق

من رفتاربدی یابی احترامی به مادرش نکردم ولی محبتم نکردم چون تنفرایشان ازهمان اول نسبت به خودم درچشمانش میبینم.همسرم خیلی عصبی است دردعوای اخری ازرفتاری ازاوناراحت شدم خانه ی پدرم بودم امددادوبیدادوبحث ورفت.من هم خیلی عصبانی شدم چون درمسافرت خانه ی اقوام خانه ی پدرم وخانه ی خودم بارهااین کلی بازی وابروریزی راکرده راستش عصبی است دیگه خسته شدم رفتارمنزل پدرش ازرفتاراوگلایه کنم مادرش پشتش درامدوبه من توهین کردهمسرم هم زمان بامن رسیداوهم گفت من دیگه بااین زندگی نمیکنم البته هردفعه عصبی میشه میگه ولی این بارزنگ زدافرادخانوادهردوامدوجلوی همه توهین کرد.اوحرمتم راشکسته قصدجدایی ندارم ولی دلم شکسته من کاری نکردم دلیل دعوابی معنی وعلکی است اوهمه شلوغش میکند.چاره چیست؟

یاعلی:

نمایش نظرها (2)

  • فکر میکنید چاره چی باشه ؟ در این موارد با کسی که قرار سالها زندگی کنید فقط صبوری و گذشت میتونه زندگیارو نجات بده ... و گرنه اگر در این مورد با همسرتون صحبت نکنید این کینه در دل شما برای سالها زندگی رو بکامتون تلخ خواهد کرد
    پس در زمانی مناسب با ایشون صحبت کنید مثل موقعی که غذای مورد علاقه اش رو هم درست کرده اید

  • راستش اصلانمیشه باهاش صحبت کرد.ناراحتی هاوگلایه هاکردچون سریع جبهه میگیره وانتقادمیکنه ویک دعوای دوباره. چهارروزه ازهم خبر نداریم هربارمن پیام میدادم این بارتصمیم گرفتم نگیرم تاخودش کاری کند.این قدربه من فشارروحی واردمیکندفحاشی به خانواده واعتقاداتم میکندکه شوک عصبی بهم واردمیشه بدنم بی حس میشه ونفس نفس میزنم قبل ازازدواج این گونه نبودم حالامادرش گفت زنت غش میکرده تونمیدونستی.دلم خونه واگذارکردم به خداولی طلاق خیلی بده وسخت وابروی ادم میره .شمامیگوییدچگونه قانعش کنم باخانواده اش چه کنم گناه من چیه؟