سلام
من آقا و ۳۱ سالم هست.خانواده ما ۴ تا پسر و ۴ تاخواهر بودیم که من بچه آخر خانواده بودم و از ۲۰ سالگی جدای از پدر و مادر و خانواده زندگی کردم.چند سال کار و تلاش و…
برای ازدواج با خانواده همسرم آشنا شدم که نسبت دور داشتن و خانواده ۴ نفری بودن.من قزوین بودم و خانواده همسرم اصفهان.بعد از ازدواج ما به قزوین که خانه داشتیم رفتیم و ابتدا زندگی آرام و خوبی داشتیم.من مدیر فروشگاهی که برای برادرم بود کار میکردم.اما هر روز که میومدم خونه خانمم گریه و زاری که کارتو دوست ندارم و فلان کس اینو گفت و فلان کس چیز دیگه. من مجبور شدم از داداشم جدا بشم که مستقل بشیم و یه کسب و کاری را راه اندازی کردیم. اما بعد مشکل جدید پیش امد که تو خونه مارمولک پیدا میشد و خانم من هم میترسید. رفتاری در مقابل دیدن مارمولک انجام میداد که من از آینده باردار شدنش میترسیدم.کاری کرد که فکر مهاجرت و امدن به شهر خانمم شدیم.برای جابجایی کسب و کارمون پدر خانمم وعده اینکه شریک میشه و پول میاره را داد.منتها بعد از اینکه خونه و کار رو انتقال دادیم .جا زد و گفت پولی ندارم.منم نه راه پیش داشتم نه راه پس.ما قبلش تو خونه خودمون بودیم.مجبور شده بودیم خونمون رو بدیم مستاجر و خودمون مستاجر بشیم. ابتدای کار به پدر خانمم گفتم که با این روش و بدون پول نمیشه کار را پیش برد.اما گفت حالا ادامه بدیم تا ببینیم خدا چی میخاد.یکسال ادامه دادیم.اما سودی نداشت و ما مشکل مالی داشتیم همیشه.
حالا باز تصمیم گرفتم که برگردیم به شهر قزوین و به زندگی قبلمون ادامه بدیم.کار رو هم انتقال بدیم و به هوای اینکه چون سه تا از داداشام اونجا هستن و خودم خم ۹ سال اونجا بودم و با محیط آشنا شدم و مورد حمایت برادرام قرار میگیرم.
منتها الان که با خانمم صحبت میکنم برای تصمیم گیری کمکی برای تصمیم گیری نمی کنه و همش بغض و گریه و حرفهای قدیمی که حالا اگه برگردیم فلان کس چی میگه و … ولی من چون آینده شغلی ان رو در اون شهر بهنر میبینم نظرم به برگشتن هست.
اما از یه چیزایی باز میترسم.
۱. باز ترس خانمم از مارمولک و اینکه هر روز برام عذاب درست کنه و آرامش تو خونه نداشته باشیم
۲. ترس از اینکه خانمم باز با هیچ کس نمی سازه و هر روز بخاد گریه و زاری که فلان کس اینو گفت و …
۳. دوری خانمم از پدر و مادرش و اینکه هر روز بهونه بگیره
هنگام تصمیم گیری ها به همه چی فکر میکنه به غیر از تصمیم گیری
با تشکر
نمایش نظرها (1)
دوست عزیز شما باید براساس الویت بندیی که دارید عمل کنید.
به هر حال الویت خانواده مهمتره و باید به این موضوع توجه کرد.
در مورد مشکل ترس خانمتون بهتره با مشاوری مجرب مشورت کنید .
ایشون نیاز داره تا با راهکارهایی از این فوبیا بیرون بیاد.
در این مورد حتما با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-22689558