سوالتو بپرس
X

حساسیت ها و بدبینی های همسرم

من حدود 4 ماهه ازدواج کردم و همسرم خیلی زیاد به اعضاب خانواده من حساس و بدبین است برای رفتن به خانه پدر شوهرش همیشه با هم بحث داریم و هر موقع هم که رفتیم بعد از رفتن مون یه بحثی یا دعوایی بینمون پیش میاد .
خدمتتون عرض کنم که هر موقع هم من بخوام نظرش و نگاهش رو مثبت کنم از من ناراحت میشه که تو طرفداری خانوادت رو داری و زنت برات بی ارزش و کم اهمیت هستش . در صورتی که رابطه من با خانواده همسرم کاملا متفاوت است .این کوضوع داره خیلی توی زندگیمون تاثیر بدی داره میزاره . خواهشمندم راهنمایی بفرمایید ؟؟؟؟؟؟

kianoosh140:

نمایش نظرها (5)

  • با سلام خدمت شما
    با توجه به مطالب نوشته شده دو مورد قابل استنباط است:1- همسر شما پس زمینه ذهنی منفی نسبت به ارتباط را خانواده همسر دارند. 2- آموزش های لازم را جهت برقراری ارتباط با خانواده همسر ندارند 3- فردی ایشان را به غلط راهنمایی می کنند. در مجموع هر کدام از موارد گفته شده باشد شما فرد مناسبی برای راهنمایی و ... برای ایشان نیستید . فرد بی طرفی که بتواند با توجه به شخصیت ایشان تشخصیص دهد که همسرتان به چه موردی نیاز دارد . روانشناسان کانون مشاوران ایران در این زمینه می توانند ک مکتان کنند 88422495

  • سلام وقتتون بخیر من حدود هفت ماهه ازدواج کردم همه چیز در ماه های اول خوب و عالی بود تا اینکه همسرم به یه سری از رفتارهای من حساسیت نشون داد اونم رفتارم در رابطه با شوهر خواهرم هست من در ابتدای ازدواجمون رفتارم مثل گذشته بود و شوهر خواهرمو به اسم کوچیک صدا میکردم و شوخی های در حد خیلی معمول میکردیم و درکل من ایشونو مثل برادرم میدونستم ولی روابطمون کنترل شده بود تا اینکه همسرم دیگه این رفتارا برای همسرم غیرقابل تحمل شده و اول گفت دیگه به اسم صداش نکن نکردم بعد گفت دیگه باهم شوخی نکنید نکردم بعد گفت اصلا نمیخوام باهاش حرفی بزنی نزدم الان به جایی رسیده که به من میگه هروقت خواهرت اینا میان خونتون راضی نیستم از اتاق بری بیرون در ضمن اینو هم بگم که خواهر من تا چندماه پیش شبا خونمون میموندن ولی بخاطر همسرم حتی به خواهرم گفتم که دیگه شبا خونمون نمونن همسرم همش میگه اینا پنج شش سال با تو همین رفتارو داشتن من نمیتونم فراموش کنم این رفتارو فقط فعلا اجازه داده که هروقت خودش باشه از اتاق بیام بیرون و فقط سلام کنم و هیچ حرفی هم نزنم الان با خانوادمم دارم بخاطر این موضوع به مشکل میخورم همسرم اطمینان داره که فکرش درسته و کوتاه نمیاد

    • هیچ چیز مانند بدبینی در خراب کردن یک رابطه قدرتمند نیست. بدبینی خالق تشویش و استرس، عصبانیت، تنفر و ترس است. هیچ فرد بدبینی نمی تواند به روشنی فکر کند و تصمیم بگیرد.

      رابطه داشتن با کسی که بدبین است وحشتناک است. آدم بدبین رفتاری غیر مطمئن و ناشایست دارد. چنین فردی جذابیت ندارد و حتی دیگران را از خود دور می کند.

      هیچ کس همدمی بدبین نمی خواهد و هیچ کس نمی خواهد بدبین باشد. پس عامل بدبینی چیست؟

      "بزرگترین عامل در به هم خوردن ازدواج ها بدبینی است. بدبینی بخاطر احساس نا امنی فرد بدبین پیش می آید و ممکن است ریشه ای داشته باشد یا نداشته باشد. این فرد از خطوط ارتباطی پنهان می ترسد و سعی می کند آنها را کشف کند." - ال ران هوبارد

      هنگامی که به همسر یا شریک زندگی خود بدبین می شوید، در حقیقت به ارتباطاتی خیالی و مخفی مظنون شده اید. راز باعث رنجش شما می شود. اگر با شریک زندگی خود درباره تردید خود صحبت کنید آنگاه دیگر رازی بین شما نخواهد بود و دیگر آن احساسات بد تقویت نخواهد شد.

      ارتباطات مخفی یا یا راز ها باعث می شوند افکار و سوالات این چنینی به ذهن شما خطور کند. " آیا او همدمی بهتر از من پیدا کرده است؟" " آیا می خواهد مرا ترک کند؟" " آیا روابط نا مشروع با کسی برقرار کرده است؟" آیا از نظر او من آدم نچسبی هستم؟"

      وقتی که احساس بدبینی دارید چیزهایی که به نظر شما راز هستند باعث می شوند بدترین گمان ها را ببرید. و ناخواسته فرضیه ای می سازد که در آن بدترین حالت های ممکن لحاظ شده است. و جهنم آغاز می شود جهنمی که خود و اطرافیانتان در آتش آن می سوزند و کم کم کنترل از دست شما خارج می شود.

      خوب حال که به این نتیجه رسیدیم بدبینی و حسادت بدترین بلا ها را بر سر ما می آورد چگونه می توانیم از چنین وضعیتی جلوگیری کنیم؟ یا اگر طرف مقابل ما آدم بدبینی است با او چگونه باید برخورد کنیم؟

      درمان بدبینی

      " برقراری ارتباط ریشه موفقیت رابطه زناشویی است که بر پایه آن یک جامعه قدرتمند رشد می کند، و ارتباط ضعیف همانند تخته سنگی است که به کشتی این رابطه برخورد می کند و مسافرانش را غرق می کند. " - ال. ران هوبارد

      اگر فرد بدبینی هستید باید ارتباط برقرار کنید. باید حدس زدن و پیش داوری را کنار بگذارید و به جای آن بپرسید. احساسات خود را با ارتباط برقرار کردن فرو بنشانید.

      باب به همسرش می گوید "من نمی خواهم آدم بدبینی باشم ولی می خوام بدونم می شه؟ می شه بگی تو نسبت به جو چه احساسی داری؟"

      و همسرش پاسخ می دهد " من فقط از اون خواستم پسرش رو برای کمک بفرسته باید بدونی که من دوست دارم و دیوونه تو هستم عزیزم"

      و بوووم! ارتباط مخفی که در ذهن باب شکل گرفته بود نابود شد. و راز از بین رفت. و باب احساس بسیار بهتری دارد.

      اگر باب ارتباط برقرار نمی کرد این بدبینی باب را عصبی و مشوش می کرد. و سایه آن بر روابط زناشویی آنها سنگینی می کرد.

      اگر شریک زندگی شما آدم بدبینی است. مطمئن باشید در ارتباطات خود با دیگران هیچ چیز را از او مخفی نمی کنید. مثلا وقتی که نامه ای از کسی دریافت می کنید به او پیشنهاد دهید آن را بخواند.

      ارتباط برقرار کنید تا مشکل را حل کنید. مثلا وقتی که می بینید مارسیا عصبی یا ناراحت است و زیاد صحبت نمی کند فکر کنید ببینید چه چیزی را از او مخفی نگه داشته اید. این بد بینی می تواند در محیط کاری هم رخ دهد مثلا ممکن است ببینید مدیر شما از ابتدای شروع بکار شما تا کنون چنین رفتاری با شما نداشته است گاه کافیست نشان دهید که با او رو راست و صادق هستید تا اگر افکار بدی درباره شما به سرش زده است به اشتباه خود پی ببرد.

      البته باید در هنگام برقراری ارتباط با شریک زندگی خود حتماً همانطور که می خواهید سوء تفاهم ها را از بین ببرید باید بتوانید علاقه خود را به او نمایان کنید. و مهربانی خود را به او نمایان کنید.

      اسرار قدیمی را ریشه کن کنید و آشکارا احساسات عاشقانه خود را بیان نمایید. برای آینده خود برنامه داشته باشید. فقط بخاطر یک ارتباط خوب موفقیت بزرگی در انتظار شماست.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      021-88472864

  • سلاممنم همین مشکل رو با همسرم دارم ،از دوران نامزدی بود تا الان که عقد کردم و هربار به شکلی بروز میده ،اوایل به فروشنده های مغازه ها،به پزشک یا به هر مردی که صحبت میکردم مثلا میگفت چرا وقتی باهاشون صحبت میکنی بهشون نگاه میکنی ،رو گوشی تلفن همراه و صحبتهای تلفنی و مسیج هم که خیلی حساسه ،حالام که کم کم داره رو مردهای فامیل کلیک میکنه و میگه چشم بد دارن ،واقعا نمیدونم چکار کنم درواقع همش سر این موضوع بحث و دعوا داریم

    • سرنخ ها را پیدا کنید

      قبل از آنکه بخواهید مشکل را حل کنید، باید نشانه های آغاز شدنش را به خاطر بیاورید. اولین جرقه‌های شک همسرتان از کجا شروع شد و چطور شکاک بودنش را به شما نشان داد؟ شما به آن رفتارها چه واکنشی نشان دادید و در روزهای بعد، رابطه‌تان چطور پیش رفت؟ همه آنچه در این مدت بر هر دوی شما گذشته را یک دور مرور کنید تا پرونده‌ای جامع از این شک، نشانه‌ها و آثارش را در ذهن‌تان مجسم کنید تا برای کنترل این شرایط آماده‌تر شوید.

      سهم‌تان را نادیده نگیرید

      در گذشته شما اتفاقی افتاده که همسرتان از تکرار شدنش مي‌ترسد یا اینکه شریک زندگی‌تان گذشته سختی داشته و به خاطر اینکه زندگی مشترکش به سرنوشت زن و شوهرهای شکست خورده دچار نشود به دنبال راهی برای اطمینان مي‌گردد؟ برای آنکه حساسیت‌های همسر شکاک‌تان را مهار کنید، باید پاسخی برای این سؤال‌ها پیدا کنید. شاید هم اشتباهات خود شما یا حتی واکنش‌های اشتباه به اولین رفتارهای آلوده به شک همسرتان مشکل را بیشتر کرده باشد. حالا که مي‌توانید همه آنها را به خاطر بیاورید، اشتباهات‌تان را شناسایی كرده و از تکرار دوباره آنها پرهیز کنید.

      اگر می‌خواهید امتیاز بدهید

      قطعا زمانی که ازدواج کرده‌اید، ‌از برخی حساسیت‌های او باخبر بوده‌اید، پس خط قرمزهایی که پیش از شروع زندگی در موردشان توافق کرده‌اید را رعایت كرده و سعی کنید با دادن امتیازهایی که شما را آزار نمي‌دهد و زندگی و ارتباطات‌تان را فلج نمي‌کند از حساسیت‌های او کم کنید.

      این امتیازها نباید زندگی روزمره شما را مختل کند. برای مثال همان‌طور که پیش از این گفتیم اگر عاشق کار کردن هستید، با گفتن اینکه «به‌خاطر تو سر کار نمي‌روم» تنها خود را به بحران تازه‌ای وارد مي‌کنید و نه تنها به شک کردن‌هایش پایان نمي‌دهید، بلکه دلیل دیگری برای ناراحتی و دلزده بودن از این رابطه را برای خود ایجاد مي‌کنید. یادتان نرود که امتیاز‌دادن باید به معنای بیشتر کردن آرامش هر دوی شماباشد نه باج‌دادن به همسرتان و تحت فشار گذاشتن خود.

      تلافی نکنید

      اگر از همسرتان رنجیده‌اید، ‌برای تلافی کردن موقعیتی را به وجود نیاورید که احساس شک بیشتری کند.

      زندگی مشترک میدان جنگ و مقابله به مثل نیست و راه‌حل آرام کردن همسر شکاک‌تان، بیشتر کردن تردیدهایش نیست. مقابله به مثل یا متهم کردن همسر بدترین راهی است که مي‌توانید برای آرام کردن زندگی‌تان انتخاب کنید. مدام انگشت اتهام را به سمت همسرتان نشانه نگیرید و با از بین بردن اعتماد به نفسش برای برنده شدن تلاش نکنید. گاهی به او بگویید که شاید در برخی موارد حق داشته و سوءتفاهمي ‌میان شما چنین مشکلی را ایجاد کرده است. در تمام طول بحث به او بگویید که «برداشت‌های اشتباه» در ایجاد این مشکل دخیل بوده و «هر دوی شما» باید برای از بین بردن سوءتفاهم‌ها تلاش کنید.

      مراقب خط قرمزها باشید

      اگر مي‌خواهید به این رابطه ادامه دهید، باید بتوانید مسیری که به همراه همسرتان در پیش دارید را هموارتر کنید. قرار نیست برای آوردن آرامش به خانه، بسوزید و بسازید، بلکه باید چهارچوبی را طراحی کنید که با پایبندی هر نفرتان به آن، مشکلات کمتر ‌شود. شما باید بدانید که همسرتان در چه محدوده هایی حق ورود و اظهار نظر دارد و چه حوزه‌هایی جای او نیست. تصور نکنید همین که او «همسر» شما باشد، حق تصمیم‌گیری در مورد آینده شما، شکل دادن به رفتارهای‌تان یا خط و نشان کشیدن برای‌تان را دارد. یادتان نرود که او شریک و همراه زندگی شماست نه والد و تصمیم گیرتان. پس برای شروع، محدوده حریم خصوصی‌تان را ترسیم کنید و اجازه ندهید به خط قرمزهای‌تان نزدیک شود.

      برای مثال:

      • همسرتان حق ندارد به دليل سر در آوردن از کار شما، هر روز سرزده به محل کارتان بیاید.
      • همسرتان حق ندارد به دليل آرام کردن خودش، شما را از حقوق طبیعی تان مثل کار کردن در محیطی شایسته یا معاشرت معقول و متعادل با آدم‌های دیگر محروم کند.
      • همسرتان حق ندارد به‌ دليل رفتارهای معقول و مطابق عرف‌تان، شما را سرزنش کند و به شما بی‌احترامي‌کند.

      با هم مذاکره کنید

      در زمانی که هر دوی شما در آرامش قرار دارید و هیچ اتفاق بیرونی‌اي ذهن‌تان را درگیر خود نکرده، پای میز مذاکره بنشینید. به همسرتان بگویید که مي‌خواهید سوءتفاهم‌ها را برطرف كرده و مشکل را حل کنید. در جریان گفت‌وگو هم صورت مسئله را فراموش نکنید. شما برای «حل» مشکلات‌تان در کنار هم نشسته‌اید، نه بیشتر کردن‌شان. پس اجازه ندهید این گفت‌وگو به بحثی پر تنش تبدیل شود. همدیگر را متهم نکنید و تند نروید. کمک گرفتن از یک مشاور خانواده به شما در این مورد دید روشن‌تری مي‌دهد.

      بگویید از چه دلخورید

      با همسرتان صحبت کنید و بگویید که این کنترل شدن‌ها آزارتان مي‌دهد. بعد از آنکه مصداق رفتارهای آزار دهنده را برایش روشن کردید، سعی کنید برای ادامه راه به توافق برسید. مثلا اگر او انتظار دارد چند بار در روز از خودتان به او خبر بدهید و در مقابل حساسیتش را کم مي‌کند، این کار را برایش انجام دهید اما اگر خط و نشان بیشتری برای‌تان مي‌کشد، بگویید که این رفتارها شما را مضطرب مي‌کند و اگر مي‌خواهد در این مورد به نتیجه برسد، باید خواسته‌هایش را تعدیل کند.

      خانه را میدان جنگ نکنید

      از مدام دعوا کردن در مورد این موضوع پرهیز کنید. مي‌توانید حتی بدون حضور او با یک مشاور خانواده صحبت کنید و از راهکارهایی که او به شما آموزش مي‌دهد برای کم کردن حساسیت همسرتان یا رسیدن خودتان به آرامش استفاده کنید. یادتان نرود که مشکل رابطه شما تنها شک کردن‌های او نیست بلکه عواقب بحث و کشمکش در این مورد، بر ابعاد دیگر رابطه شما هم تاثیر مي‌گذارد.

      قابل اعتماد باشید

      شاید همسرتان در مورد رابطه شما با افراد دیگر و به ویژه جنس مخالف حساسیت به خرج دهد اما نباید فراموش کنید که رفتارهای اجتماعی شما تنها دلیل ایجاد شک در او نبوده است. برای آنکه اعتماد بیشتری ایجاد کنید، باید در زمینه‌های دیگر هم قابل اتکا باشید، پس به او وعده‌ای ندهید که از پس انجام دادنش بر نمي‌آیید یا در مورد موضوعاتي که حتی از نظرتان کوچک و بی‌اهمیت است به او دروغ نگویید. شما باید در همه زمینه‌ها قابل اعتماد باشید تا بتوانید با این تردیدها مبارزه کنید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه