سوالتو بپرس
X

حساس بودن همسرم نسبت به رفتار من با دختر

باعرض سلام وخسته نباشید به مشاوران عزیز من با نامزدم در مورد این که من رفتارم بادختر ها باید کم باشه شوخی نکنم بهشون نگاه نکنم در مردشون نظر ندم و… خیلی حساس هست همسرم میگه که من حساسم چون دوست دارم ومیخام که فقط ماله خودم باشه نگاهت و…. وقتی به ی دختر بگم خشکله مثلا من ی بار گفتم که الناز شاکر دوست باحاله همیشه میگه تواون جوری دوست داری دوست ندارم دو ی دختر رو ببینی جون دلت میخاد اونو من اونجوری نیستم. من حرفاشو قبول ندارم من اصلا اینجوری نیستم که دختر برام مهم باشه دنباله دختر خوشکل و…بگردم یاببینم نمیگم اصلا نمیبینم ولی عادی من به همسرم میگم حرف تودرست من این کارارو نمیکنم ولی اگر ی بار نگاهی کردم یل شوخیی کردم ناراحت شو کم نه این که شلوغش کنی ولی میگه نه ماباید چیکار کنیم .من میخام معمولی باشه رفتار همسرم ولی اون همش بی اعتماد هست نسبت به من میگه بی اعتماد نیستم ولی رفتارش اینونشون میده لطفا کارهایی که من ویا همسرم باید بکنیم رو بگین ممنون میشم از لطف تون

Sajjad:

نمایش نظرها (3)

  • زنی هستم 30ساله 10سال قبل ازدواج کردم همسرم 8سال اعتیاد داشت و من با تمام نداری هاش تو این مدت ساختم و دوسال قبل همسرم اعتیادش راترک کرد من هم وقتی دیدم همسرم از پس مخارج زندگی برنمیاد مجبور شدم سرکار برم .یکماه قبل متوجه شدم که همسرم با زنی در ارتباط است حتی داخل مغازه اش قرصهای جنسی که مخفی کرده بود را پیدا کردم.در اون زمان حس کردم که دیگه نمیتونم باش زندگی کنم و ب دنبال کارهای طلاقم رفتم .ولی الان که دوماه ازین موضوع گذشته ودیگه اخرای کار طلاقمونه دودل شدم چون از طلاق میترسم .هیچ پشتوانه ای ندارم .میترسم وضعم بدترازین بشه.ضمنا من تنبلی تخمدان دارم و بچه دار نشدم همسرم هم هزینه ی درمان بیماریم را نداشت به همین دلیل میترسم بخاطر بچه دار نشدنم دیگه هیچوقت نتونم ازدواج کنم.

  • بنظر شما زندگی کنم و بهش،فرصت بدم یا جدا بشم.خودش پشیمونه و میگه توبه کردم ولی خوب قبلا هم چیزای جزیی ازش دیده بودم و همون موقع ها هم گفته بود که پشیمونه و توبه کرده.خیلی دوستش داشتم و میتونم ببخشمش ولی نمیتونم اعتماد کنم که کارش رو تکرار نکنه

    • دوست عزیز در اکثر مواقع این اتفاق میفته و خانم ها در آخرای کار طلاق دچار تردید میشن ... مردان دیر برای جدایی تصمیم گیری میکنن ولی وقتی تصمیشون رو گرفتن قاطع تمام میکنن ... خب دوست عزیز شما در بدترین موقعیت جبهه رو برای رقیب خالی کردی ولی زندگی در جریانه و شما باید بتونید با خودتون کنار بیایت که آیا میتونید جدا بشید و یا اینکه بمونید و در این زندگی مبارزه کنید ؟
      این تصمیم رو شما باید خودتون به تنهایی بگیرید و بدونید اگرجدا بشید ممکنه هر اتفاقی بیفته چه خوب و چه بد ... پس در مورد آینده پیشگویی نکنید