سلام من دختری 13 ساله هستم پدر و مادرم بین منو ابجیم فرق میزارن و راستش من یه کم تپل هستم و اونا همش منو مسخره میکنن مامانم بهم میگه گوساله و همش اذیتم میکنه همش میگه کاشکی وقتی دنیا اومده بودی میمردی مش منو میزنه و ابجیم هرچی میگه براش میخرن اما من هرچی میگم با بدبختی و بعد چند ماه با اخ و نوخ میخرن پدرم همش ابجیمو بغل میکنه و دوسش داره و وقتی من با ابجیم دعوام میشه همش طرف اونو میگیرن و من رو مقسر میکنن و میگن راهت بازه ساکتو جم کن برو به من میگن دختره لالشی همش حرف بد مادرم بهم میزنه همش میگه خدا یا اسمش رو تخته سنگ تازه این که چیزی نیس بابام یه روز منو میخاست بکنه تو صندوق عقب ماشین خلاصه بابام جلوی همه ابروم رو میبره
نمایش نظرها (1)
با سلام
دوست عزیز مواردی که مطرح کردید خیلی ناراحت کننده است و احساس ناخوشایند شما کاملا قابل درک است.
هر کسی نیاز دارد در روابطش، به خصوص از طرف افراد مهم و اعضای خانواده اش احساس ارزشمندی دریافت کند.
هر کسی نیاز دارد صرف نظر از ویژگی های ظاهری اش، دوست داشته شود و در میان اعضای خانواده پذیرفته شود.
مسخره کردن، توهین کردن، تحقیر و مقایسه همگی رفتارهای به شدت آزاردهنده ای هستند که باعث تخریب روابط می شود.
درباره سن و سال خواهرتان توضیحی نداده اید، شاید ایشان از شما کوچکتر هستند و برای همین انتظارشان از شما بالاتر است که البته آن را به شکل بدی ابراز می کنند.
رفتارهایی که به آن اشاره کردید برای هرکسی آزاردهنده و ناراحت کننده است و نوجوانی به سن شما حق دارد در محیطی آرام و پذیرا زندگی کند.
با این وجود گاهی اوقات اوضاع بر خلاف میل ما پیش می رود و ممکن است رفتارهایی را از نزدیکان و عزیزترین کسانمان ببینیم که اصلا انتظارشش را نداریم و مدام برنجیم.
این اتفاق با وجود دردناک بودن، برای هرکسی ممکن است رخ دهد.
باید ببینیم خودمان چه کاری برای دریافت احترام و ارزشندی از دستمان ساخته است.
مثلا یک راه این است که تلاش کنید خیلی آرام و به دور از پرخاشگری، از احساسات و خواسته ها و انتظاراتتان با پدر و مادرتان صحبت کنید تا به آنها این پیام را بدهید که از اوضاع موجود راضی نیستید و اگر این کار بدون غر زدن و قهر و دعوا باشد، به احتمال بیشتری مورد توجه قرار خواهد گرفت.
مدتی رفتار خودتان را مورد بررسی قرار دهید ببینید شما معمولا دربرابر رفتارهای آنها چه واکنشی از خودتان نشان می دهید؟
آیا شما هم متقابلا سعی می کنید خشم خودتان را از راه های مختلفی برون ریزی کنید و رفتارهای ناراحت کنده آنها را به نحوی تلافی کنید؟
در این صورت ماجرا چگونه پیش می رود؟
آیا به خواسته تان می رسید یا اوضاع بدتر می شود؟
آیا آنها هم متقابلا انتظاراتی از شما دارند که برآورده نمی شود ولی نحوه بیان انتظار و خواسته شان نادرست است؟
شما تا به حال برای دریافت احترام و حفظ حریم و حد و رز خود چه کارهایی انجام داده اید؟
آیا تلاش کرده اید با رفتاری شایسته و مناسب به انها این پیام را بدهید که دیگر کودک نیستید و شایسته رفتارهای بهتری هستید؟
آیا این کارها موثر بوده اند؟
دیگر چه کارهایی از دستتان برمی آید که در این جهت انجام دهید؟
اگر صمیمی ترین دوست شما در شرایطی مشابه ما بود و از شما مشورت می خواست به او چه توصیه ای می کردید؟
اینها سوالاتی هستند که می توانید از خودتان بپرسید تا مسیر درست خودتان را پیدا کنید.