سلام
الان 1 ساله از ازدواجم با همسرم گذشته اما هنوز نمیتونم اون خاطره رو فراموش کنم.من خیلی دوست داشتم عروسی بگیریم اما پدر شوهرم هزینشو قبول نکرد با اینکه از نظر مالی وضعش خوبه منم قبول کردم یه مسافرت کوچیک بریم فقط بعدش یه مراسم گرفتیم که خرجشم شوهرم داد همشم از همکاراش قرض کرد سعی کردیم مراسم ابرو مندو کوچیکی بگیریم اما خانواده شوهرم همه مثل غریبه ها با مانتو شلوار نشسته بودن حتی بهمون خوش امدم نگفتن جواب سلاممونم ندادن همه فامیلای من با پوزخند بهم نگاه میکردن هیچوقت اون صحنه رو نمیتونم فراموش کنم ابرومو بردن با این وجود اصلا به روی خودم نیاوردم اما الان خواهر شوهرم عقد کرده واسه عقدش 20 برابر پول مراسم ما خرج کردن.سالنوفیلمبرداری و …. بازم به روی خودم نیاوردم الان با اینکه هر دو دانشجو هستن براشون ماشین خریدن حالا هم دارن واسشون با هم خونه میخرن قراره تابستون عروسیم بگیرن با وجود مراسم عقد به اون شیکی …اما ما نه مراسم عقدی بود نه عروسی نه خونه ای نه ماشینی مشکل من با اینهمه تبعیضه نمیتونم تحمل کنم ما داریم تو قرضو بی پولی دستو پا میزنیم خواهر شوهرم میخنده میگه پول یارانمونو دادیم شام بیرون خوردیم.همش میخوان تحقیرم کنن .دیگه دلم نمیخواد ببینمشون اما من ادم خجالتی هستم که نمیتونم کاری که میخوامو بکنم نمیتونم بگم ازشون ناراحتم فقط تو خودم میریزمو گریه میکنم واقعا دارم دیوونه میشم خواهش میکنم راهنماییم کنیین.نمیخوام فراموش کنم میخوام بهم بگین چطوری حرف دلمو بهشون بزنم
نمایش نظرها (6)
خانواده شوهر منم همینطپرین تنها نیستی....اتقام تفهمی دیکران رو با خود ازاری از خودت نگیر اونا کیف کنن تو کریه متضرر میشی نفس عمیق ورزش اینلررو برا اناقام از اونا انجام بده اتفاقا بهتر منت هم نمیزارن ..سر فرصت متاسب موذبانه منظورتو به طور غیر نستقم بگو اما تو خودت نریز
انتقام نفهمی در متن بالا....
مرسی از نظرت
الهی بمیرم.بخدا از این چیزا که میشنوم قلبم درد میگیره.تو خانواده ما هم همچین موردی بود مثل شما.که واسه یه پسرشون سنگ تموم گذاشتن واسه اون یکی یه مراسم توی یه اتاقک فقط گرفتن.عزیزم شما باید از اول حواست میبود اونا قراره چجوری باهات رفتار کنن.حالا که گذشته سعی کن بیشتر از خانواده شوهرت دوری کنی و کمتر قیافشونو ببینی.امیدوارم حداقل شما و همسرت همدیگرو عاشقونه دوست داشته باشین تا بتونی موقع غصه هات به شونه اقات تکیه کنی و اشک بریزی.از اونجا که خجالتی هستی،خب باید خودتو عوض کنی،تو مراسمایی که مجبوری ببینیشون از خودت ضعف نشون نده و از بی محلی هاشون بی قراری نکن.تا میتونی به هر بهونه ای از دیدنشون اجتناب کن ولی.انشاالله وضع مالیتونم بهترشه
مرسی از همدردیت
اما نمیتونم ازشون دور باشم .مثلا شهریور عروسی خواهر شوهرمه واقعا عزا گرفتم که چه رفتاری بکنم نه میتونم نرم نه میتونم اینهمه تفاوت توی عروسی اون و خودمو تحمل کنم . باورت نمیشه ولی شبو روز تو فکر این عروسی در پیشم
خب برو لباس عروس کرایه کن یه آرایشگاه برو عکس بگیر و یه روز با شوهرت خوش بگذران.حداقل خودت شاد میشی قبل از عروسی این کار رو بکن