سوالتو بپرس
X

خانواده

سلام
حدود دوسال پیش با خانم متاهلی دوست شدم، به هم وابسته و علاقمند شدیم و حتی توافق کردیم ازدواج کنیم، روابط حدود یکسال ونیم روابط خیلی نزدیک داشتیم
همسر من فهمید و بیمار شد، از طرفی مواردی از جانب آن خانم دیدم که خیانت به روابط فیمابین تلقی میشود
تصمیم گرفتم بخاطر حفظ سلامتی همسرم و با توجه به هرز بودن آن خانم به رابطه خاتمه بدهم، مدت ۱۰ ماه است که دیگر هیچ ارتباطی با او ندارم
مشکل این است که در تمام این مدت حتی یک روز و یک ساعت از فکر کردن به آن خانم خلاصی ندارم و به شکلی فکرم را به خودش مشغول کرده که توان برقراری رابطه زناشویی با همسرم را ندارم
به همسرم نهایت احترام و محبت را ابراز میکنم ولی خالص و حقیقی نیست و تا بحال به هیچ روشی نتوانستم وظایف زناشویی را در این مدت انجام دهم و از انجام آن با همسرم بیزار هستم
همسرم دچار افسردگی شده است با وجود آنکه گله و شکایتی نمیکند میدانم از این بابت بسیار ناراحت و غمگین و افسرده است
روزهایم بسیار سخت و طاقت فرساست از یک سو دلتنگی و از سوی دیگر احساس متضاد علاقه و تنفر به آن خانم و از سوی دیگر دلخوری از خودم که توان اخراج او را از ذهنم ندارم و از سوی دیگر نگران سلامتی همسرم هستم که با ادامه شرایط حاضر قطعا آسیب بیشتری خواهد دید
نیاز به کمک دارم تا بتوانم شرایط را تغییر دهم

Mani5545:

نمایش نظرها (1)

  • سلام به شما آقا مانی
    احساساتی که به این خانم دارید و یا داشته اید قابل احترام هست اما بهتر است باهم نگاهی به متن ارسال شما بیندازیم.

    1. شما بیان می کنید با خانمی که متاهل بوده اند قرار ازدواج گذاشته اید حتی اگر متاهل بودن خود شما را نادیده بگیریم بازهم این هدف گذاری از اول اشتباه بوده است و بیشتر شبیه مکانیزم دفاعی دلیل تراشی می باشد تا بتوانید به این ارتباط ادامه بدهید البته در بیشتر اوقات این مکانیزم ها به صورت ناهشیار کار می کنند و واقعیت را تغییر می دهند .
    2. شما بیان می کنید این خانم همانطور که با ارتباط با شما به همسرشان خیانت کرده اند بازهم با وجود شما این رفتار را تکرار کرده اند . خب این نشان از مشکلات بسیار بیشتری دارد که خب نمیتوان ان را نادیده گرفت اما این موضوع را به خود این خانم واگذار می کنیم اما موضوع مهم این است که شما در روان خودتان می توانید شناخت واقعی که نسبت به این خانم کسب کرده اید را بپذیرید . در کنار اینکه خب حتما این خانم ویژگی های خوبی هم داشته اند که برای شما با خاطرات و احساسات مثبت همراه شده است .
    3. شما از مشکلات در مسیر رابطه جنسی با همسرتان و درگیری ذهنی زیادی به این خانم صحبت می کنید. دقت کنید انچه قابل مشاهده می باشد این است که در نگاه بیرونی این رابطه تمام شده است اما به نظر می رسد که شما بجای سپری کردن دوران سوگ و رسیدن به مرحله پذیرش این رابطه را در روان خودتان زنده نگه داشته اید و به همین دلیل هم با شرایط روحی بهم ریخته روبرو می باشید و حتی در رابطه جنسی با مشکل مواجهه شده اید.
    4. بهتر است به خودتان فرصت بیشتری بدهید و سعی کنید در اولین گام برای بهبود شرایط روحی خودتان و بررسی این افکار و مشکلاتی که دارید به روان درمانگر مراجعه کنید با بهبود شرایط روحی می توانید در کنار پذیرش ناکامی های زندگی مسیر رشدی بهتری داشته باشید.