سلام
من ۱۷ سالمه
ولی خانواده باهام مثل یه بچه ی ۷ ساله رفتار میکنه … اونا دوست ندارن من برم بیرون دوست ندارن برم پیش دوستام و نمیزارن هیچ کاری انجام بدم . میگن فقط باید با خودمون بری و بیای . ولی من ۱۷ سالمه و باید کارایی ک دوست دارمو انجام بدم چون این زندگیه منه … واقعا خستم کردن . حس زندانبان دارم بهشون .و دیگه نمیدونم باید چی کار کنم . به نظر مسئله ی بزرگی نمیاد ولی من واقعا خسته شدم از اینکه باید اون طوری که اونا میخوان زندگی کنم … و همه ی اینا در حالیه که برادرم که ۱۸ سالشه از ۱۶ سالگی ازادیه کامل داشته 🙂 میشه کمکم کنید ؟؟؟
نمایش نظرها (2)
با سلام خدمت شما
دوست عزیز احساس ناراحتی و ناکامی شما در شرایطی که توضیح دادید کاملا قابل درک است.
اتفاقا نیاز به آزادی یکی از نیازهای اساسی هر فردی است که در دوران نوجوانی شروع می کند به خود نمایی در وجود انسان ها و شاید تا قبل از آن یعنی دوران کودکی خیلی مهم نباشد اما در این دوران تازه خودش را تمام قد نشان می دهد و افراد واقعا این نیاز را با تمام وجود خودشان احساس می کنند.
اما خب والدین ممکن است به دلایل مختلفی متوجه اهمیت این موضوع نباشند، مثلا ممکن است اطلاعات و آگاهی کافی را در این زمینه نداشته باشند، ممکن است هنوز متوجه بزرگتر شدن فرزندانشان و تغییر نیازهای آنها نشده باشند، ممکن است به دلایل فرهنگی و اجتماعی محدودیت های بیشتری را برای دختران در برابر پسران صلاح بدانند و یا به دلیل نگرانی و اضطراب بالا از شرایط نامناسب جامعه و با تصور آسیب پذیر بودن دخترانشان، در برابر آنها بیشتر موضع سخت گیرانه داشته باشند و یا هر علت دیگری.
مسئله اصلی اینجا است که هر سی مطابق افکار و باورها و ادراک و خواسته و نیاز خودش عمل می کند.
والدین شما هم اگر تصمیمات خاصی در این زمینه بگیرند ک مورد پسند شما نباشد و یا رفتارهایی انجام دهند که برای شما آزاردهنده و از نظر شما غیر منصفانه و ناعادلانه باشد، بهر حال واقعیت این است که گاهی ممکن است با اینگونه رفتارها و مواردی که بر خلاف میل و خواسته ما پیش می روند رو برو شویم.
درباره اینکه شما تا به حال برای براورده ساختن نیازها و خواسته هایتان و مطرح ساختن نظرات و دیدگاهتان چه اقداماتی انجام داده اید توضیح نداده اید.
اما بهتر است بدانید که رفتارهایی مانند غر زدن، دعوا و پرخاشگر، سرزنش آنها و قضاوت منفی کردنشان که به برادرتان بیشتر بها می دهند و یا برچسب پدر و مادر بد بودن نه تنها موثر نیستند بلکه ممکن است تصویر شما را پیش والدینتان یک چهره نپخته نشان دهد و باعث تخریب رابطه خوب بین شما و کاهش صمیمیت و تحریک آنها به سخت گیری بیشتر شود.
تنها مسیردرستی که پیش روی افراد در اینگونه موارد وجود دارد به نظر می رسد همان گفتگو و صحبت کردن بدون این رفتارهایی باشد که به آن ها اشاره شد.
به این ترتیب که شما با مطرح کردن افکار و نظرات و احساساتی که در این موقعیت ها دارید ۰(همین که فکر می کنید زندانی شده اید و همچین برداشت و تفسیری از رفتار آنها دارید و در این صورت احساس می کنید که درک و دیده نشده اید و احساس ناراحتی و ناکامی دارید و یا هر احساس دیگری که در این مواقع تجربه می کنید،) خواسته و انتظارتان را از آن ها به صورت واضح بیان کنید، مثلا اینکه از آنها انتظار دارید کمی به شما و به تربیت خودشان اعتماد کنند و شما هم قرار است در این جامعه زندگی کنید و بهتر است زودتر با حمایت آنها وارد جامعه بشوید تا تجربه به دست آورید و ...
در مقابل خودتان هم به جای مقابله کردن با آن ها این بار عی کنید حرف ها و دغدغه ها و نگرانی های آنها را بشونید و موضع را از زاویه دید آن ها ببینید تا بتوانید آن ها را هم درک کنید و حتی همدلی دهید تا بدانند متوجه حساسیت ها و دغدغه و نگرانی آن ها هم هستید و آن ها را هم متوجه می شوید و درکشان می کنید و به آن ها بها می دهید.
در نهایت بر سر یک گزینه ای توافق کنید که مورد رضایت نسببی هر دوی شما است.
یعنی از آن ها بخواهید با تعیین شرایطی برخی از خاسته های شما را که برایتان ر اولویت قرار دارند را امکان پذیر کنند و شما هم در مقابل متعهد شوید که شرایط آن ها و محدودیت هایی که برایتان مشخص می کنند را بپذیرید و انجام دهید تا بتوانید اعتماد آنها را به دست آورید.
از آنها بخواهید برای شما فرصت هایی را فراهم کنید و در مقابل اطمینان دهید که آن ها را در جریان می گذارید و محدودیت ها را رعایت می کنید.
بنابراین این تنها شیوه ای است که می توانید از طریق آن والدینتان را با خودتان همراه کنید و در مسیر براوردن خواسته ها و نیازهایتان اقدام موثری انجام دهید و فعالانه تلاش کنید اما از مسیر درست آن یعنی همین گفتگو و مذاکره کردن با نیت جلب توافق آن ها به شیوه ای که رضایت شان را به دست آورید.
برای اینکه بهتر بتوانید این کار را انجام دهید اول از همه باید در نظر داشته باشید که این یک مهارت است و به مرور و با انجام بیشتر آن می توانید تسلط و توانمندی بیشتری هم به دست آورید.
و بعد اینکه بهتر است به جای تمرکز بر خود مشکل و غرق شدن در افکارقضاوت گرانه و سرزنش امیز درباره والدینان، بر حل و مدیریت آن و چگونگی رفتار خودتان در جهت حرکت به سمت خواسته تان و یا اقدامات موثر برای حل آن مشکل یا مسئله متمرکز شوید تا احساس خشم کمتری را تجربه کمید و موثر تر رفتار کنید.
ممنون ❤❤❤ همین کارو میکنم