من ۱۶سالمه!الان همه هم سنوسال های من عادی شده که خانواده هاشون میذارن دوست مهمولب پسر داشته باشن!ولی خانواده من نمیذارن !درحالی که من شخصو بار ها شده به خانواده معرفی کردم،وقتی میبینم همه همسنام میرن و فقط من نمیرمخیلی ناراحت میشم!نمیدونم واقعا چیکار کنم!الان برعکس دوران قدیم روابط دوستی معمولی دختر و پسر عادی شده
- On شهریور ۲۲, ۱۳۹۹, ۱۱:۵۲ ب.ظ
itsmelol
دسته بندی: مشاوره خانواده
خانواده
مطالب مرتبط
نمایش نظرها (2)
سلام به شما دوست عزیز
ببین عزیزم احساسات و نیازهایی که داری قابل احترام هست اما اینکه شما بخواهید زندگی خودتان و هنجار و فرهنگ هایی که دارید را با دیگران مقایسه کنید کمکی به شما نمی کند و در این مسیر بهتر است بر مبنای شرایط و هنجارهای خانوادگی تصمیم گیری کنید و سعی کنید از سرزنش کردن خودتان و خانواده خوداری کنید چون آنها نیز نگرانی هایی دارند که شاید درک آن برای شما در یان سن سخت باشد .
اما عزیزم در کنار مخالفت های خانواده در این مسی ردقت کن که هر مسیر یکه همسن های شما تجربه می کنند مسیر درستی نمی باشد شماها در سن حساسی قرار دارید که گرایش به جنس مخالف بیشتر می شود اما دقت کنید که روابط در این سن دوام زیادی ندارد و بیشتر بر پایه هیجان می باشد و یا خیالپردزای های که در این سن وجود دارد در کنار این موراد شماها در کنار احترام به احساساتتان باید بتوانید اسیب های این روابط را در نظر بگیرید تا بتوانید مسیر بهتری را تجربه کنید با افزایش سن و رشد می توانید در این مسیر نیز با کمک خانواده تصمیم گیری بهتری داشته باشید .
با سلام خدمت شما
دوست عزیز احساس ناراحتی و ناکامی شما کاملا قابل درک است.
واقعیت این است که نعیین قوانین و حد و مرزها در خانواده ها بر عهده پدر و مادر های است و انتخاب ها و تصمیم هایی که آن ها در موارد مختلفی اتخاذه می کنند ممکن است گاهی بر خلاف میل و خواسته ما باشد و حتی گاهی برای ما غیر قابل قبول، دشوار و حتی ازار دهنده باشد.
پذیرش چنین شرایطی ممکن است در سنین نوجوانی که نیاز به آزادی تازه بروز پیدا می کند و جذابت هایی به جنس مخالف ایجاد می شود و افراد دوست دارند تجربه های مخالف و گاهی پر هیجان و پر خطر داشته باشند به مراتب دشوار تر خواهد بود و احساسات شما در این زمینه کاملا قابل ددرک است اما خب چاره ای جز پذیرفتن شرایط موجود ندارید.
چرا که هیچ فردی پدر و مادر خودش را انخاب نکرده است و همچنین قادر نیستید که رفتار .و یا افکار آن ها را تغییر دهید.
تنها کاری که در این گونه موارد از شما ساخته است گفتگو کردن و مذاکره و تلاش برای رسیدن به یک توافق دو سویه است.
اگر چه به این که تا به حال در این مسیر چه اقداماتی انجام داده اید اشاره دقیقی نکردید اما با قهر کردن، پرخاشگری، سرزنش کردن، قضاوت منفی و یا بر چسب زدن به والدینتان و یا غر زدن راه به جایی نخواهید برد چرا که این رفتارها همگی مخرب هستند و حتی ممکن است باعث دورتر شدن شما و والدین تان و ایجاد فاصله و اختلاف و تفرقه بیشتر بشود که این موضوع به نفع شما نخواهد بود.
اما با صحبت کردن می توانید به آن ها بیشتر نزدیک شوید، به این ترتیب که به جای بحث کردن و تلاش برای اثبات درستی خواسته و یا گفته خودتان و قضاوت آن ها به این صورت که آن ها طرز فکر قدیمی دارند، سعی کنید دغدغه های آن ها را بیشتر بدانید و درباره نگرانی هایی که در این زمینه دارند گفتگو کتید تا با ادراک آن ها درباره این تصمیمات بیشتر آشنا شوید که در این صورت حتی ممکن است بتوانید به آن ها همدلی هم بدهید.
چرا که با توجه به تفاوت سن و تفاوت نقشی که دارید حتما ادراک و برداشت شما از این موضوعات متفادت خواهد بود.
اگر آن ها کلا افراد نگران و مضطربی هم باشند این موضوع می تواند تصمیمات آن ها را هم تحت تاثیر قرار دهد.
بنابراین سعی کنید از طریق گفتگو کردن و شنیدن آن ها و بد صحبت کردن درباره خواسته ها و احساسات خودتان با آن ها، خواسته و انتظاری که از آن ها دارید را مطرح کنید و سعی کنید به گونه ای پیش بروید و گزینه ای را انتخاب کنید که هم خواسته شما را تا حدی برآورده کند و هم نگرانی ها ودغدغه های پدر و مادر شما را پوشش دهد و به این ترتیب آن ها این پیام را از شما دریافت کنند که خواسته ها و نگرانی ها و احساسات آن ها هم برای شما اهمیت دارد و از این طریق احساس ارزشمندی دریافت کنند و با احتمال بیشتری متتقابلا شانس این را داشته باشید که آن ها هم شرایط شما را در نظر گرفته و شما را درک کنند.
همچنین می توانید از آن ها بخواهید که شما را پیش یک روانشناس و یا مشاور ببرند تا با بررسی بیشتر و دریافت کمک حرفه ای در این زمینه بتوانید در مسیر تحقق خواسته ها و اهداف و نیازهای خودتان با توجه به شرایط موجود اقدامات موثرتری را انجام دهید.